مقام و منزلت پیامبر اکرم (ص) در قران بخش دوم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: مقالات گوناگون اهل بیت
- بازدید: 13
بسم الله الرحمن الرحیم
راستی با بت هایتان چه کار کردید؟ بت هایتان را پیدا کردید؟ باید آن ها را وارد دفتر کنید و بت هایتان را بنویسید. من پیشنهاد می کنم اولین جایی که دنبال بت های
خودتان می گردید در نمازتان است، در نمازها بت ها خود را خوب جلوه می کنند، وسط می آیند، چه جوری، حتماً این کار را انجام بدهید. وقتی شروع می کنی به نماز چندتا فکر به سراغ تو می آید؟ همه ی آنهایی که به سراغ تو می آید برای دنیا است، همه ی آنها وابستگی ها است، آنها را بشناس و جلوی آنها را بگیر.
در ادامه ی جلسه میلاد آقا رسول ا... (ص) امروز بازهم تا حد امکان و این وسع کم من، در مورد ایشان گفتگو می کنیم . یکی دیگر از ویژگی های مختص رسول اکرم (ص) که از جامعیت وجود پیامبر (ص) خبر می دهد، می دانید این جامعیت وجود یعنی چه؟ یا از این جمله چه استنباطی دارید ؟
صحبت از جمع: چون ما باید نمایانگر صفات الهی باشیم، پیامبر(ص) تک تک آن صفات در وجودشان بود و متبلور می کردند و آن را به منصه ظهور می رساندند .
استاد : بله، همین طور است. آنچه را که در عالم، از آنِ پروردگار است آرام آرام باید در وجود ما یک مقداری نشان داده شود، در آقا رسول ا... (ص) همه ی این ها در حد اعلا وجود دارد. رحمت واسعه وجودی ایشان است که اهل مُلک و ملکوت در سایه ی این رحمت پروردگار قرار دارند .
در سوره انبیاء آیه 107 خداوند فرموده؛ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ، ما تو را جز برای رحمت به جهانیان نفرستادیم. یعنی این رحمت واسعه در وجود آقا رسول ا... (ص) است . آن حضرت چطور چنین چیزی نصیبشان شده است؟ چون لباس عالم بشریت را از خودشان به در کردند . دیدید الان گفتم در نمازهایتان به دنبال بت هایتان بگردید ؟ لباس عالم بشریت خواست های زیاد انسان از دنیا است و خیلی چیزهای دیگر، خیلی مهم است که ذره ذره به آن نگاه کنیم، به یکباره هم نمی توانیم پیدا کنیم امکان ندارد ولی اگر آرام آرام جستجو کنید آن را پیدا می کنید. پروردگار، ظرف وجود ایشان را وسعت بی انتها داد خیلی زیاد، و پر از رحمت برای تمام عالمیان، همه ی عالم از مُلک تا ملکوت، از فرشیان تا عرشیان، از زمین و زمان، از پشه تا فیل، از ماه تا ماهی، از ماده تا مجرد، مظهرِ رحمتِ مطلقِ حق تعالی گشت و همه ی اینها زیر نگین ایشان بود تاجایی که جبرئیل امین هم بر سر سفره ی رحمت آقا به آرامش رسید وقتی آیه 107 سوره انبیاء نازل شد پیامبر(ص) به جبرئیل فرمود؛ آیا از این رحمت به تو هم چیزی رسیده که خداوند فرموده است ؟ جبرئیل عرض کرد بله، من از سرانجام کارم هراس داشتم وقتی خداوند مرا با این سخن ستود، آیه 20 سوره تکویر، خداوند فرمود؛ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ، نیرومندی که نزد صاحب عرش، صاحب مقام و منزلت است، من به برکت وجود تو امان یافتم. انسان کامل بر عرش و فرش، مُلک و ملکوت و همه ی عالم مثل باران می بارد .
