منو

سه شنبه, 21 مهر 1405 - Tue 10 13 2026

A+ A A-

قصه ی حضرت ابراهیم (ع) بخش اول

  • نوشته شده توسط مدیر سایت
  • دسته: قصص قرآن
  • بازدید: 22

بسم الله الرحمن الرحیم

قبل از اینکه وارد جلسه شوم لازم است توجه شما بزرگواران را به این نکته جلب کنم، ما وارد گفتگو در قصص قرآنی شدیم هدف ما فقط بررسی زندگی و رسالت پیغمبران خدا نیست مانند یک قصه بخوانیم بدانیم و پیش برویم، اگر اینطور باشد، می دانید فیلم یوسف نبی را چند بار دیدم ؟ جز به جز حفظ هستم، یا در قرآن چقدر خواندم، نه، تنها این نیست، بلکه می خواهیم در قالب آیات، چگونه تلاوت آیات و چگونه برداشت از این تلاوت ها را بیاموزیم پس خوب است که دقت کامل داشته باشیم.
این جلسه به داستان حضرت ابراهیم (ع) دومین پیامبر اولوالعزم و دارایِ شریعت جهانی می پردازیم، دینِ حنیف، شریعتی جهانی، برای همه ی جهان بودند، پروردگار عالم در بیش از 80 آیه از آیات قرآن به داستان زندگی ایشان پرداخته است، بیش از 69 بار نام مبارکشان در قرآن کریم ذکر شده است، وجود حضرت ابراهیم (ع) آن چنان جامع و مقدس است، جامع یعنی همه چیز در آن وجود دارد، یعنی آنچه که پروردگار مد نظرش بوده در وجود مقدس ایشان هست پروردگار اهل ایمان را در آیاتی در قرآن تشویق می کند که بروند و ببیند ایشان چه مقامی داشته است.
سوره مریم آیه 41؛ وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ، در کتاب، ابراهیم را یاد کن، یعنی بدان که ابراهیم (ع) چه کسی بوده و چه کرده است و الی آخر... چون در سیره زندگی او و رسیدن ایشان به قله ایمان و عقیده، آن قدر نکته های ظریف و قابل اجرا وجود دارد که برای هر مومنی در هر دوره ای کارساز خواهد بود. خیلی جالب بود دیروز یک آقایی برای مردم صحبت می کرد می گفت فکر نکنید طلبه ها می روند دوره طلبه گی می بیند مثل دانشگاه ها مثلا به آن ها مدرک می دهند، می خواند یاد می گیرد و پیش می رود برای آنها نهایت وجود ندارد، چرا؟ چون حقیقت در دنیا نهایت پذیر نیست هر چه را تو دیدی و آموختی مطمئنا چیز دیگری هم وجود دارد که می توانی بیاموزی. پس بنابراین می بینید که در زندگی پیامبران انتها ندارد می گوید اینها را یکی یکی نگاه کن جلو برو تو این را یاد بگیر بگو این را من انجام می دهم، آن را یاد بگیر آن هم انجام می دهم، ولی مستلزم این است که به آیات درست توجه کنی ما برای ثواب، برای خیرات قرآن می خوانیم نه به درد نمی خورد، چون در دنیا حقیقت پایان ندارد پیامبران اینها را می چشند می آموزند و پیش می روند .
سوره ممتنحنه آیه 4؛ قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ، برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم وجود دارد. کلام خدا است.
سوره آل عمران آیه 95؛ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا، از آیین ابراهیم که حنیف است تبعیت کنید. حنیف نام آیین او است چطور ما اسلام می گوییم، حنیف، یعنی حق گرا، پروردگار آدم ها را به تبعیت از ابراهیم حق گرا (ع) دعوت می کند.
