پرسش و پاسخ شماره صد و چهل و چهارم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: پرسش و پاسخ
- بازدید: 18
بسم الله الرحمن الرحیم
صحبت از جمع: جلسه قبل عرض کردم که بزرگترین هدیه در این سرزمین این است که بت پرستی انجام نشده، یکی از دوستان در رابطه با سابقه بت پرستی ایرانیان مطلبی آوردند که در آن گفته شده بود که اولا باید حدود ایران را بدانیم، در چه تاریخی، مرزها به چه صورت بوده است و جواب این بوده که بت پرستی داشتند، عرض من روی صحبتی بود که آقای ابراهیم دینانی گفته بودند و ایرانی ها را از ابتدا قومی می دانستند که از لحاظ معنوی قوم بالایی بودند و هم خدا پرست و هم یگانه پرست بودند. وقتی ما می خواهیم بحث ایران و اسلام را مطرح کنیم متاسفانه یا از این طرف بام می افتیم یا از آن طرف بام می افتیم، بعضی علما و روحانیون فکر می کنند اگر در خصوص بزرگی مردم ایران قبل از اسلام صحبتی بکنند این برای اسلام بد است، بعضی از مردم هم که خیلی به ملیت ایرانی و باستانی خودشان می نازند از آن طرف مواهبی که اسلام برای ایرانیان داشته است را در نظر نمی گیرند به واسطه این که اسلام به جای این که با قدرت معنوی ائمه و امیرالمؤمنین(ع) وارد اسلام بشود متاسفانه با زور شمشیر اعرابی که حق امیرالمؤمنین(ع) و مسیر دین ما را به خشونت محض کشیدند به ایران رسید و ایرانی ها آن چه مفید بود از این برداشت کردند و حتی در مکتب اهل بیت پرورش دادند. عزیزی که در سایت اسلام کوئیست پاسخ داده از کتاب کامل فی التاریخ ابن اثیر استفاده کرده که برای قرن 7 هجری است و گفته است سلسه ی پیشدادیان که به قبل از زرتشت یعنی ۵ هزار سال پیش برمی گردد اولین کسی که این را نقل کرده در دوره ساسانیان کتابی به نام خدای نامه نوشتند که برای تاریخ اساطیری ما می شود و یک شاهنامه ابومنصوری هست که به نثر بوده است بعد از اسلام اولین کسی که در ایران این را نقل می کند شاهنامه ای هست که فردوسی می نویسد و از شاهنامه ابومنصوری که به نثر بوده استفاده می کند و آن را به نظم در می آورد بقیه کتاب هایی که عرض کردم به دست ما نرسیده است مطلبی آوردم که به زمان طهمورث برمی گردد، اولین منبع شاهنامه فردوسی می شود که من این را خواندم تازه فهمیدم چرا می گویند شاهنامه ایران را زنده نگه داشته است علاوه بر این که زبان ما را زنده نگه داشته فرهنگ ما را هم بیان کرده است، ابن اثیر در کتاب کامل فی التاریخ در قرن 7 یعنی ۳ قرن بعد از فردوسی گفته است، طهمورث خودش خداپرست بود ولی مردمش بت پرست بودند اما نقلی که شاهنامه در خصوص این قضیه کرده این نیست شاید هم یک نگاه متفاوتی وجود دارد به خاطر این هست که این عزیز هم نوشته است که ما بت پرستی را فقط به چوب و سنگ و... اطلاق نمیکنیم، آتش پرستی هم جزء بت پرستی حساب می شود، من حداقل این را می دانم که زرتشتیان خودشان می گویند ما آتش پرست نیستیم، حالا اعراب یا مسلمان ها می گویند آتش پرست هستند، آن جای خود دارد، خودشان می گویند ما آتش رو مقدس می دانیم و اهورا مزدا را به عنوان خداوند می پرستیم، و همچنین ایشان گفتند جمشید ادعای خدایی کرد و مجسمه ای از خودش ساخت و مردم می آمدند کنار این بت، پرستش می کردند ولی فردوسی می گوید جمشید مغرور شد، چون در زمان جمشید دوران شکوفایی ایران بوده و مردم در آن زمان از رفاه زیادی برخوردار شدند در ابتدا هم می گوید جمشید خداپرست بود، در