منو

چهارشنبه, 24 تیر 1405 - Wed 07 15 2026

A+ A A-

سه بخش اصلی در ساختار شخصیتی هر انسانی چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

تلاوت آیات قرآن بسیار زیباست من سال ها قرآن خواندم ولی باز هنوزفکر می کنم لذتی که باید از خواندن وفهم قرآن باید ببرم هنوز نمی برم، هنوز برای من کم است یعنی باز هم یک چیزهایی دارد که باید به آن ها برسم و درک کنم، ان شاءا...

من هر وقت کلمه یا علی را به کار می برم یک شيريني در کامم حس می کنم اوایل فکر می کردم وابسته به نام امیرالمؤمنین (ع) است چون نام او، نام پروردگار است، به مرور دیدم یک حسی کنار این فهم وجود دارد و آن حس این که پدری ارزنده، دوست داشتنی، بدون عیب، دانا و آگاه دارم، پس باز هم یا علی.
امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: الحمدالله الَّذی جَعَلَ مِنَ الماءِ کُلِّ شیءٍ حَیِّ الحمدالله الَّذی احیا قَلبی بِالایمان؛ حمد و ستایش خدایی را که هر شی زنده را از آب آفریده است و حمد خدایی را که قلب من را به ایمان زنده کرد. (از کتاب مصباح المتهجد و سلاح المتعبد جلد 1). خیلی قشنگ است، ما مجبور نیستیم تلاش کنیم عربی را هم حفظ کنیم ولی معنا و مفهوم فارسی را حفظ کنیم و هر وقت دعا می کنیم یا سپاس خدا را می گوییم حتما از آن استفاده کنیم.
در ابتدای گفتگو باز می پرسم تفکرتان در باره ی اِنّا لِلّه به کجا رسید؟ اصلا فکر کردید؟ اصلا حسی داشتید؟ خیلی بد است اگر هنوز از آن هیچ حسی دریافت نکردید چون عن قریب به نقطه ای می‌رسیم که می گوییم و انّا الیه راجعون، آن وقت بد است که موقع برگشتن هیچ چیزی ندانیم. من هر بار اول جلسه آن قدر این را می گویم تا ان شاءا... روزی برسد که تاثیرش را بگذارد.
ساختار شخصیتی هر انسانی از3 محور اعتقاد، اخلاق و عمل او تشکیل می شود؛ پس سیر آدمی در دنیا بر اساس این 3 محور تنظیم می شود، محور اعتقاد را در جلسات پیش گفتگو کردیم، شخصیت حقیقی انسان با عقیده ی توحیدی شکل می‌گیرد پس کسی که شرک دارد شخصیت او براساس شرکی است که دارد، کسی که کافر است شخصیتش بر اساس کفر و کافر بودنش شکل می گیرد بر همین منوال اخلاق الهی و توحیدی هم در ساختار شخصیت آدمی نقش اساسی دارد یعنی خلق و خوی انسان باید رنگ و بوی الهی و توحیدی به خودش بگیرد، چنانکه پیغمبر اکرم (ص) در بحارالانوار جلد ۵۸، روضة المتقین در شرح من لا یحضره الفقیه جلد ۶ فرمودند: تَخَلَّقوا بِاخلاقِ الله، به اخلاق الهی متخلق شوید. دین می خواهد انسان شرعی و اخلاقی پرورش دهد. در بحارالانوار جلد ۶۸ و نهج الفصاحه می خوانیم پیامبر(ص) فرمودند: به راستی که من مبعوث شدم تا شرافت های اخلاقی و فضائل انسانی را کامل و تمام کنم. آیا ما از دین، این مرحله را در خودمان تکمیل کرده ایم؟ خوب توجه کنید؛ پیامبر(ص) می فرماید من فقط آمدم شرافت های اخلاقی و فضائل انسانی را کامل و تمام کنم یعنی آدمی نباشد که بگوید نمی دانستم. در اصول کافی جلد 2 آمده است که امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل فرمودند که ایشان فرمودند: آیا شما را خبر بدهم به شبیه ترین شما به من، آیا ما نمی‌خواهیم به پیغمبر(ص) شبیه بشویم؟ حضرت فرمودند: شبیه ترین شما به من؛ نیکو خلق ترین، نرم جانب ترین شماست، یعنی کسی که مردم از ناحیه او آزار نبینند، و کسی از شما که نیکوکارترین نسبت به خویشانش بوده و برادران دینی اش را بیشتر دوست دارند، و صابر ترین شما بر حق است؛ صبر بر حق خیلی کار سختی است چون پذیرش حق گاهی اوقات مثل چاقو خودمان را می برد ولی کسی که حق را می پذیرد باید بسیار صابر باشد، و خشم فرو برنده ترین، یعنی آن کسی که در مقابل سختی ها خشمش را به طور کامل فرو می برد، و خوش گذشت ترین و منصف ترین شما از خود، در حالی که رضا و خشم است. خیلی کارهای سنگینی است ولی حتما شدنی است اگر پیامبر خدا به عنوان الگو در روی زمین برای من و شما آمده و چنین بوده است این یقینا برای بقیه انسان ها هم امکان پذیر است، مگر این که نخواهند و دوست نداشته باشند، اما اگر دوست داشته‌ باشند به طور حتم در استمرار بر این ماجرا، یعنی این ها را بنویسند جلوی نگاهشان بگذارند روی دیوار، ما می رویم تابلو فرش چندین میلیون می خریم روی دیوار می زنیم ماه اول خوشمان می آید حتی آیه و اَن یَکادُ الذینَ ولی بعد دیگر تمام شد یک چیزی بالای دیوار می شود، اما یک تابلو داشته باشیم هر روز یا هر هفته روی آن یک دستور العمل جدید بنویسیم برای این که آن چیزی بشویم که پیامبر خدا(ص) ما را دوست داشته باشد و خداوند از ما راضی باشد، آیا هیچ کدام از ما یک چنین تابلویی در خانه مان داریم؟ نه. وقتی انسان و جامعه انسانی از فضائل اخلاقی پر شد آن وقت است که زمینِ وجود چنین انسان و جامعه انسانی آماده دریافت فیوضات الهی می شود، از آدم شروع می شود، نگو بابا بقیه را ببین چه شکلی هستند، تو از خودت شروع کن به بقیه چه کار داری باید آدم خوبی باشی باش، برادرت هم‌ خوب نیست نباشد، همسایه هم خوب نیست نباشد، ولی در جایگاه خودت به عنوان یک انسان آن کسی باش که خداوند می خواهد، از انسان شروع می شود الگو می شود همسایه بغلی یاد می گیرد، آن دوست یاد می گیرد وقتی این جوری شد یک جامعه، جامعه ی انسانی می شود آن وقت این جامعه آماده می‌شود که از جانب حضرت حق فیض های الهی را دریافت کند، مدام نشستیم می گوییم چرا امام زمان(عج) نمی آید این همه قول دادند پس چه شد؟ امام زمان(عج) یک فیض الهی است که باید به ما برسد فقط من و شما جلوی آن را گرفتیم و همه من و شماها، شاید هر کدام از ما یک خُلق غلط داریم ولی همان یکی خراب است راه را می بندد، ترافیک می کند، یک ماشین در جاده چپ کند کج برود ببین چقدر ترافیک می شود اگر توانستید بروید.
سوره ی اعراف آیه 58 می خوانیم، خداوند فرموده؛ وَٱلبَلَدُ ٱلطَّيِّب ُيَخرُجُ نَبَاتُهُۥبِإِذنِ رَبِّهِ، زمینِ پاک است که گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می آید . اگر این زمین پاک نباشد، آن طوری که خداوند می خواهد نباشد، هرگز از این وجود انوار الهی، تشعشعات الهی خروج نمی کند، جامعه ی اطراف ما را خوب نمی کند، دیدید وقتی بعضی ها به خانه ی آدم می آیند، آدم کدر می شود و وقتی هم می روند می گویی وای چقدر خسته هستم، چون انرژی وجودی اش خوب نیست و بالعکس . در قره العیون فی اعز الفنون و جامع الاصرار و منبع الانوار و احیای علوم دین جلد 1 آمده است که امیرالمومنین علی (ع) فرمودند؛ دانش نه در آسمان است که بر شما فرود آید، منتظر نباش دانش از آن بالا بیاید ، کو ؟ نه در آسمان است که بر شما فرود آید و نه در زمین تا برایتان ظاهر شود، هیچ کدام، بلکه دانش در دل هایتان سرشته شده است به آداب روحانیان خود را تربیت کنید تا برایتان آشکار گردد خیلی جالب است، آداب روحانی یعنی چه ؟ باید به آن خوب فکر کنیم، نمی شود که همیشه یکی دیگر به ما بگوید، این که یکی دیگر به ما بگوید خیلی چیزها شنیدیم، کدام یک ازآن به خاطر ما است ؟ کدام یک از آن را عمل می کنیم ؟ روزی که ما در این دنیا آمدیم تمام سرمایه ی الهی را با خودمان آورده ایم دانش همه ی آنها در دل های ماست، همه ی آنها با ما است، اما باید به آداب روحانیان خود را تربیت کنیم، منظور از روحانیان مثل طلبه و طلاب نیست، روحانی کسی است که در هر جامعه ای، با هر لباس و هر شکلی به خدا و احکام الهی متصل است.
