انسان مکلف مختار کیست؟
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: مقالات گوناگون
- بازدید: 20
بسم الله الرحمن الرحیم
هیچ گندم کاری و جو بر دهد؟ - می شود ؟ شما گندم بکاری و جو به شما بدهد چنین چیزی امکان ندارد، هرگز.
دیده ای اسبی که کره خر دهد؟ - چنین چیزی امکان ندارد، پس مواظب باشیم که ان شاءا...سالم و صالح، عاقل و با اعتقاد زندگی کنیم که فرزندانمان هم همانگونه شوند .
لقمه تخم است و بَرَش اندیشه ها
تخم مرغ را دیدید ؟ می گوید واقعاً زرده اش چقدر درشت است ؟ سفیده اش چقدر است ؟ چقدر این تازه یا کهنه است ؟ یعنی یک تخم مرغ که در دستانت هست چون داخلش را نمی بینی، دائم به آن فکر می کنی.
لقمه بحر و گوهرش اندیشه ها
همان لقمه ای که می خواهی دهانت بگذاری اگر به آن توجه کنی یک دریا حرف دارد که می توانی به آن فکر کنی، ذره ذره چیزهایی که در دهانمان می گذاریم تا به ما رسیده یک مسیر طولانی را طی کرده است، هیچ وقت به آن فکر کرده اید ؟ ما نان را می خوریم اگر یک کمی ناخوشایندمان باشد آن را به کیسه ی نان های خشک می اندازیم حالا که الحمدا... نمکی هم نداریم، قبلاً نمکی می آمدند و می بردند . هیچ وقت فکر نکردیم این تکه نانی که دست من است، چه مسیر طولانی را آمده است ؟ آدم ها پیر می شوند بعد انتظار دارند که به اندازه جوانی شان هم شاداب، هم سرحال و هم فعال باشند مگر می شود ؟ فقط برگردیم پشت سرمان را نگاه کنیم، ای وای، چه مسیری را آمده ایم، من که هروقت پشت سرم را نگاه می کنم پاهایم خسته می شود.
جان کلام اینجاست، همه ی این ها را گفتم فقط برای این که به این برسم .
زاید از لقمه ی حلال اندر دهان- یعنی کسی که لقمه ی حلال می خورد ازش چه چیزی زاییده می شود ؟ چه به دست می آید ؟
میل خدمت عزمِ سوی آن جهان
آن هایی که از مردن می ترسند یک کمی به لقمه هایشان تماشا کنند، آن هایی که حاضر نیستند به دیگران خدمت کنند، از آنچه که دارند ببخشند، یک کمی به خودشان فکر کنند.
أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، خداوند میان انسان و قلب او حایل می شود. کجاست ؟ می دانید که این روزها ، دیگر این فصل از تاریخ، فصل اندیشیدن های محکم است و من و شما انتخاب شدیم برای این که بیندیشیم و به نسل های بعدی هدیه دهیم، هدیه داریم بدهیم یا نداریم، هنوز که هیچ، من خودم را می گویم .
دوست نزدیک تر از من به من است
وین عجب تر که من از وی دورم
چه کنم با که توان گفت که او
در کنار من و من مهجورم
انسان باید گردوغبار غفلت ها را از جان خودش بروبَد، از آلودگی ها خودش را تطهیر کند تا بتواند حقیقت را لمس کند، تا این کار را انجام ندهیم دستمان به حقیقت نمی رسد . لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ، جز پاکان نمی توانند به آن دست بزنند .