انتها می گوید جمشید این ها را از خودش دید و فکر کرد خودش کرده است، فردوسی می گوید اتفاقا مردم علیه او شوریدند نه این که بروند جلوی او تعظیم کنند. یک قسمت دیگری که این عزیز نوشته بود زمان مغول ها بود که این ها بت پرست بودند، مغول ها که قومی مهاجم بودند و ما در آن قرون حافظ و سعدی را داشتیم و بعد آن ها را مسلمان کردیم و بیرون کردیم. تنها دوره ای که با تاریخ ایران باستان و سرزمینی که ممکن است این اتفاق افتاده باشد سرزمینی که الان به عنوان خوزستان و لرستان می شناسیم، و علاوه در مطلب آن عزیز، معبدی به نام چغازنبیل هست در آن جا در دوران اساطیری ایران چند خدایی داشتیم اما بت پرستی با چند خدایی فرق دارد، در چند خدایی مثلا خدای آب و هوا، جنگ، کشاورزی و...داريد در بت پرستی اعراب، بت هُبَل را به عنوان شریک خدا می دانستند اما در چند خدایی و معابدشان نمادهایی را به وجود می آوردند مثلا این مجسمه برای ما باعث باران می شود. مثلا ما هیچ وقت نمی گوییم مسیحی بت پرست است در صورتی که شما به کلیسا بروید مجسمه حضرت مریم (ع)هست که به آن احترام می گذارند و صلیب می کشند ما نمی گوییم اینها بت پرست هستند چون می دانیم این ها نمادی از حضرت مریم(ع) هست. البته ابن اثیر شاگرد ابن تیمیه بود و تفکرات شدیدی نسبت به این که کسی را کافر یا بت پرست قلمداد کنند. آن چیزی که بنده به آن رسیدم در ایران در زمان چغازنبیل، ۵ هزار سال پیش معابدی وجود داشته در آن ها نماد و چند خدایی بوده و این هم قطعی نیست چون باستان شناسان مجسمه هایی را کشف کردند. در حال حاضر ما می گوییم این مملکت شیعه هست، در حالی که جمعیت کثیری ممکن است خداباور نباشند و خدا را قبول نداشته باشند چه برسد به اینکه شیعه باشد یا امام زمان(عج) را قبول داشته باشد این که ما ادعا کنیم فقط توحید و یگانه پرستی بوده است درست نیست چند خدایی وجود داشته، ولی با آن بت پرستی که در زمان اعراب جاهلی بوده کاملا متفاوت بوده است.
استاد: آن چه که شما چند خدایی می گویید هنوز هم در هند وجود دارد مثلا خدای آتش، خدای باران و... که در مواقعی که به مشکل بر می خورند از آن تقاضا می کنند، یک چیزی با ما مشابهت دارد، می گوییم نماز باران، می رویم در صحرا نماز باران می خوانیم و طلب باران می کنیم، این مدت شب ها بسیاری در میادین نماز استغاثه خواندند، این ها الان وجود دارد به عنوان این که در مسیر به روز شده و جا افتاده است ولی قبلا برایش یک چنین چیزهایی در نظر می گرفتند، ولی به هر حال آن چه که مهم است این است که در ایران بت پرستی بوده یا نه خیلی فرقی نمی کند، ما امروز ایران امروز را می خواهیم، شما بگویید در ایران امروز چه خبر است و چه استعدادی در ایرانی ها دیده می شود؟ این را پیدا کنید چون اگر قدم به حیطه شناخت بگذارید مجبورهستید بروید آدم ها را ببینید و با آن ها برخورد کنید و در برخوردها خیلی چیزها را می بینید و یاد می گیرید، بیرون بروید و ببینید آن وقت متوجه می شوید در ایرانی ها یک چیزی وجود دارد، نمی توانم بگویم در کل دنیا وجود ندارد، وجود دارد ولی مهم این است که چه قدر زیاد یا کم باشد ولی خوب است که آن را پیدا کنیم نه برای این که فخر بفروشیم ما فخر فروشی نداریم اگر یک چیزی داریم که به قول خودمان برتر است این عنایت خدا به ماست که یک مقدار افق دیدمان را باز تر و گشوده تر کرده است چیزی غیر از این نیست، بروید و ببینید.