در سوره ی قلم آیه 4 می خوانیم، خداوند در مدح رسول اکرم (ص) فرموده؛ وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ، یقینا تو دارای اخلاق عظیم و برجسته ای هستی. اخلاق عظیم چیست ؟ چرا ما نمی توانیم به این اخلاق عظیم نزدیک شویم ؟ دست یافتنی نیست ؟ اگر دست یافتنی نبود، پیغمبر(ص) هم دست یافتنی نبود، چرا که به پیغمبر گفته اند اگر خدا می خواست یک فرشته ای باید می فرستاد گفت اگر فرشته بفرستم دیگر وقتتان تمام است، آدمی مثل خودمان . اهل منطق در تعریف انسان گفته اند حیوانُ ناطق . یعنی انسان حیوانی است که قدرت منطق دارد، اما اگر فضائل اخلاقی در وجود این انسان به فعلیت نرسد، در حد همان تعریف اهل منطق باقی می ماند، یعنی حیوان ناطق . فرقش با حیوان فقط این است که می تواند حرف بزند. کلام من جز چند جمله ای برای تشریح کردن نیست من برای شما چیزی ندارم هرچیزی که آوردم از امام معصوم، از پیامبر و از قرآن است . در نهج البلاغه می خوانیم، مولایمان امیر المومنین(ع) فرمودند؛ صورت چنین انسانی، ( حیوانُ ناطقُ )، یعنی حیوانی که می تواند حرف بزند، این انسان ،همانی است که فضائل اخلاقی در وجودش به مرحله عمل در نیامده، به فعل تبدیل نشده است. فرمودند صورت چنین انسان هایی، صورت انسان است، اما قلبشان، قلب حیوان است.
ای دریده پوستین یوسفان
گرگ برخیزید ازین خواب گران
ای کسی که 160 ، 170 تا بچه را در مدرسه میناب و بسیاری بچه های دیگر در مدارس این مملکت، بسیاری بچه های دیگر در غزه، لبنان، سوریه به خاک و خون کشیدی، وقتی که خواب گران دنیا می پرد گرگ از جایت بلند می شوی.
گشته گرگان یک به یک خوهای تو
- یک گرگ که نیستی، گرگ های مختلف با خواسته های مختلف هر کدام خلق و خوی تو شده است.
می درانند از غضب اعضای تو
- این گرگ ها آنجا، تک تک اعضای تو را از هم پاره می کنند . درندگان دنیا گرگان آخرت هستند. تکبر خیلی بد است، متکبران دنیا مورچگان آخرت هستند دیگر تکبر به داد او نمی رسد که خودش را بزرگ ببیند، می بینید مورچه هرکجا که باشد کوچکترین حیوانات، حتی بچه های کوچک آنها را زیر پا له می کنند. در هر اخلاق بد که در وجود انسان غالب آید در قیامت به همان صورت محشور می شوند. مراقب باشید در آن عالم به عنوان یک حیوان وحشی محشور نشوید، ما انسان آفریده شدیم باید انسان از جا برخیزیم. اخلاق آدمی در حوادث عالم تاثیر می گذارد، حوادث عالم در وجود و زندگی انسان اثر می گذارد نمونه خیلی بارز و خیلی واضح آن همین روزها، ما یک رفتارها و گفتگوهایی کردیم، دشمن فکر کرد اینجا فرش های مخمل های قرمز، روی آن هم طلا پاشیدیم و آماده که تشریف بیاورد غیر از این است ؟ حرف ها و رفتارهای ما زمینه را برای او آماده کرد. حوادث عالم در وجود و زندگی انسان اثر می گذارد، آمد، حمله کرد، کُشت، خراب و داغون کرد . بسیاری از انسان ها هنوز شب ها نمی توانند راحت بخوابند، هنوز دچار استرس و دچار نگرانی هستند و مرتب کمک می خواهند، ما چه کار کنیم که آرام بگیریم و بتوانیم بخوابیم حتی خواب راحت ندارند، پس می بینید اخلاق ما در آنچه که در عالم می گذرد تاثیر می گذارد، هرآنچه که در عالم می گذرد در وجود ما تاثیر می گذارد، یعنی یک دایره ی کاملاً بسته که به هیچ وجه راه فراری در آن نیست، انسان ها هم در حوادث عالم اثرگذار هستند . آدمی در بحث آفرینش تافته ی جدا بافته ای نیست که هیچ اثری را از بیرون نپذیرد، حتما ما می پذیریم، هیچ اثری هم در بیرون از خودش نگذارد، حتماً می گذارد. لذا اعتقاد، اخلاق و عمل آدمی در عالم، یک موج به وجود می آورد . یک زمانی مد شده بود و همه می گفتند اگر یک پروانه آن طرف کره زمین بال بزند، تاثیرش این طرف کره ی زمین امواج بلند آب ها یا بادها می شود ما آن را می فهمیدیم امّا این را درک نمی کردیم که اعتقادات و اخلاقیات، رفتار و عمل ما چطور در این عالم موج ایجاد می کند که اگر انسان رو به صلاح باشد حوادث طبیعی هم تغییر پیدا می‌کند و اگر رو به صلاح می رود بر او خیر می بارد، امّا اگر رو به فساد و طغیان باشد حوادث عالم به ضرر او تغییر می‌کند. نمونه خیلی بارز اتفاق طبس بود آمریکا می‌خواست به اینجا ضرر بزند در طوفان شن گیر کرد، یا همین دفعه که در اصفهان به خاک نشست یعنی حوادث طبیعی هم وقتی انسان ها رو به فساد و طغیان هستند روی زندگی شان به ضرر تاثیر می گذارد.
در سوره جن آیه 16 می خوانیم؛ وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا،
اگر انس و جن برطریقه ی حق پایداری کنند حتما آنان را از آب فراوانی سیراب خواهیم کرد.
خشکسالی و گرفتاری معنی نخواهد داشت، انسان و جن کنار هم به راحتی زندگی می‌کنند، می دانید که ما کنار هم زندگی می‌کنیم.
در سوره اعراف آیه ی 96 می خوانیم: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ، اگر اهل شهر ها و آبادی ها ایمان می آوردند و پرهیزکاری پیشه می کردند یقینا درهای برکاتی از آسمان و زمین را برای آنان می گشودیم. پس اگر ما اهل تقوا باشیم درهای برکات از زمین و آسمان به روی ما گشاده خواهد شد، اگر برکات نداریم به طورحتم بخشی از آن شامل تک تک ما خواهد شد بر همین اساس اصل قرآنی است با تغییر خُلق، نعمت های عالم هم تغییر می کند تبدیل به نقمت می شود یعنی بدبختی و سختی، اگر آن سو هست این سو هم هست.
سوره انفال آیه 53: ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ، خدا بر آن نیست که نعمتی را که به قومی عطا کرده تغییر دهد تا زمانی که آنان آنچه را در خود دارند تغییر دهند؛ اگر گرفتاریم به طور حتم باید یک چیزهایی را در خودمان عوض کنیم ولی ما متاسفانه همیشه انگشتمان را به سمت طرف مقابل گرفته ایم تا او را عوض کنیم نه بابا خودت را عوض کن تو عوض شوی خود به خود تأثیر می گذاری او هم عوض خواهد شد.
مولانا می گوید:
کانِ قندم ، نیستانِ شکرم هم زِ من می روید و من می‌خورم
- یعنی آن چیزی که هستم بقیه از من می خورند هیچ، خودم هم می خورم لذت را می برم. پس بسیار مراقب خلقیات خودمان باشیم، اعضا و جوارحمان را به شیطان و وسوسه های شیطان نسپاریم که هر چیزی را که آماده کردیم از دست می‌دهیم.