بین اهل ایمان و وجود ابراهیم (ع) یک رابطه مهر و محبتی وجود دارد و مسلمانان را به همراهی آن حضرت دعوت می کند می دانید که پیغمبر ما از نسل حضرت ابراهیم (ع) است. سوره حج آیه 78 خداوند می فرمایند؛ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ، آیین پدرتان ابراهیم. پدر من یکی دیگر بود، شما یکی دیگر بود، اما خدا می گوید آیین پدرتان ابراهیم .از مقام ابراهیم (ع) همان بس که در مسجد الحرام مکانی خاص به عنوان جایگاه نماز برای حاجیان تعیین شده است شما طواف که می کنی اعمالت را که انجام می دهی یک نقطه ای هست در مکه به آن مقام ابراهیم می گویند، آن جا می رویم و 2 رکعت هم نماز می خوانیم، پس پروردگار امر بر پیروی و همراهی با ایشان در مکانت و در منزلت معنوی صادر کردند جایگاه نماز به مقام ابراهیم (ع) تعیین شده است.
سوره بقره آیه 125؛ وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى ۖ  ، ازمقام ابراهیم در مسجد الحرام برای نماز طواف ، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید. بعضی ها می نشینند و البته اگر حاجی هایی که طواف می کنند اینقدر زیاد نباشند که روی مردم بیفتند، اگر شلوغ نباشد جای قشنگ و دلچسبی است من آنجا هم نماز خواندم هم خیلی ذکر کردم. این همه مقام و جایگاه دلایل خاصی برای خودش دارد اگر بخواهیم به راز این همه مقام و جایگاه خاص پی ببریم، می بایستی به آزمون های حضرت ابراهیم (ع) توجه کنیم و بببینم ایشان در برخورد با آزمون هایش چه کرده است، چه درس هایی را به ما می دهد . شما لازم نیست بروید و ببینید همسایه ی بغلی شما وقتی کلیه درد داشت چه کار می کرد ؟ جیغ می کشید یا نمی کشید، نه، شما بروید ببینید پیغمبرها و اولیای خدا در آزمون های سخت چه کار می کردند.
سوره بقره آیه 124؛ وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ، یاد کنید هنگامی که ابراهیم را پروردگارش به اموری آزمایش کرد پس او همه را به طور کامل به انجام رسانید. یعنی وقتی به تو آزمایش می آید حواست را جمع کن تو هم باید آنطور باشی. امروز با یکی از دوستانمان که در بیمارستان بود صحبت می کردم، مطلبی را به من گفته بود من فقط برای او یک چیز نوشتم گفتم مراقب امتحانت باش، ایوب نبی (ع) هم در بدن سختی بسیار کشید عاقبتِ او را که در قرآن خوانده ای، از دست ندهی، این دلداری من به ایشان بود. میزان موفقیت ابراهیم (ع) در این ابتلائات و وفای به عهد الهی همان بس که پروردگار در قرآن بر نتیجه ی کار او مُهر تائید زده است، نشان می دهد که هم ایشان پیروز بوده و هم اینکه امتحاناتش را کامل به پایان برده است . سوره بقره آیه 124 که می گوید پس او همه را به طور کامل به انجام رسانید . پس هم امتحانش را کامل داشت و هم اینکه بدون نق وغر زدن تمام کرد.
سوره نجم آیه 37؛ وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّىٰ، ابراهیم همان که به طور کامل به پیمانش با خدا وفا کرد . یادتان نرود دنیا آزمایشگاه بزرگ خداوند است. امروز با خودم فکر می کردم، قدیم ها وقتی یک کسی زیاد به زمین می خورد من یک جمله به او می گفتم که در دنیا کوتاه بیا . آنهایی که در دنیا در مسائل زندگی کوتاه نمی آیند، تندتند زمین می خورند بعد امروز رفتم سرویس بهداشتی دیدم نزدیک بود زمین بخورم، گفتم تو را چه شده است ؟ تو به همه می گویی کوتاه بیا، خب چرا خودت کوتاه نمی آیی ؟ آمدم بیرون و شاید حدود یک ساعت فقط سکوت کردم و به خودم فکر کردم دیدم من در دنیا با هیچ چیزی صفر و صد نیستم، این باید اینجوری باشد، آن باید آنجوری باشد، نداریم. اما، در بحث اعتقادات همین هستم گردنم را بزنید، نمی توانم کوتاه بیایم . خدا هم می گوید نمی توانی کوتاه بیایی؟ می خواهی پای من محکم بایستی؟ خب زمین بخور ببینم شکایت می کنی؟ نه نمی کنم، زمینم را می خورم ولی شکایت نمی کنم چون پای چیزی ایستادم که اعتقاد من است، پای چیزی ایستادم که تو به من دستور دادی باید اینطور باشی پس به پای آن می ایستم . حالا ، برای من امتحانم این است که تندتند زمین بخورم ؟ اشکالی ندارد زمین می خورم تا هرجایی که تو بخواهی . این هم کشف امروز صبحم من بود.