آسمان شو ابر شو باران ببار –
ولی آیا می شود آسمان نشده باران بارید. شما تا حالا دیده اید که آسمان نباشد ولی باران ببارد ؟
ناودان بارش کند نَبوَد به کار-
از ناودان آب می آید ولی به درد نمی خورد.
می دانید ناودان چیست؟ اگرهمه نمی دانند من به سن و سال خودم نگاه می کنم و می گویم آن وقت ها از پشت بام ها یک سوراخی می گذاشتند به سمت پائین . الان دیگر راه فاضلاب یا راه آب گذاشتند که می آید و به چاه می رود ولی آن موقع ها لوله های گالوانیزه به دیوار بود تا حیاط، وقتی که باران می بارید از روی پشت بام جمع نمی شد می آمد و از روی آن سوراخ پائین می آمد، این ناودان می شد. پس از ناودان هم باران می آید .
آب اندر ناودان عاریتی ست
آب اندر ابر و دریا فطرتی ست
فکر و اندیشه ست مثل ناودان
وحی و مکشوف است ابر و آسمان
مولانا خیلی قشنگ می گوید، آدم را می کشد، دیوانه می کند.
پس باید بدانیم که انسان به اندازه ی تحقق بندگی، می تواند ظرف رحمت و محبت باشد، پیغمبر (ص) جای خود دارد، اما به ما هم داده ، مگر همان رحمت پیغمبر(ص) بر ما نباریده است ؟ پس چگونه آن را به دست بیاوریم ؟ می گوید انسان به اندازه ای که بندگی را در خودش محقق می کند ظرف رحمت و محبت می شود، تا وقتی که انسان به بندگی نرسیده باشد رحمت و محبتی از عالم او به سوی خلق خدا جاری نمی شود. شما بایستی آنقدر بنده شده باشی که از آن رحمت واسعه بهره برده باشی که از تو به سمت بقیه آن محبت و رحمت سرازیر شود، چرا نمی شود؟ کسی که عبد و بنده نیست یا در عبودیت یا در بندگی اش نقصان و نقص دارد راکد است، ایستاده است، نمی تواند به سمت مطلق جاری شود. ببینید وقتی باران از بالا می آید و به دریا می رود، ناودان چه کاره است ؟ هیچ . حقیقت مطلق برای چنین آدمی جلوه ای ندارد، چرا؟ چون در ارتباط با خودش گرفتار بی رحمی است، جالب است ، نه ؟ ما فکر می کردیم همیشه ما به دیگران بی رحمی می کنیم اما می گوید نه، آن کسی که عبد و بنده نیست، در درجه اول نسبت به خودش گرفتارِ بی رحمی است، در حق خودش هیچ ترحمی نکرده است، محبتی در حق خودش نورزیده است، خب حالا چطور می تواند در ارتباط با دیگران رحیم و مهربان و جاری باشد، طبیعی است دیگر، وقتی من بندگی را انتخاب نمی کنم یعنی از آن رحمت برای خودم چیزی نمی خرم، من وقتی برای خودم روا ندارم، ممکن است برای شما روا داشته باشم ؟ امکان ندارد .آن که چیزی را ندارد نمی تواند همان چیز را به دیگران ببخشد، شما وقتی خودت را دوست نداری ممکن است یکی دیگر را دوست داشته باشی؟ شما وقتی خودت را نمی پسندی، ممکن است در عالم کسی باشد که تو بپسندی؟ نمی پسندی، حسادت می کنی، پسند نمی شود .
ذاتِ نایافته از هستی بخش
کِی تواند که شود هستی بخش –
تو از ذات عالم هستی چیزی را دریافت نکردی، خب چطوری می توانی به دیگران ببخشی .
خشک ابری که بُود ز آب تهی
- یعنی آن ابربه قدر کفایت رطوبت ندارد که فشارش دهد و باران شود.
ناید از وی صفت آب دهی
- الان ببینید چقدر وقت است تهران ابر می شود، چند قطره زور می زند و باران می زند اما بعدش دیگر خبری نیست. هیچ وقت از این صفت آب دادن به جاهای دیگر بر نمی آید، این را جامی می گوید . پیامبر (ص) میزبان است، همه ی عالمیان مهمان پیامبر(ص) هستند، او انسانی است که بر همه ی عوالم جاری است، همه جزء هستند و غرق در وجود کل او هستند .