سومین امر اساسی در شکل گیری شخصیت انسان اعمال و رفتارش است تا اینجا عقاید توحیدی، اخلاقیات توحیدی، حالا اعمال و رفتار توحیدی است، اعمال سازنده ی شخصیت و صورت حقیقی انسان است، هرعملی را که انجام می دهیم شخصیت ما را می سازد و صورت باطنی و واقعی ما را شکل می‌دهد در عالم طبیعت من با عملم یکی نیستم، یعنی الان عصبانی می شوم خشم می کنم داد و هوار می‌کنم امّا یک ساعت بعد قیافه خندان و آرامی دارم، می گویم حالا عیب ندارد یک لحظه عصبانی شده ولی کلا آدم عصبانی نیست، نه، درست است من در طبیعت با عملم یکی نیستم، امّا در نشئه آخرت صورت انسان مثل اعمالش است یعنی وقتی آنجا بلند می شویم دائم همان با قیافه عصبانی، ببین چه می شود، چه اتفاقی می افتد؟ چرا؟ چون صورت و شکل طبیعی ما در دست خودمان نیست، یکی با دماغ بزرگ به دنیا می آید، یکی به دنیا می‌آید لب بالایی او کوچک و جمع شده است، یا ممکن است با دست کوتاه به دنیا بیاید یا... این چیزی که به دنیا آمده در دست خودش نبوده این چیزی که به وجود آمده در دست خدا بوده است چون ما با اراده خودمان این‌طوری ساخته نشده ایم آیا کسی به اراده خودش با دست کوتاه به دنیا می آید ؟ یا پایش را نصفه و فلج کند؟نه.
سوره آل عمران آیه 6 می خوانیم: هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛
او کسی است که شما را در رحم مادرآن چنان که می خواهد تصویر می کند معبودی جز خداوند توانا و حکیم نیست، پس خدا ما را در رحم مادر آن طور که می خواهد تصویر و نقش کرده به دنیا فرستاده است.
در سوره تین آیه ی 4 می خوانیم : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ؛ که ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم، پس صورتگری ها همه دست خداست، یکی سیاه، یکی سفید، هیچ کدام اختیاری درخلقت خود ندارند هر دو را خدا خلق کرده است امّا ساختار صورت باطنی در اختیار خود انسان است و اصل ماجرا هم همین جاست.
درسوره اسراء آیه ی 13 می خوانیم: وَكُلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنْشُورًا؛ اعمال هر انسانی را بر گردنش آویخته ایم،( در عالم محشر، روز قیامت در آن دنیا ) و روز قیامت کتابی برای او بیرون می آوریم که آن را در برابر خودش گشوده می بیند. کتاب، یعنی لحظه به لحظه، تک تک اعمال ما را صرف می کنند شما یک صبح تا شب اعمالت را ذرّه ذرّه بنویس ببین چقدر حجم است آن موقع کتابی را جلوی ما گشاده می کنند این همان کارنامه و نامه ی اعمال ماست. در همین آیه خداوند فرموده : أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ؛ یعنی گویا آدمیان در هنگام مرگ و قیامت با انبوهی از پرندگان سرکار دارند وقتی من پشت پنجره می نشینم که پرندگان نگاه کنم حظ می برم اما اگر وسط یک مشت کلاغ یا عقاب بیفتم در فضای آسمان چه اتفاقی می افتد ؟ یا دسته طوطیان خوش سخن هستند که هوای بهشت دارند و به سوی بهشت پرواز می کنند، وقتی اینها هوای بهشتی دارند خیلی خوشایند هستند قشنگ می خوانند، قشنگ حرف می زنند آدم با این ها همسفر می شود، نمی شود؟ می شود دیگر. امّا یا با دسته کرکسان مردار خوار هستند، هوای مرداب به سر دارند و وای، در مردار خوارها بیفتی، آنها می خواهند با سر در مرداب بروند، فقط تصور کنید . پیش از مرگ، اعمال در حیطه اختیار آدم است امّا بعد از مرگ انسان در گرو اعمال است، واویلا .. ببینید این روزهاست که در این مخمصه افتادیم در این سختی ها افتادیم روز سازند گی است، هیچ کس متوجه این نیست همه فقط به فکر این هستن همه چیز گران می شود بعد جنس کم می آید ، کسب کار اینجور است ، آن آنطور است ولی به خدا این لحظات از دست برود دیگر خدا می داند که آیا قبل از مرگ فرصتی خواهیم داشت که دوباره بفهمیم، در دایره این قصه ها وارد بشویم تا یاد بگیریم چطور زندگی کنیم؟
سوره مدثر آیه 38 خدا فرموده است؛كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ، هر کس در گرو اعمال خویش است، این را من نمی گویم کلام خداست، شمایی که می شنوید به کلام خدا اعتقاد دارید که آمده اید نشستید.