دنیا آزمایشگاه بزرگ خدا است، همه ی انسان ها در هر لحظه و هر مکانی امتحان می شوند، هیچ کسی هم از امتحانات مستثنی نیست.
سوره فجر آیه 15؛ فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ، اما انسان هنگامی که پروردگارش او را بیازماید و گرامی اش دارد، نعمتش بخشد می گوید چون شایسته و سزاوار بودم پروردگارم من را گرامی داشت. نه، از این خبرها نیست، تو را گرامی داشت تا ببیند وقتی گرامی می دارد آیا مخلص هستی؟ آیا پایبند هستی ؟ یا اینکه فکر می کنی تو خیلی تحفه هستی، آدم خیلی تحفه نیست . کلمه انسان در سوره ی فجر آیه 15 به صورت عام آمده است، یعنی همه ی افراد بشر آزموده می شوند هرنعمتی که می رسد از مواد این آزمون است، هوشیار هستید ؟ خودِ نعمت برگه ی امتحانی شما است، نداری و تهیدستی، توانگری و همه ی اینها از مواد این امتحانات است. در همین آیه ذکر اسم رب، حکایت از ربوبیت پروردگار با همین قانون و با همین شیوه می کند، یعنی رب شما است که تعیین می کند، انسان از پشت پرده بی خبر است با راحتی و با ناراحتی دچار توهم می شود راحتش می کنند می گوید بَه بَه، می دانستم اگر این کارها را انجام بدهم، اگر خیریه بروم و فلان قدر ببخشم، خدا به من هم می دهد خدا من را هم راحت می کند . برعکس، از او می گیرد دائم می گوید مگر من چه کار کرده بودم، که تو من را به این سختی و به ذلت انداختی ؟ هم راحتی و هم ناراحتی، وقتی آمد انسان دچار توهم می شود از توهم، توانگری را اکرام، بزرگداشت می بیند، نداری را تحقیر می بیند، هیچ کدام این ها نیست، نه شما را تحقیر می کند و نه شما را خیلی بزرگ می داند . تلخی ها و شیرینی ها برای لاغر و چاق کردن انسان نیست بلکه یک آزمون است تا عیار انسانیت انسان برای خودش معلوم شود. من فکر می کنم 2 شب پیش بود، برای اولین بار در اواخر شب یک کاری را با 2 یا 3 نفر پای تلفن انجام دادم حرف زدیم و چقدر هم خندیدیم، وقتی تلفن را قطع کردم گفتم دیدی چقدر کار تو قشنگ بود چرا همیشه این کار را نمی کردی، تا آن کسی که روبروی تو هست همیشه دلش باصفا شود، دلش خوش شود، از اینکه تو این کار را برای او انجام می دهی، خب انجام بده دیگر . تلخی ها و شیرینی ها برای لاغر و چاق کردن آدم نیست بلکه یک آزمونی است تا عیار انسانیت هر آدمی را برای خودش معلوم کند. برای خدا نه، چون خدا عیار انسانیت من و شما را می داند، پس برای چه من و شما را امتحان کند ؟ ولی می خواهد به من و به شما بگوید تا قبل از نمردن ببینی لبه های انسانیت تو ریخته است یا نه. انسانیت های ما اول در خانواده دیده می شود، همسران نسبت به هم، آیا حاضر هستی حرف همسرت را با آرامش گوش کنی و قبل از اینکه به پایان برسد قضاوت نکنی؟ ببینید من می گویم همسران، نمی گویم خانم یا آقا، و هیچ کس نمی تواند به من ایراد بگیرد چون من جفت های بسیاری را مشاوره می کنم فقط اشکال من این است که مجانی است، اگر پول می گرفتم، آن وقت بیا و ببین چه گنبد و بارگاهی داشتم پس خیلی خوب می دانم چه می گویم. خانم، اگر همسرت جلوی تو کوتاه می آید، دال بر این نیست که تو خیلی قدرتمند هستی، دال بر این نیست که تو درست می گویی. آقا، شما هم همینطور، اگر همسرت فقط لبخند می زند یا سکوت می کند، فکر نکن حق با تو است به هیچ عنوان اینطوری نیست، پس انسانیت همین جا پیدا می شود که همان دقیقه که در همان ماجرایی، آیا فهمیدی که طرف مقابل تو، چقدر تو را دوست دارد و چقدر به تو اهمیت می دهد؟ چقدر سعی می کند که تو ناراحت نشوی ؟ بچه ها نسبت به پدر و مادر، پدر و مادرها نسبت به بچه ها. اگر بچه ها در مقابل ناراحتی پدر و مادر چیزی نمی گویند، یا در مقابل خشم پدر و مادر چیزی نمی گویند ، مفهومش این نیست که هیچ چیز نمی فهمند باور کنید می فهمند، مهم این است که شما هم آنها را بفهمید، خواهر و برادرها با هم، مرد با فامیل همسرش، خانم با قوم شوهرش، همسایه با همسایه، آیا همدیگر را درک می کنید. آیا می فهمید که انسانیت درون شما، شما را به چه امری فرمان می دهد ؟ خیلی مهم است. همه ی اینها آزمونی است تا عیار انسانیت انسان برای خودش معلوم شود . شناسنامه ی گذشته و آینده هر انسانی در دست خدا است، خدا می داند هر کدام از ما در چنته چه چیزی داریم . اگر تو پنهان می کنی مردم ندانند، از خدا که نمی توانی پنهان کنی تو وقتی می دانی اشتباه کردی، بگو اشتباه کردم، به خدا هیچ طوری نمی شود، اصلاً از آن قَبای شما چیزی کنده نمی شود، اشتباه کردی دیگر، بگو اشتباه کردم، واقعاً معذرت می خواهم، تمام .
سوره یونس آیه 61؛ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَٰلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ، هیچ چیز به وزن ذره ای در همه ی آسمان و زمین از خدای توپنهان نیست ذره، کوچک تر از ذره، و بزرگتر از آن هر چه هست همه در کتاب مبین حق یا همان لوح علم الهی ثبت است. نمی خواهد تقلا کنی، تو جلوی آدم ها خود را پوشاندی، جلوی خدا که نمی توانی بپوشانی. نوع آزمایش ها مختلف است، گاهی تلخ و گاهی شیرین است، اما یک نکته مهم است، آزمایش هر کس به اندازه ظرفیت او است چون بارِ بیش از توان بر دوش کسی گذاشتن خلاف حکمت است از خداوند عملی خلاف حکمت سر نمی زند. پیامبران و اولیای الهی چون صفوه الله هستند مقام ویژه دارند، امتحانات آن ها هم ویژه است، دیگر انسان ها توان حضور در امتحانات این پیامبران را ندارند. آزمایش ها برای بروز استعدادها، رشد و پرورش انسان هاست، در هرآزمایشی که انسان موفق می شود جوایز خاصی از خدا دریافت می کند، خودتان را امتحان کنید هرجا که خوب حرکت می کنید یک چیزی دریافت می کنید که اگر فقط توجه به خودتان داشته باشید آن وقت آن را می فهمید این جایزه برای انبیا همان ارتقای درجه است، درجه ی آن ها بالا می رود.