جلوه ی دیگری از رحمت و محبت بیکران پیامبر(ص) صبر و بردباری در برابر خطای دیگران است، برای شما که گاهی اوقات به هرحال می خواهید امر به معروف و نهی از منکر کنید، می خواهید در راه دین کاری انجام دهید، بگذارید من برای شما از پیغمبر(ص) بگویم. خَوّات بن جبیر انصاری می گوید، همراه پیغمبر خدا (ص) در منطقه مرّ الظهران فرود آمدیم، منطقه ای است بین مکه و مدینه، می گوید؛ من از چادرم خارج شدم وبرای استراحت ایستاده بودم، می گوید از چادرم خارج شدم دیدم زن ها با هم گفتگو می کنند، خانم ها هم که می دانید هزارماشاءا... دور هم که جمع می شوند، همه چیز می گویند و می خندند و بعضی ها بلندتر و بعضی ها کوتاه تر، می گوید خوشم آمد، به خیمه ام برگشتم، جامه دانم را باز کردم و لباسم را عوض کردم که خوب و برازنده باشد رفتم میان زن ها و با آنها نشستم، پیامبر خدا (ص) از خمیه اش خارج شد فرمودند ای ابوعبدا... ، برای چه با زنان نشسته ای ؟ می گوید پیغمبر(ص) را که دیدم هول شدم و دست و پایم را گم کردم، گفتم ای پیامبر خدا (ص) شترم گریخته است من دنبال یک ریسمان می گشتم شترم را که پیدا می کنم به گردنش ببندم آمدم از این ها ریسمان بگیرم، به پیغمبر خدا، فکر می کند پیغمبر(ص) نمی فهمد، پیغمبر(ص) رفت وضو بگیرد و هیچ چیزی نگفت رفت و برگشت و دوباره پرسید ای ابوعبدا... سرانجام گریختن شترت چه شد؟ جبیر می گوید ما از آن منطقه رفتیم و بین راه هربار پیغمبر(ص) به من بر می خورد، می پرسید سرانجام گریختن شترت چه شد؟ به کجا رسید؟ هیچ وقت به او نگفت که من فهمیدم تو در میان زنان نشسته بودی، می گوید من به سوی مدینه شتاب کردم که زودتر برسم از خجالت از رفتن به مسجد و همنشینی پیغمبر(ص) دوری کردم تا مسجد خلوت شد وقتی مسجد خلوت شد وهمه رفتند، رفتم و به نماز ایستادم، می دانید که درِ اتاق های پیغمبر(ص) رو به مسجد النبی باز می شد، می گوید ناگهان پیغمبر(ص) از یکی از اتاق هایش خارج شد 2 رکعت نماز کوتاه خواند من امید داشتم که پیغمبر(ص) نماز را خواندند و بروند من نماز را طولانی کردم، ایشان فرمود؛ ای ابوعبدا...، هرچقدر می خواهی نمازت را طولانی بخوان که من تا پایان نمازت همین جا ایستاده ام، ابوعبدا... می گوید که من دیگر از خودم رفتم گفتم الان نماز را تمام می کنم و می گویم یا رسوال ا... من درحضور شما از پروردگارم عذرخواهی می کنم من را ببخشد، شما هم من را ببخشید، و پیغمبر(ص) را دیگر راحت می کنم که اینقدر نخواهد از من بپرسد، می گوید بعد از نماز پیامبر (ص) بلافاصله فرمود سلام بر تو ای ابوعبدا... سرانجام گریختن شترت چه شد ؟ گفتم سوگند به آنکه تو را به حق به رسالت برانگیخته است آن شتر از همان زمان که پیدا شد دیگر تمکین کرد و دیگر هیچ وقت فرار نکرد. پیامبر(ص) 3 بار فرمودند؛ خدا تو را رحمت کند، و دیگر هرگز به آن ماجرا اشاره ای نفرمودند. حالا شما یک اشتباه از بقیه می بینید، خدا به دادشان برسد 10 دفعه می گویید، خانم به آقا می گوید مگر به تو نگفتم اینجوری کن، آقا به خانمش می گوید مگر من به تو نگفته بودم که باید اینجور باشد، ، تذکر هم می خواهی بدهی با کمال مهربانی، با کمال آرامش، مگر شما امت این پیغمبر(ص) نیستید ؟ اگر امت این پیغمبر(ص) نیستید که هیچ، به سلامت، اما اگر هستید باید از خودش تبعیت کنید.