ای برادر تو همه اندیشه ای
مابقیِ تو استخوان و ریشه ای
گر گُل است اندیشه ی تو، گلشنی
ور بُوَد خاری تو هیمه گلخنی - یک مشت هیزم برای آتش خوب است. دنیا مزرعه آخرت است، یادمان نرود.
از مکافات غافل نشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
-هر چه بکاری همان را برمی داری، برتری طلبی را کاشتی آن دنیا بر عکس برتری طلبی را به تو می دهند.
در اصول کافی جلد 5 یک حدیثی است که می گوید؛ در هنگام وضو وقتی صورتتان را آب می زنید می شویید با خودتان بگویید خدایا چهره ام را سفید کن در روزی که چهره ها سیاه می شوند، چهره ام را زشت نکن آن روزی که چهره ها سفید می شوند آنها را سفید می کنی. به جمله خوب فکر کنید با خودتان تکرار کنید تا به عمق وجودتان بنشیند که ما ببینیم، در این دنیا باید کاری کنیم که در آن دنیا چهره مان سیاه نشود، در این دنیا باید کاری کنیم که در آن دنیا چهره مان را زشت نکنند وقتی که چهره ها را زیبا، پر نورو سفید می کنند، این ها دست خودمان است، هر کاری دوست داری انجام بده، انتخاب با شماست. پس فراموش نکنیم این عقیده و روح پاک است که در قوس صعود، اول بگویم قوس صعود چیست؟ ما از نقطه بالا شروع کردیم به پایین آمدن، نیم دایره ای که پایین آمدیم این پایین مقابل آن بالایی زمین است، کبودر آهنگی عارف بزرگ همدانی می گوید؛ این قوس که ما آمدیم تا به زمین رسیدیم 136 هزار عالم را طی کردیم در هر عالمی زندگی کردیم قطعا این را گفتگو کردم در هر عالمی زندگی کردیم جالب این است این عالم اول را که زندگی کردیم زمانش که رسید در آن عالم مردیم مثل زمین، از آن عالم آمدیم به عالم بعدی مثل زمین، آنجا دوباره زنده شدیم مثل عالم آخرت که می رویم زنده می شویم آنجا را زندگی کردیم باز پایان، باز ... تا به زمین رسیدیم، خب چه کاری بود، نه دیگر در هر عالمی قرار بود یک سری از خاک و خول های آن خاکی که گِل ما را سرشته بودند بیرون بریزیم، قرار بود ما در این عالم ها در این حرکت هایی که در این عوالم داشتیم در هر عالمی یک ذره از آن خاک هایی که ما با آن به عنوان آدم ساخته شده بودیم بتکانیم و پایین بیاییم، تکاندیم؟ اگر تکاندیم به زمین رسیدیم می شویم انسان وارسته، اینجا براساس طبیعت زمین وارستگی خود را حفظ کردیم از اینجا هم باید خارج بشویم اینجا می میریم نشئه مرگ را می چشیم بعد می رویم به جهان آخرت، عالم قبر، برزخ آن جا دوباره زنده می شویم این قوس صعودی بعدی مقابل همان قوسی است که ما را از بالا تا پایین آورد مثل این را ما دوباره بالا می رویم چندتا عالم من نمی دانم، این فاصله را خداوند چند تا عالم کرده نمی دانم، ولی این را می دانم حداقل چهار عالم اول، عالم سوم که اصلا مثل زمین است حالا اینجاها که می رویم مصیبت است اینجا آدم زیبا و شیک بودیم آنجا می رویم تبدیل به چه چیزی می شویم آن وقت بدتراز این چه است در این عالم اول می دانیم که قبلا چه کار کردیم همه آن کارهایی که کردیم را به خاطر داریم و دقیقا آن ها جلوی چشم ما عیان است ببین چه زجری می کشیم بر سرمان می زنیم خاک برسر من پول جمع کردم خودم که نخوردم، به هیچ کس که ندادم خیری هم نکردم مُردم افراد خانواده ام به راه حرام خرج کردند ببین آدم چه حالی می شود؟ شما یک انگشتر برای فرزندت می خری می فروشد، یا نه گم می کند جیغ و دادت هوا می رود می گویی مگر پول علف خرس است از خودم زدم برای تو خریدم که تو داشته باشی، حالا فکر کن آن عالم چه حالی به آدم می دهد، ای وای برمن. پس فراموش نکنیم که این عقیده و روح پاک است که در قوس صعود به مقصد متعالی می رسد اگر این روح، پاک نشده باشد در این قوس دوم به آن مقصد عالی و متعالی نمی رسد. عمل صالح، اعمال خوب ما در این صعود عقیده و جان پاک را یاری می دهند مثل پلکان تو ازآن بالا می روی.