در بحارالانوار جلد 64 آمده که امیرالمومنین(ع) فرمودند؛ بلا برای ظالم ادب کردن و تنبیه کردن است. برای مومن امتحان است، ببینید یک بلا و یک جورمی آید، سیل می آید وخانه ها را از جا می کَند و می رود، برای ظالم تنبیه کردن و ادب کردن است، برای مومن امتحان است، برای انبیا درجه است، برای اولیا کرامت است. یکی از آزمون های الهی از ابراهیم (ع) مبارزه با شرک و بت پرستی بود با شکستن بتها و افتادن در خشم نمرود و نمرودیان.
ابراهیم (ع) برای بنا گذاری تاریخ توحید با بت پرست ها و مشرکان از 2 نوع برهان استفاده کرده است؛ برهان عقلی و برهان قلبی. در دفاع از ربوبیت حق تعالی و اثبات آن بهره جسته است، چگونه؟ وقتی چشم او به بت ها افتاد با غیرت و شهامت تمام کلامی سرشار از منطق، مقابل این بت پرستی ایستاد و گفت؛ سوره انبیا آیه 52؛ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَٰذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ، یاد کن زمانی را که به پدرش و قومش گفت این مجسمه هایی که شما ملازم پرستش آنها شدید چیست؟ به چه درد می خورد؟
مشرکان جواب دادند، سوره انبیا آیه 53؛ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ، ما پدران خود را برپرستش این بتان یافته ایم پیروی آن ها را خواهیم کرد. حضرت با این گفتگو در واقع بت ها را تحقیر کرد، بی ارزش نشان داد، گفت اینها به چه درد می خورد، میزان عقل و فهم بت پرست ها را هم به نمایش گذاشت و به خودشان هم نشان داد. تقلید کورکورانه از اجدادشان آن ها را به نقطه ای رسانده که سنگ و چوب را می پرستند. در واقع برای ما هم همین است، تقلید از عقیده و مدل هایی که دیگران ساخته اند بدون تعقل و تفکر آفت رشد انسان است، حجابِ حقیقت ماست، زندگی سفیهانه ای را برای ما رقم می زند.
خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
خدا وقتی در قرآن اسلام را معرفی می کند، می گوید؛ اول جستجو کن، اول بفهم که درست است بعد قبول کن.
سوره انبیا آیه 51؛ وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ، همانا ما پیش از این ابراهیم را کاملا به رشد و کمال خود رساندیم ما به شایستگی او بر این مقام دانا بودیم. حقیقتا در افتادن با مردمانی که سفیهانه زندگی می کنند کاری سخت دشوار است، انسانی با رشادت بسیار می طلبد، می دانید این رشادت چیست؟ فهم به ماجراهاست، شما وقتی می فهمی، رشید می شوی، وقتی می فهمی، نترس می شوی، کسانی که جنگ رفتند و کشته شدند خوششان می آمد که تکه تکه بشوند؟ نه، اما یک چیزی را فهمیدند، اگر نروند باز هم تکه تکه می شوند، منتهی این دفعه به دست خودِ دشمن، همسر و فرزندانش هم تکه تکه می شوند، چون این را درک کردند پایشان را در میدان جنگ گذاشتند.
در مناقب آل ابی طالب ابن شهر آشوب جلد (2) آمده است که آقا رسول الله(ص) فرمودند؛ هیچ پیامبری به اندازه من آزار و اذیت ندیده است. سوال؛ چه چیزی رنج را بر انبیا آسان می کرده است که بر ما آسان نمی شود؟ مگر آن ها جسم و پوست و گوشت و خون نبودند، ما هم همان هستیم که، باید آن را پیدا کنیم، حیرت انبیا در جلوه های توحید، درون هر رنجی به گنجی از معانی پی بردند برای همین هم رنج را راحت می پذیرفتند.