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هردیده جای جلوه ی آن مه پاره نیست
در جلسه پیش کلام حضرت حق را در سوره نجم آیه 39 باهم خواندیم که برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست. پروردگار در کتاب خودش راه را نشان می دهد، سوره بقره آیه ی 130 خداوند فرموده؛ وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ ۚ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا ۖ وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ؛ و چه کسی از آئین ابراهیم روی می گرداند، جز آن که سبک مغزی کند، یعنی دیوانگی، سفیه . در حالی که ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت مسلماً از صالحان است. همه ی آن هایی که تا به حال ختم قرآن زیاد داشتند، می دانید این آیه را تا به حال چند بار خواندید؟. 2 تا نکته ی مهم در این آیه وجود دارد و خیلی هم قابل تعمق است؛
نکته ی اول: هرکسی بر آئین ابراهیم (ع) زندگی نکند سبک مغز و دیوانه است، دنیای خود را باخته است، خداوند با همین آیه یهود و نصارا و مشرکین را که به اسلام، زمان پیغمبر(ص) ایمان نیاوردند توبیخ می کند، یهودی ها افتخار می کردند که نَسَبشان به حضرت یعقوب (ع) که نواده ابراهیم (ع) است می رسد، بعد پیغمبر ما را که مستقیم به حضرت ابراهیم (ع) می رسید حذف و تکذیب می کردند . نصارا به عیسی (ع) افتخار می کردند، چون از طرف مادر به یعقوب (ع) می رسیدند. مشرکین عرب هم از طریق عدنان به اسماعیل (ع) می رسیدند و جالب است که همه ی آنها هم به ابراهیم (ع) افتخار می کردند، اما، به محمد (ص) که مستقیم از نسل ابراهیم (ع) و مجری آئین ابراهیم (ع) بود کافر شدند، خب دیوانه نیستند؟ بی دلیل نیست که خدا می گوید دیوانه هستند، ای وای، ما الان این وسط چه کاره هستیم من این ها را که می خوانم دلم به حال یهود و نصارا نمی سوزد، اول به خودم فکر می کنم، تو الان کجایی ؟ تو چه وضعی داری ؟
نکته ی دوم: خداوند در این آیه فرموده؛ او را در دنیا برگزیدیم او در آخرت از صالحان است . پروردگار نفرموده که در دنیا و آخرت از صالحان است چرا ؟ درحالی که او پیغمبری عالی مقام است مگر می شود جزء صالحان نباشد یقیناً هم در دنیا از صالحان است اما با این گفتگو پروردگار به من و شما می فرماید که اگر در دنیا به ظاهر هم صالح بودی الزاماً در آخرت از صالحان خواهی بود، نه اینکه در دنیا صالح نما باشی، آن وقت فکر کنی در آخرت هم صالح هستی، نه. مهم است که مثل ابراهیم (ع) از دنیا صالح بودن را با خودت به آخرت ببری . الله اکبر که پروردگار در هر کلامش چند منظور را با هم بیان می فرمایند. چه قدر بد و ننگ آور است که انسان در دنیا تلاش کند از خودش یک سگ یا خوک بسازد، مَلَکات سازنده صورت برزخی ما هستند.
سوره تکویر آیه 5، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ؛ در آن هنگام که وحوش جمع می شوند. ما کجاییم که وحوش جمع می شوند ؟ چون درنده خویی ملکه ی وجودشان شده در قیامت به صورت حیوانات، به صورت وحوش محشور می شوند .
سوره طارق آیه 9؛ يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ؛ آن روز که اسرار نهان آشکار می شود آن روز، روز ظهور اسرار است نه روز حدوث اسرار . یعنی در قیامت، آن روزاسرار اتفاق نمی افتد، آن روز باز و عیان می شود چون در قیامت صورت ها تغییر نمی کند هر چه بیرون بیاید همان است بلکه آنچه که در دنیا کسب کردند همان طور ظاهر می شوند .
در نهج البلاغه کلام آقا امیر المومنین (ع) فرمودند؛ باطن انسان ها در قیامت ظاهر می شود و با محتوای قلبشان حضور می یابند. در سوره نبا آیه 18 آمده است؛ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا؛ روزی که در صور دمیده می شود شما فوج فوج به محشر می آیید . معاذ بن جبل از پیامبر اکرم درباره این آیه سوال کرد، حضرت فرمودند: ای معاذ از امر بزرگی سوال کردی سپس چشمان مبارکشان را بستند و بعد از آن فرمودند چرا چشمان مبارکشان را بستند ؟ چون می خواستند عالم برزخ یا محشر را ببینند . فرمودند 10 طایفه از امت من، ببینید از امت های دیگر نه، از ما مسلمانان، به طور پراکنده محشور می شوند . خداوند آنان را از مسلمانان جدا کرده یعنی در کنار هم و باهم متحد نیستند صورت هایشان را دگرگون ساخته است، صورت بعضی شکل میمون و بوزینه است، برخی شکل خوک، و برخی هیکل شان وارونه است پاهایشان بالا و صورتشان روی زمین و با صورت راه می روند . بعضی ها نابینا رفت و آمد می کنند مانند کورها، بعضی ها کر و گنگ هستند، بعضی ها زبانشان را می جوند چرک از دهانشان خارج می شود که اهل محشر از بوی گند آنها ناراحت می شوند، بعضی ها دست و پایشان بریده است، بعضی ها بر شاخه هایی از آتش آویزان هستند، بعضی هم بوی عفونتشان از مردار گندیده بدتر است، بعضی هم لباس هایی از مس گداخته از آتش بر تنشان است که این لباس ها هم بر تنشان چسبیده است، و اما آقا فرمودند آنهایی که شکل میمون هستند سخن چینان و خبر چینان از مردم هستند از این به آن، از آن به این خبر می برند. آن هایی که به صورت خوک هستند حرام خوار هستند از راه حرام کسب روزی می کنند. آن هایی که وارونه هستند پاهایشان هواست و صورتشان روی زمین است و با صورت راه می روند ربا خوارند. نابیناها ، قضات و دادستان هایی هستند که در حکم شان ستم می کنند. گنگ ها، همان کر و لال هایی هستند که متوجه نمی شوند افرادی هستند که در دنیا به اعمال خودشان مغرور بودند، غرور بد چیزی است وای به احوال آن کسی که با غرور راه می رود . کسانی که زبانشان را می جویدند که بوی بد می دادند اینها دانشمندانی هستند که به علمشان عمل نکردند، قاضی هایی هستند که اعمالشان مخالف گفتارشان بوده است. دست و پا بریده ها کسانی هستند که همسایه هایشان را اذیت می کردند، آن هایی که به دار و شاخه های آتش آویزان هستند افرادی اند که نزد سلطان، بزرگان و نزد بقیه از مردم بدگویی و سخن چینی می کنند. آن هایی که عفونت شان از مردار بدتر است کسانی هستند که از شهوات، لذت های حرام، کامیاب می شدند و حقوق مالی الهی مانند خمس، زکات و ... را پرداخت نمی کردند. آنهایی هم که لباس از مس گداخته در آتش دارند اهل غرور و فخر فروشی هستند . تفسیر صافی جلد 5 و بحارالانوار جلد 7.
انسان در دنیا هم مکلف است یعنی تکلیفش را باید بداند و می داند و هم مختار است که باید تصمیم بگیرد . انسان مکلفِ مختار یعنی کسی که در وسط یک چهارراه ایستاده است، آن وقت ها پلیس های راهنمایی و رانندگی در وسط یک جایگاه می ایستادند و بالای سرشان چتر بود کسی است که در وسط چهارراه ایستاده است به هر طرف این چهار طرف می تواند حرکت کند انتخاب با خودش است بعد این انتخاب نشان می دهد که او چه می شود، چه ماهیتی پیدا می کند . یک طرف این چهارراه به سمت بهیمیت می رود حیوان بودن، یک سمت دیگر به سمت سبُعیت می رود یعنی درنده خویی . سومین سمت به سمت شیطانیت می رود و اما سمت چهارم به سمت عالم ملِک و فرشته می رود . هر کس هر مسیری را انتخاب کند نتیجه آن مسیر عایدش می شود .
در نهج البلاغه امیرالمومنین (ع) فرمودند؛ انسان با عفت نزدیک است فرشته ای از فرشتگان شود.(تکلیف دسته چهارم ). کسی که بهمیت را انتخاب می کند کارش لذت بردن، خوردن، خوابیدن پیشه اش و نوع زندگی اش همین است از همه چیز لذت ببرد مهم نیست که چه باشد خوب بخورد، خوب بخوابد این آدم ها بهیمیت جزء ماهیت وجودشان می شود . اگر سمت و سوی درندگی را انتخاب کند درندگی جزء ماهیتش می شود این خصلت او را به حیوان درنده ای تبدیل می کند روز محشر به صورت گرگ ظاهر می شود اگر به سوی شیطانییت حرکت کند، این طور آدم ها مکر و حیله را پیشه خود می کنند شیطنت جزء ذاتشان می شود و به شیطان الاُنس تبدیل می شوند یعنی انس و الفت با شیطان .
دوباره در نهج البلاغه می خوانیم مولا فرمودند ؛ این دسته آدم ها شیطان را ملاک پشتوانه زندگی خود گرفتند. شیطان با آنها چه کار کرد؟ آن هم از این ها به عنوان دام استفاده کرد در سینه های آنها تخم گذاشت جوجه کرد در دامنشان پرورش پیدا کرد آن وقت چشمشان برای دیدن، چشم شیطان می شود، زبانشان برای گفتن زبان شیطان می شود، شیطان از چشمشان می بیند از زبانشان حرف می زند. پس هر کس مسیر مکر و حیله را برگزید به فرموده ی مولا اینقدر تنزل پیدا می کند که با شیطان وحدت پیدا می کند و شیطنت فصل وجودیش می شود. خداوند در عالم طبیعت گرگ را آفرید تا به انسان نشان بدهد سبُعیت می تواند او را به گرگ تبدیل کند. خوک را خلق کرد تا نشان بدهد که شهوت می تواند از آن خنزیل بسازد. پس اعمالی که از ما صادر می شود هیچ کدام محو نمی شود، به بچه هایتان یاد بدهید اعمالی که از ما صادر می شود هیچ کدام محو نمی شود، چون وجود ما مزرعه است خودمان با اعمالی که انجام می دهیم بذر انسانیت یا حیوانیت را در وجودمان می کاریم پس باید دقت کنیم چه عملی انجام می دهیم .