در زیارت جامعه کبیره در شان اهل بیت آمده است؛ وَ الدَّعْوَةِ الْحُسْنی، یعنی وجود اینها زیباترین دعوت خدا در تکوین و تشریع به سوی کمالات انسانی است، به همین معناست که ما می گوییم؛ اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، خدایا حیات مرا حیات محمد (ص) و آل محمد (ص)، مرگ مرا مرگ محمد(ص) و آل محمد (ص) قرار بده. می گوید دائم منادی از عالم بالا، در سراسر عالم ندا می دهد بیایید، نگویید نمی توانیم، کسی که الگوی شماست آمده و توانسته پس شما هم می توانید او را همراهی کنید، دائم ما را صدا می کنند به خصوص این روزها چون به شدت به مسلمان واقعی نیاز داریم، آن چیزی که کم داریم مسلمان و شیعه واقعی است .
در آل عمران آیه 31 آمده است؛ قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ، بگو اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد . خداوند به پیغمبر(ص)می گوید.
ای خدای بی نظیر ایثار کن
- حالا چه چیزی را ؟
گوش را چون حلقه دادی زین سخن
- ببینید گوش هایان مانند یک حلقه است
گوش ما را گیر و بدان مجلس کشان
- گوشتان را گرفتند امروز اینجا هستید از این خبرها نیست.
کز رحیقت می خورند آن سرخوشان
- اینجا فقط شما تنها نیستید خیلی ها بین شما نشستند که شما نمی توانید آنها را ببینید من خیلی آنها را کم می بینم چون انرژی ام تمام می شود و اینجا غش می کنم می افتم .فکر نکنید خیلی کار کردید نه از این خبرها نیست .
چون به ما بویی رسانیدی از این
سر مبند آن مشک را ای رب دین
- این اشعار در مثنوی معنوی آمده است و خیلی زیباست، می گوید خدایا حال که گوش ما را در حلقه سخنان بالایت کرده ای امروز شنیدی آن روز هم شنیدی لطفی بکن گوش ما را بگیر و ما را به این محفل بکشان.
که سرمستان باده حقیقت از او می نوشند
- خوب دقت کنید می گوید سرمستان باده حقیقت در چنین محفلی از این باده می نوشند. ما را ببر به ما بنوشان، دهانه مشک حقیقت را هم نبند بگذار همیشه بوی آن بیاید و به مشام ما بخورد .
آقا رسول ... اهل خشم و خشونت نبودند، این یک صفت دیگر ایشان است.صفت نرم خویی ایشان را پروردگار این طور فرموده سوره آل عمران آیه 159؛ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ، به رحمت الهی در برابر آنها نرم شدی اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند، این یک معنی دیگر هم دارد، شما که می خواهید در این دنیا به شما مسلمان بگویند شیعه حضرت علی (ع)، نرم خویی می خواهد، خشم و خشونت نمی خواهد، به زور بچه هایتان را به نماز و طاعت وادار نکنید، خودتان باشید بگذارید بقیه هم همان طور باشند، من یادم است بچه هایم کوچک بودند پدرم می ایستاد تا نماز بخواند پاهایش را ازهم باز می گذاشت مُهر را که می گذاشت جلویش پسرهایم از میان دو پا می رفتند و می آمدند من که جلوی آنها را می گرفتم پدرم دعوا می کرد و می گفت بگذار اینها با نماز این طورآشنا شوند، الحمدا... از سنشان هم زودتر شروع به نماز خواندن کردند، مُهر را بعضی اوقات بر می داشتند و من دوباره مُهر جلویش می گذاشتم و اگر من نبودم مُهر را در مشتش می گذاشت و آنها دورش می چرخیدند تا مُهر را از دستش درآورند باز هم به آن ها می خندید. اگر توانستید ماجرای ایمان آوردن عدی بن حاتم طائی را بخوانید، دیدم خیلی زمان می خواهد شاید خسته شوید، بروید و بخوانید و ببینید چگونه ایمان آورد تا یاد بگیریم چطور دعوت به راه حق کنیم که ثمربخش باشد.