صحبت از جمع: من کلا با این نگاه که ایرانی ها خاص هستند مشکل دارم، یک فرهنگی در ما هست که هنر نزد ایرانیان است و بس، این نگاه سال ها ما را عقب انداخته است این که فرض کنیم این را داریم آن را داریم ولی در عمل از خیلی داشته ها بهره نبردیم، در مورد تاریخ قطعی صحبت کردن خیلی سخت است، ما یک امیرالمؤمنین(ع) داریم عالم به او می نازد ولی عمل ما کو؟ امام حسین (ع) داریم که یک اسطوره است ولی عمل ما کو؟ وقتی یکی می گوید من هیچ چیزی ندارم آن وقت می گردد برای خودش چیزی در عمل بیاورد، یک کسی می تواند قیاس کند که در جامعه چند فرهنگی بوده است. از این خاص کردن خودمان حس خوبی ندارم، چون درادعای ما هست ولی عملی در آن نیست.
صحبت از جمع : من به بحث از دو زاویه نگاه میکنم، دوستانی که کمی سن بیشتری دارند وبا هم سن هستیم و انقلاب را از ابتدا به خاطر دارند اگر برگردند می توانند نشانه هایش را ببینند در ابتدای انقلاب آقایانی که اداره امورکشور دستشان بود با پان ایرانیست به صورت مخفی و به صورت آشکار مقابله می کردند، مهم ترین نشانه ی آن در ابتدای انقلاب فردوسی بود که امروز خیلی به او ارزش می دهیم و می گوییم فرهنگ را نگه داشت زبان را زنده کرد افرادی بودند که به دنبال تخریب مقبره فردوسی بودند و حتی در مشهد تصاویر فردوسی را پاک میکردند. من اعتقادم این است که بحث ایرانی بودن و توجه به ایرانی بودن یک شرایط فعلی درمملکت به وجود آورده که ما نیاز پیدا کردیم به اینکه بیاییم عِرق ملّیت را تقویت کنیم تا بتوانیم در مقابل تجاوز بیگانه به کشور مقاومت بکنیم امّا این نوع برخورد بنیادی نیست. وقتی می گوییم ایرانی، جغرافیای امروز ایران را در نظر میگیریم امّا وقتی که می خواهیم نشانه بیاوریم سراغ فردوسی یا اساطیر می رویم پس ایرانی که مورد نظراست شامل خراسان بزرگ، هرات، تاجیکستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان، بحرین، کردستان عراق و بخش هایی از قزاقستان می باشد درواقع یک جغرافیای بزرگ می شود مشمول آن رشادت هایی که ما از فردوسی منتقل میکنیم آیا وقتی ما می گوییم که خصوصیت ایرانی مثلا خداباور است، خصوصیت ایرانی این است که هیچ وقت دوگانه پرست نبوده آیا این ایرانی که می گوییم آن ایرانی که امروز در ارمنستان هم هست مشمول می شود؟ آن ایرانی که در بحرین امروز بر علیه ماست مشمول می شود ؟ نمی توانیم این دو را تفکیک کنیم بنابراین من این بحث را ملّی می دانم نه دینی یا ایدئولوژی. ما اگر بخواهیم از لحاظ ایدئولوژی به این قضیه نگاه بکنیم خداوند به صراحت می فرماید من عادل هستم پس تقاضای مقتضای عدل این است که بین منِ مخلوق و فرد مقابل تفاوتی از لحاظ خلقت وجود ندارد امّا در کنار این، بحث دیگری وجود دارد که خداوند در قرآن می فرماید ما شما را متفاوت آفریدیم این تفاوت آفرینش دررنگ، محل تولد و... مثلا فردی که در آفریقا زندگی می کند رنگ پوستش سیاه است فردی که در اروپا زندگی می کند دارای پوستی سفید و چشمان رنگی دارد اینها تفاوتهای ظاهری است امّا اقلیم بر بشر تأثیرات اقلیمی می گذارد، مثلا هندوانه ای که در جیرفت پرورش پیدا می کند با هندوانه که در آذربایجان رشد می کند متفاوت است. بنابراین اقلیم در رابطه با نوع پرورش انسان مؤثر است. نکته دیگر، در خلقت در منش و توانایی انسانها، قابلیت های انسانها باید به یک نکته بسیار مهمی که ژن می باشد توجه بکنیم که معمولا توجه نمی شود شما بارها فرمودید حتی در روایات هم موجود است وقتی میخواهید بچّه ات را بر اساس مبانی تعریف بکنی حتی قبل از اینکه ازدواج بکنی باید به آن فکر بکنی که با چه کسی ازدواج می کنی چه توانائیها، چه اعتقادی دارد اینها بر نسل شما تاثیر می گذارد بنابراین یکی از عامل هایی که بر نسل اثر می گذارد ژن می باشد، شرایط اقلیمی و ژنی در ایران جوری می باشد که یک سری خصوصیات خاص در ایرانیان به وجود آورده، نه ایرانی مرز امروز، که شاید در آفریقایی وجود نداشته باشد. دوّم تربیت است، ما می گوییم خدا همه را مشابه آفریده و تفاوت قائل نشده چون خارج از عدل خداست وقتی 2 نفر در یک نقطه مکانی به دنیا می آیند هنگام تولد شرایط مشابه دارند امّا نوع تربیت و منابعی که در اختیار ما قرار می گیرد باعث می شود توانایی های متفاوتی کسب کنیم. این تربیت ها و پرورش هایی که ما در خانواده و اجتماع پیدا میکنیم می تواند شخصیت های متفاوتی را ایجاد بکند بنابراین در جغرافیای امروزبعد از 45 سال انقلاب اسلامی مردم ایران دارای یک خصوصیت هایی هستند که ممکن است مردم ارمنستان که ایرانیهای اساطیری هستند نداشته باشند و ندارند، بنابراین به نظر من به این بحث از جهات مختلف باید به آن توجه بشود و یک جواب روشن ندارد مگر در اجتماع امروز ایران، در شرایط امروز ایران با سابقه ای که ما از 45 سال از انقلاب اسلامی داریم آن چیزی که بر توانایی ها، رفتارو خصوصیات ما غالب شده می تواند یک جواب مشخص داشته باشد.