سوره فاطر آیه 10:مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا ۚ إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِـحُ يَرْفَعُهُ ۚ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ۖ وَمَكْرُ أُولَٰئِكَ هُوَ يَبُورُ؛
حقایق پاک به سوی او بالا می رود و عمل شایسته آن را بالا می برد، مثل همین حرف ها آیه ی قران است . پس اصل در صعود، عقیده پاک است. عقیده پاک، عقیده توحیدی است، عقیده کفر آمیز، شرک آمیز می تواند عقیده پاک باشد؟ نه .عمل صالح سکوی پرش این عقیده پاک است و برعکس .
سوره حج آیه 31، حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ ۚ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ.
هرکس به خدا شرک ورزد گویا چنان است که از آسمان سقوط کرده (سقوط آزاد به سوی پایین) پرندگان آن را روی هوا می ربایند که ببرند تکه تکه کنند چه ترسی دارد شما هم سقوط می کنید به سمت پایین می آیید بعد لاشخورها شما را روی هوا می زند، یا باد او را به جای دور دستی می برد پرت می کند، آن هایی که مشرک هستند.
در سوره واقعه آیات 88 و 89: فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ،فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ؛ پس اگر او از مقربان باشد، (کسی که از مقربان است ) در روح و ریحان و بهشت پر نعمت است، یعنی کسانی که حرکت در صراط مستقیم توحید دارند خود مومنشان به بهشت تبدیل می شوند، خود پیغمبر(ص). آنهایی که در صراط مستقیم توحیدی افتادند پیغمبر(ص) را درک کردند از او جدا شدند؟ نه. چرا امام حسین(ع) را نمی گوییم، امام حسین (ع) در روز عاشورا به دوستانش گفت دیگر همه می میریم شب گفت هر کسی می خواهد در تاریکی شب برود من بیعتم را برداشتم آن هایی که در صراط مستقیم توحیدی بودند وجود این مومنین خودش بهشت شد چرا ؟ چون امام را بهشت می دیدند می گفتند من چطوری این بهشت را رها کنم بروم عیب ندارد می میرم دیگر و برعکس این هم وجود دارد .
سوره همزه آیات 6 و7؛ نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ؛
آتش برافروخته ی الهی، آتشی است که از دل ها سر می زند آتشی که می خواهند بندازند بسوزاننند می گوید دلها چنان می سوزد که هیچ هیزمی به پایش نمی رسد، در دنیا جسم ما چه مرد و چه زن یک آرایشگر دارد مو کوتاه و مرتب می کنیم...، آرایشگر حقیقت انسان یعنی همان باطن انسان، همانا عقیده اخلاق و عمل او است . چنان که در قرآن یکی از فلسفه های حیات و ممات را ارائه ی عمل زیبا و در حقیقت به وجود آمدن انسان زیبا . خداوند حیات و مرگ (ممات) را آفرینش کرده تا این در حیات ،کارهای زیبا نشان دهد، اعمال زیبا نشان دهد و در حقیقت تبدیل به انسان زیبا شود. اگر زیبا نیستیم پس آن وقت چه کار کنیم ؟ فردا آمد این جا بمب انداختند من کجایم ؟ زیر خروارها خاک درمی آورند؟ نه بابا به درد نمی خورد له شده بعد کجا هستم ؟ ای داد بیداد... من می خواستم زیبا شوم چرا فرصت ندادی من زیبا شوم ؟ می گوید من این همه سال به تو عمر دادم می خواستی بشوی .