آقا رسول الله (ص) صاحب شرح صدر است در سوره انشراح آیات 1 و2 خداوند فرموده؛ پیامبر را صاحب صدر خوانده است، أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ، آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم؟ وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ، بار سنگین از توبرنداشتیم ؟ شرح صدر یعنی باز شدن و گستردگی سینه به نور الهی. خداوند سینه انسان را وسعت می دهد تا انسان از نظر صبر و استقامت و دریافت تفضلات الهی ظرفیت کامل پیدا کند و در سایه توجه به خدای صمد، صمدانی شود. می دانید این یعنی چه ؟
صحبت از جمع : صمد یکی از اوصاف الهی است و معنی بی نیاز می دهد بنابراین در سایه عبادت و بندگی از همه دنیا بی نیاز می شویم و تنها نیازمند خداوند هستیم .
استاد: یک وجه صمدانی شدن همین است، زیباست، صمد یعنی تو پُر، جای خالی ندارد، آن که سینه اش را خداوند باز می کند و وسعت می دهد، تفضلات الهی به آن می بارد و ظرفیت کامل پیدا می کند در سایه این توجه به خدای بی نیاز، خدایی که پُر است و اصلا جای خالی ندارد صمدانی می شود. یادتان می آید 2 سال پیش حرم خانم حضرت معصومه (ع) رفتیم؟ آنجا ذکر الله صمد را به ما دادند، من هرشب اگر خداوند توفیق دهد حتما 1001مرتبه الله صمد می گویم و در انتها می گویم؛ خدایا به حق صمدیتت پُر بودن و بی نیازیت قسمت می دهم من فرزندانم و افراد خانواده ام را از خلقت بی نیاز کن و تنها دست نیازمان را به سوی خودت دراز کن . مگر نمی خواهید بی نیاز باشید؟ بی نیازی را از دست آدم ها که نمی شود گرفت بروید از صاحبش بگیرید. آن که واسع است وسعت می دهد، خداوند است که جان انسان را وسعت می دهد ظرفیت تحمل شدائد و سختی ها را به انسان عنایت می کند. بنده وقتی رفتم برادرهمسرم و همسرش را دیدم، وقتی که گفت نمی توانم تحمل کنم، واقعا به آن ها حق می دهم من وقتی به آن ها فکر می کنم مانند کاغذ مچاله می شوم چون ما شاهد بزرگ شدن آن مرحوم بودیم فقط یک جمله گفتم؛ خدایی که آن بالای سر است وسعت شما 2 نفر را دیده است آبروی خداوند را نزد ملائک حفظ کنید، او به ملائکش گفته بنده ام را ببینید، صبور باشید. اگر سختی و آزار بر شما می رسد به این فکر کنید که خداوند عالم در شما چیزی دیده قبل از اینکه این سختی را بدهد یک گشایشی در درون تو کرده که می داند تو می توانی تحمل کنی .