اما در خاتمه کلام عرض کنم آنچه گفتیم فقط در سایه ی رابطه ی درست ما با خدا جوابگو است یعنی ما عبد هستیم، خداوند مولا است، ما مملوک هستیم خداوند مالک است. عبد و مملوک از خودش چیزی ندارد حتی مالک خودش هم نیست، چقدر منم می گویی بس است دیگر، همه چیز در ید تصرف مالک و مولای اوست اگر کسی به این نقطه رسید و باور کرد بالاخره یک چیزی می شود.
در رساله حقوق، در من لا یحضره الفقیه جلد 2 می خوانیم؛ بزرگترین حق خداوند بر تو این است که خدا را عبادت کنی، عبادت خدا فقط نماز خواندن، روزه ، حج نیست. عبادت خدا یعنی باور کنی تو هیچ چیز نیستی، هر چه هست اوست.
در سوره بینه آیه 5 می خوانیم؛ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ ۚ وَذَٰلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ ؛ به آنها دستوری داده نشده بود جز این که خدا را بپرستند(من و شما را می گوید) در حالی که دین خود را برای او خالص کنند.
گر تو خواهی حری و آزادگی، بندگی کن، بندگی
در پایان چند فقره آفت مزرعه وجود را برای شما عرض کنم، در غُرر الحکم و دُررالکلم آمده است؛
آفت عمل بی کاری است، بیکارها اعمالتان از بین می رود، آفت عمل ترک اخلاص در آن عمل است با خلوص نیت انجام ندهیم از بین می رود، آفت عبادت ریا است، آفت عقل، هوای نفس است.
از اسرار الشهود فی معرفه الحق المعبود جلد (1) چند بیت بخوانم:
حمد بی علت خدا را لایق است
علت و معلول بر وی عاشق است
آن خداوندی که در عرض وجود
هر زمان خود را به نقشی وانمود
من وقتی به درخت ها نگاه می کنم وقتی نسیم می زند برگ هایشان تکان می خورد در هر تکانش، در هر رگ برگش، در هر سبزی و شادابی اش خدا را می بینم . پرنده ها در آسمان بال می زنند زیر سینه هایشان رنگ و وارنگ دیده می شود وای که چقدر قشنگ هستند، خدای من هم قشنگ است، خیلی زیباست.
حمد قولی چیست؟ اقرار زبان، حمد می خوانید، حمد فعلی، طاعت و اعمالتان. آن حمدی که می خوانی به دردت می خورد در اطاعت و در افعال تو نمود پیدا می کند، ایاک انعبد و ایاک انستعین؛ آقای فلانی آشنایی ندارید فلان جا کار ما را راه اندازد؟ نمیشود.
حمد حالی؛ اتصال جان و دل بر صفات پاک و برتر زآب و گِل، در درون تو خدا جریان دارد چون اگر آن روح نباشد من جابه جا مرده ام ولی مهم این است آن را می بینی؟ آن چیزی که در درون من و شما جاری است، آن را می بینی؟ ما نمی بینیم، چرا این خانم ها بدو بدو می روند لُپ ها و دماغشان را دستکاری می کنند چون اصلا نمی بیند. در درون تو یک چیزی در جریان است که باید تو بفهمی، باید حسش کنی، آب می خورد می گوید واه واه تازه نبود شب مانده بود، در این آب یک چیزی است که باید آن را تو ببینی.
در حقیقت حمد آن باشد که تو بوده باشی دائما با یاد او. اگر حمد شما را به این نقطه می رساند حمدتان خوب است مبارکتان است در غیر این صورت باید یک فکری به حال خودمان بکنیم.
گفتگوی امروز ما به پایان رسید امیدوارم که امشب همه ی ما زیر سایه آقا علی بن موسی الرضا (ع) برای ما دعا کند به آن چیزهایی که قبلا به آن خیلی محتاجیم برسیم، جنگ در شکل های مختلف همیشه بوده باز هم خواهد بود، نترسید اگر قرار باشد بمیریم چه جنگ باشد چه نباشد می میریم اصلا نگرانی ندارد، اگر قرار باشد ناقص بشویم حتما می شو یم یک ماشین می زند ناقص می شویم دیگر جنگ، شلیک لازم نیست. نترسید توکل بر خدا و امید بر این که زیر سایه ی امام زمان(عج) ادامه حیات بدهیم.