در سوره ملک آیه 2 : الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ؛
آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید( که چه شود) که کدام یک از شما بهتر عمل می کنید او شکست ناپذیر و بخشنده است . تا زنده ای و در این دنیایی دنبال بخشش، دنبال جبران باش. برای رضای خدا این قدر من و تویی نکنید، دخترها پسرها خوب زندگی کنید. آنچه که در عشق بدون توقع، عشق بدون منت به دست می آید هیچ کجایی دیگر پیدا نمی شود . خوب زندگی کنید، لذت ببرید، همه چیز را در دنیا می توان تحمل کرد اما بدون عشق ماندن را نمی شود. من این 2 ماهه علیرغم همه مسائل، نگرانی ها، مشکلات، دلشوره هایی که برای همه شما، بچه های خودم و همه مردم داشتم درس های قشنگی از طبیعت گرفتم، بروید درس بگیرید و قشنگ ترش کجاست ؟ از شاخه ی گلی، از پرواز پرنده ای، از دیدار مرغ و خروس و همه چیزهای دیگر می توان لذت برد اما بالاتر از همه از دیدن آدم ها لذت ببرید . آدم ها وجودشان لذت بخش است زیبایی ارائه کنید نه زیبایی از نوع آرایش و این قصه ها نه . زیبایی در چهره ای که با محبت نگاه می کند، با محبت لبخند می زند بدون هیچ گونه شائبه و ابهامی، بدون این که قصد و غرضی داشته باشد. به دنیا محبت بدهید اگر می خواهید از دنیا محبت بگیرید وگرنه فایده ای ندارد. در واقع بین عمل و عامل، عمل آن کاری است که ما انجام می دهیم و عامل من و شمایید . بین عمل و عامل اتحاد وجود دارد پس عمل احسن و انسان احسن هم متحد هستند عمل خوب را فقط آدم خوب انجام می دهد، عمل خوب را آدم بد نمی تواند انجام نمی دهد . عمل احسن، انسان احسن می پروراند ببینید کدام اعمال خوب است ؟ کدام اعمال زیباست ؟ بروید دنبالش انجام دهید همین اعمال شما را پرورش می دهد. در قیامت چهره عده ای آن قدر زیبا می شود که اجازه پیدا می کنند به جمال مطلق، کمال مطلق، علم مطلق، حیات مطلق نگاه کنند. ببینید می توانید چه داشته باشید ؟
سوره قیامت آیه 22 و 23: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ، إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ؛
در آن روز صورت هایی شاداب و مسرور است و به پروردگارش می نگرد، جمال مطلق، کمال مطلق علم مطلق، حیات مطلق، فقط پروردگار است .
سوره قیامت آیه 24 و 25: وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ، تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ ؛ در آن روز صورت هایی عبوس و درهم کشیده است چرا ؟ زیرا می داند عذابی در پیش دارد که پشت را در هم می شکند . پس نتیجه می گیریم بر اساس اعمال اختیاری مان خودمان را نقاشی می کنیم و به خودمان شکل می دهیم هر چه که شدیم نتیجه اعمال ماست . نقاشی منظورم نیست که از این وسائل آرایشی بردارید و خیلی کارها بکنید نه چه خانم ها و چه آقایان . اعمال ما که به اختیار خودمان انجام می دهیم با آنها می توانیم خودمان را نقاشی کنیم و آن شکلی شویم به خودمان شکل دهیم و هر چه که شدیم می شویم نتیجه همان اعمالی که انجام دادیم .
سوره نجم آیه 39: وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ؛ برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست.
هر چه که می خواهید آنجا داشته باشید نتیجه سعی و کوشش خودمان در همین دنیاست. این آخرین منزلگاه است که یاد نمی آوریم در منزلگاه قبلی چه کردیم ؟ اما منزلگاه های بعدی را همه را یاد می آوریم اصلا اعمالمان جلویمان می آیند . خودمان را آن شکلی می بینیم چه جهنمی می شود .
در زمین دیگران خانه مکن
- آیا منظور این است که زمین بغلی خانه ما که خالی است برای مردم است من نروم در آن خانه بسازم ؟ نه .
کار خود کن کار بیگانه مکن
- می گوید اگر در جایی خانه ساختی آن بعدا برای بیگانگان است از تو باقی می ماند ما این را نمی گوییم .
کیست بیگانه تن خاکی تو
کز برای اوست غمناکی تو
- ای وای این طور شدم، ای وای بروم آن کاررا انجام بدهم، قبل از این که این طور شوی فکر کن، متعادل بخواب، متعادل بخور، متعادل بنوش، متعادل دوست بدار، متعادل کار بکن، متعادل فکر بکن، انسان در تعادل بهترین نمونه اش است.
تا تو تن را چرب و شیرین می دهی
جوهر خود را نبینی فربهی
- یعنی آن که حقیقت توست و در درون توست دیگر آن را نمی بینی فقط فکر این هستی این را چه کنم، آن را چه کنم، از اصل وجود خودمان بی خبر می شویم .

نوشتن دیدگاه