حیران کن و بی رنج کن ویران کن و پر گنج کن
مگر در ویرانی گنج می آید؟ بله، نفس ویران می شود، خودخواهی ها از بین می رود، وقتی این ها از بین می رود آن وقت گنجی که در درون من و شماست پیدا و دیده می شود.
نقد ابد را سنج کن مستان سلامت می کنند
– بسنج که در ابد چه خواهی داشت که برای تو نقد است . کسانی که مست شراب حقیقت هستند آن موقع تو را سلام می کنند .
گفتگوهای ابراهیم (ع) با قومش در 3 آیه آمده که آن ها را می خوانیم، گویا تر از کلام این بنده ی کوچک، کلام حق تعالی از قرآن است.
سوره انبیا آیه 54؛ قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ ۚ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ، به یقین شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری هستید. روبروی قومش می ایستد و می گوید، بیان این است که هر چه قبل از این انجام می دادند ملاک درستی ندارند ما هم به این نکته باید توجه کنیم کارهایی که ما انجام می دادیم آیا ملاک درستی بر انجامش داریم؟ مگر این که بر آن کارها تعقلی، تفکری و تحقیقی وجود داشته باشد این به ما هم یک تکان می دهد.
سوره انبیا آیه 55؛ قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ، مشرکان به او می گویند، آیا برای ما حق آوردی یا شوخی می کنی، اینجاست که پروردگاری و خدایی حق تعالی را در سراسر آفرینش به رخ بت پرستان و مشرکان می کشد.
سوره انبیا آیه 56؛ قَالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ، شوخی نمی کنم. بلکه پروردگارتان همان پروردگار آسمان ها و زمین است همان که آن ها را آفرید من بر این حقیقت از گواهی دهندگان هستم. خیلی قشنگ و خیلی زیبا خدا و قدرت او را معرفی می کند و می گوید همو است که همه ی ما را آفریده است و من به این حقیقت گواهی می دهم. در این آیه خداوند از خلقت آسمان ها و زمین با واژه ی فَطَرَ تعبیر فرمودند فی الواقع در این آیه خداوند را با عنوان فاطر یاد نموده همین نشان می دهد که فطرت در همه ی مخلوقات وجود دارد و همه بر پایه ی توحید بنا شدند، فطرت ها غیر ازتوحید و یگانگی خدا نیستند.
در حدیثی از امام صادق (ع) آمده در تفسیرآیه ی فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا.  فَطَرَهُمْ عَلَى اَلتَّوْحِيدِ، یعنی بر توحید فطرت یافتم.
فطرت ابراهیم (ع) شکوفا شد بین او و فطرتش دیگرپرده ای نبود، من و شما، بین ما و فطرت خودمان هنوز پرده است، حق بر او عیان شد، ملکوت را می بیند که به دست خداست خودش شاهد این حقیقت است برای همین گفت؛ من بر ربوبیت خدا از شاهدان هستم یعنی آن خدایی که ما را پرورش می دهد من از شاهدانش هستم. با برهان عقلی، عقل های خفته را بیدار می کند، از شرک و بت پرستی باز می دارد اما امان از جهل و نادانی آدمی.
سوره احزاب آیه 72؛ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا، به راستی انسان بسیار ظلم کننده و نادان است.
سوره لقمان آیه 13؛ وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ، لقمان به فرزندش فرمود؛ پسرکم به خدا شرک نورز بی تردید شرک ستمی بزرگ است.
سوره انبیا آیه 57، وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ، ابراهیم (ع) به آن ها اعلام کرد، سوگند به خدا پس از آن که پشت کردید و رفتید درباره ی بت هایتان تدبیری می اندیشم. آن ها را تهدید هم کرد.
سوره انبیا آیه 58؛ فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ، پس همه بت ها را قطعه قطعه کرد و شکست مگر بت بزرگشان، که بروند و به آن مراجعه کنند، برهان عقلی است، تدبیر کرد.
سوره انبیا آیه 59؛ قَالُوا مَنْ فَعَلَ هَٰذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ، چون به بتخانه آمدند گفتند چه کسی این کار را با معبودان ما کرده به یقین او از ستمکاران است.