موسی کلیم الله وقتی برای انجام رسالتش به سوی فرعون اعزام می شد به پروردگار چه گفت ؟ سوره طه آیه 25؛ قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي، گفت پروردگارا سینه ام را گشاده کن . اما حق تعالی به رسول اکرم (ص) از همان ابتدا بدون آن که حضرت تقاضا کند شرح صدر عطا فرمود و فرمود؛ آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم ؟ شرح صدر سبب آسانی در امور کارها و آسان شدن کارها است و تکالیفی که انسان به عهده می گیرد. اگر تو دیدی از زیرآن می خواهی فرار کنی و فقط می خواهی مفت بخوری و مفت بگردی شرح صدر که دیگر لازم نداری می خواهی چه کارکنی ؟
در سوره انشراح آیه 2 خداوند فرموده؛ وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ، بار سنگین تو را از تو برداشتیم . پروردگار وسعت می دهد ظرفیت تحمل را هم بالا می برد، اما آدمی تا زمانی که به عالم بشریت خودش توجه دارد و از یاد خدا غافل است از شرح صدر محروم است، خیلی راحت، حتی اگر آسایش دارد، خانه و پول دارد، زندگی دارد... همه چیز دارد اما آرامش ندارد.
سوره طه آیه 124؛ وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ، هر کس از یاد من رویگردان شود زندگی تنگی خواهد داشت روز قیامت او را نابینا محشور می کنم، چرا نابینا ؟ من به آن فکر می کنم شما هم به آن فکر کنید، چرا در روز قیامت در چنین شرایطی کسی را نابینا محشور کنی؟ لازم است به آن فکر کنیم . پروردگار در سوره انشراح به حبیب خودش می فرماید؛ ما سعه وجودی به تو دادیم که در برابر هر بلایی که آمد ایستادگی کنی و بارها ایشان را امر به صبرو استقامت کردند. امروز یک عدد سوسک مرده در منزل مادرم یافت شد خانمی که پرستار مادرم است پرید بالای پله ها و فریاد می زند من الان می میرم بیایید این را به حیاط ببرید و واقعا اگر به او نرسی پس می افتد. خداوند می گوید سعه وجودی به تو دادیم در برابر هر بلایی که به سرت آمد ایستادگی کن، بارها ایشان را امر به صبر و استقامت کردند .
سوره احقاف آیه 35؛ فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ، پس صبر کن همانگونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند، شما هم صبر کنید .
سوره هود آیه 112؛ فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا ۚ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ، پس همانگونه که فرمان یافته ای استقامت کن همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده اند باید استقامت کنند . ما را می گوید، می گوید همان طور که فرمان یافتی استقامت کن آنهایی هم که با تو همراه شدند آنها هم باید استقامت کنند چه کسانی با پیامبر(ص) همراه شدند مگر ما نیستیم ؟ مگر ما نمی گوییم پیامبرما است ؟ استقامت می خواهد چه قدر استقامت داریم ؟ در سایه همین شرح صدر و استقامت است که پیامبر(ص) چنان ترفیع درجه یافتند که خداوند نامشان را در کنار نام خدا و شهادت به کلمه ی توحید قرار دادند و شهادت به رسالت ایشان ذکر می شود، آوازه نامشان در عرش و فرش بلند است. چنان که سوره شرح آیه 4 خداوند فرمودند؛ وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ، آوازه تو را بلند ساختیم .
در الدُر المنثور جلد 6 آمده از رسول خدا (ص) روایت شده جبرئیل نزد من آمد و گفت پرودگارت می فرماید هیچ می دانی چگونه نامت را بلند آوازه کردم؟ عرضه داشتم خدا بهتر می داند، پیامبرش است فوری نمی گوید بله می فهمم، ما فوری می گوییم آره من می دانم، گفت خدا بهتر می داند . گفت پروردگارت می فرماید؛ از این گاه هر وقت نام من برده می شود نامت با نام من ذکر شود و چه جایگاه عظیم و مقام رفیعی که عقول عقلا در درک آن حیران هستند، تا جایی که در سوره احزاب آیه 56 خداوند فرموده؛ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا، همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند ای اهل ایمان بر او درود فرستید آن گونه که شایسته است تسلیم او باشید .