سوره انبیا آیه 60؛ قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ، گفتند از جوانی شنیدیم که از بتان ما یاد می کرد. در این آیه از حضرت ابراهیم (ع) به عنوان فتی یعنی جوانمرد، به درستی و راستی، همه چیز کامل یاد شده است، فتی جوانی است که در انتخاب خودش هر چه انتخاب می کند یگانه ی روزگار است همه چیز را درست انتخاب می کند.
در حیات آدمی انتخابی بزرگتر از توحید وجود ندارد چنان که از توحیدِ شیخ صدوق آمده است؛ پیامبر اکرم (ص) فرمودند؛ نه من و نه گویندگان پیش از من سخنی چون لا اله الا الله نگفتند با همین معیار است که درباره ی امیرالمومنین(ع) نقل شده لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار، در قرآن هم آمده صاحبان اندیشه بدانند فرزانگان و خردمندان عالم کسانی هستند که انتخاب برتر دارند، خانم ها، آقایان، پسران، دختران، خانواده احترام و ارج دارد، شبها که دور هم جمع می شوید موبایل را زمین بگذارید، خوابتان را با این شریک نکنید، در رختخواب با شما نباشد، باهم باشید، باهم بگویید، باهم بشنوید، باهم حرف بزنید، وگرنه واویلا، پاشیدگی و ویرانی همچون ولایت غرب خواهد بود همه تک نفره با یک ساک زندگی می کنند، خانه هایی که اسباب در آن هست اجاره می دهند طرف می آید 6 ماه، 1 سال می ماند بعد می زند زیر بغلش می رود یک جای دیگر، پدرش می میرد خبردار نمی شود، مادرش می میرد خبردار نمی شود، فرزانگان و خردمندان کسانی هستند که انتخاب برتر دارند.
سوره زمرآیات 17 و 18؛فَبَشِّرْ عِبَادِ، پس به بندگانم مژده ده. الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ، آنان که سخن را می شنوند از بهترینش پیروی می کنند اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده و اینان همان خردمندانند.
منطق ابراهیم (ع) بت پرستان را به مرز شکست کشانید اما انسان وقتی عقیده کج داشته باشد همه افکار و گفتارش حتی اعضاء و جوارحش کج کار می کند دست و پایشان کج، چشم کج، می دانید چرا؟ چون این دست که می بایستی در زمان مقرر وضو بسازد نماز بخواند یا در زمان مقرر بخواند بنویسد تفکر کند، خدا لعنت کند آن کسی که اینستاگرام را برقرار کرد، چه می دهد ، 50 تا 100 تا کلیپ غذا برای من فرستادند نه یکی از آن را من پختم نه یکی از آن را خودشان، پایت را اینجوری بگذار زانو دردت خوب می شود، بنده بیخود می کنم، او مگر زانوی مرا دیده؟ ندیده که، منطق ابراهیم بت پرستان را به مرز شکست کشانید اما انسان وقتی عقیده کج داشته باشد همه افکار و گفتارش حتی اعضاء و جوارحش کج کار می کند، دستشان کج، پایشان کج، چشمشان کج، مِهرشان کج، صلحشان کج، خشمشان کج، کلی باهم بحث کردند تازه باهم کنار هم آمدند می گوید دیدی همه اش تقصیر تو بود؟ آن یکی می گوید نه بابا همه اش تقصیر تو بود، از پی تقلید و معقولات نقل، تقلید می کند فلان جا گفتند اینکار را بکنید از فلان جا چیزی را شنیده می گوید خیلی عقلانی است عقلش را از آنجایی که شنیده نقل کردند بر می دارد، از پی تقلید و معقولات نقل پا نهاده بر سر این پیرِعقل، عقل خودش بر پیر عقلش پا گذاشته له شده دیگر به درد نمی خورد چون چیزی ازآن نمی تواند استفاده کند.

نوشتن دیدگاه