استاد : گفتگوهای همگی را شنیدم هیچ کدام از شما به یک چیز توجه نکردید من اصلا مبحث برتری نکردم چون با این کار مخالف هستم که ما اینجا در ایران با مردمی که درآفریقا هستند بالاترو برتر هستیم چرا ؟ چون همانطور که شما گفتید سرزمین ها، نوع خوراک، نوع تربیت فرق می کند و... به هیچ عنوان بحث من این نبود هیچ وقت هم به برتری آدم ها اشاره نمی کنم نه تنها در چنین موضوع به این گسترده ای، من در خانواده خودم هرگز فرزندانم را با فرزندان مردم مقایسه نکردم افرادی بودند که خیلی از بچّه هایم بالاتر و بالعکس ولی هیچ وقت به آن ها نگفتم می بینید افرادی که درس نخواندند چقدر پایین هستند چون به اعتقاد من مقایسه کردن از تراژدی های خیلی سخت شیطان است من اصلا این کار را نمی کنم . آن روز گفتم به آدم ها نگاه کنید، انسان ها را ببینید ما خیلی وقت است آدم ها را درست نگاه نمی کنیم آنها را درست نمی بینیم فقط نگاه میکنیم که چه کاری را در صورت و اندامش کرده است و خیلی چیزهای بسیار پست و کوچک، امّا انسان ها هر کدامشان مجموعه ای از عواطف و احساسات گوناگون، عقاید گوناگون و حتی استعداد های جسمی و ذهنی متفاوت هستند، من گفتم آدم ها را نگاه کنید از من دیگر گذشته شما دیگر به من نگاه نکنید چون من دیگر به درد این نمی خورم که شما بگردید در من یک چیز خوبتری را پیدا کنید حالا چیز خوبتر هم پیدا کردی به چه درد می خورد می خواهم قابش کنم بزنم به دیوار؟ نه، ولی اگر عادت کنید به نسل جوانتان حتی در بیرون خانه هایتان خوب نگاه کنید میبینید یک چیزی تقریبا می شود گفت امروزه به واسطه اتفاقاتی که افتاده مشترک است ولی مفهومش این نیست که پس ما از عرب ها بالاتریم شاید هم در خیلی چیزها بالاتر هستیم، مفهومش این نیست که ما از یهودی ها بالاتریم در حالی که قوم یهود امروز فقط آتش افروزی میکند امّا من باز هم اینجوری نگاه نمیکنم می گویم حتی میان آنها برویم یکسری جوان ها و آدمهایی را دارند که یک چیزهایی درونشان هست که همان را ما هم داریم یا آن چیزی که ما داریم او هم دارد. بنده این را عنوان کردم هدفم این بود که شما را تحت فشار بگذارم هول بدهم به سمت جلو به دیدن آدم ها، شما چقدر همدیگر را می شناسید و از روحیات همدیگر با خبر هستید، با وجود اینکه اکثر شما با من گفتگو میکنید من به خیلی از مسائل زندگی هایتان واقف هستم، ولی غیر از زندگیتان، به خودتان واقف هستم یعنی می دانم آقای فلانی یک جایی یک چیزی دارد که به درد همه ی آدم ها می خورد که اصلا خودش نمی داند، الان مدتی است خیلی چیزها را نمی گویم برای اینکه آدم ها باید به دنبال این بیفتند که ببینند، خدا در قرآن چقدر به ما می گوید آیات مرا ببینید، شما آیات خدا را چه می دانید؟ آیات خدا کجاست؟ بخشی از آن در درخت های سرسبز است از صبح تا بعدازظهر که هوا می خواهد تاریک شود بلبل برای من می خواند کلاغ ها قار می زنند می روند، اینها نشان می دهد که یک خالقی است که خلق کرده اینها جای خود، ولی آیات بیشمار در خود شماست و از یک جایی خیلی متاسفم، بسیاری از آیاتتان زیباست و بسیاری از آیاتتان زشت، که اگر بشناسید زشت هایش را برطرف میکنید. می گوید به کلام خدا وبه پیغمبران تکبر کردند، چرا ؟ چون برتری طلبند، چند نفرتان برتری طلبید ؟ خیلی ها. همیشه می خواهند بالاتر از بقیه باشند، چرا تو باید بالاتر از بقیه باشی؟ چه کسی گفته است؟ همهی آدمها یکی هستند. شب ها در منزل تنها هستم مگر این که فرزندانم بیایند در تنهایی ذکر انجام می دهم و نماز می خوانم و گاهی هم برنامه تلویزیونی نگاه می کنم ، گاهی مطالعه می کنم، پس بنابراین بسیار فکر می کنم برنامه ای را نگاه می کردم به نام پدر امت که راجع به آقای خامنه ای صحبت می کند خیلی ویژگی ها و مطالب را عنوان کردند که ما اصلا نمی دانستیم، برای ایشان مهم نیست که ما نمی دانستیم کسی که بهره اش را برده، برده و رفته کسی که باخته من هستم شما هستید، کاری با این ماجرا ندارم، توصیه می کنم 2 قسمت از این برنامه را مربوط به روزهای 27 و 28 اردیبهشت را بروید و ببینید که آقای عبدالحمید قدیری به ماجراها چگونه نگاه می کند. ما بر هیچ قوم و هیچ انسانی برتر نیستیم، اما داشتن یک سری ویژگی ها که اگر خوب نگاه کنید مشترک خیلی وجود دارد آن موقع می توانیم بگوییم این قوم امروز ایرانی این ویژگی مشترک را دارد که اگر مردم بفهمند از آن بهره می برند. آدم ها را نگاه کنید لباس ها و زیورآلاتشان را نبینید، چه کارها و جراحی هایی در صورت کردند نبینید، برای خانه شان چه خریدند نبینید، هیچ کدام اینها به درد شما نمی خورد اما اگر یک چیزی از درون آدم ها از نور آدم ها ببینید آن وقت می فهمید که هم خودتان برنده هستید و هم جامعه انسانی را برنده کردید.
صحبت از جمع : توضیح می دهید نور آدم ها را چگونه می بینید؟
استاد : خودت باید ببینی، هیچ توضیحی ندارد، شما نمی توانی نور چشم من را بگیری، من می بینم وقتی آدم ها که از در داخل می آیند و من نگاهشان می کنم و سلام می کنند همان لحظه می توانم بگویم که روزشان را چگونه گذراندند چون بعضی ها آن قدر تاریک هستند مانند ظلمت شب، و بعضی ها آن قدر روشند مانند زلالی آب پس به او از صبح خوش گذشته در فضای خوبی بوده است. این راه و روش ندارد باید آن قدر حرکت کنی جلو بیایی تا راهت را باز کنند تا تو بتوانی ببینی . من بیماری ها را می بینم، آشنایی زنگ زد و مشکل جسمی فردی برای من گفت از همین راه دور نگاه می کردم توضیحی دادم و گفتم که تا دیر نشده ایشان را اسکن ببرید دو جراحی پشت هم انجام دادند توضیح من را برای دکتر تعریف کرده بودند دکتر تعجب کرده که چه کسی این را به شما گفته است که چنین احتمالی ممکن است وجود داشته باشد، چه کار کنم می بینم دست خودم هم نبوده است، من نمی توانم بگویم چه کار کنید هر چه را که خودم انجام می دهم به شما می گویم ولی واقعیت این است که نمی توانم.
صحبت از جمع: درست است که از جنگ خیلی بیزارم ولی الان که نگاه می کنم فضای روحانی هر کسی برای خودش است، حملات جنگ خیلی ترسناک بود و نورهایی از پنجره دیده می شد فکر می کردی پشت خانه مورد تهاجم قرار گرفته است، صحبت هایی که می شد بعضی ها دوست داشتند جای خدا تصمیم بگیرند و من فکر کردم که خدا همیشه و در همه ی لحظات هست...، انبار نفت و یا فرودگاه که مورد حمله قرار گرفته بود آتش که شعله ور بود روز بعد از آن دود ها و سیاهی هایی در فضا پخش بود به طوری که افرادی که بیرون می رفتند و برمی گشتند تمام ظاهرشان سیاه بود، همان موقع یک باران خیلی شدید، عجیب و زیبایی آمد که تمام این گرد و غبار و سیاهی را رُفت و برد من تا به حال چنین باران بهاری ندیده بودم، همان موقع گفتم خدایا شکر که تو هستی، اگر تو نبودی چه اتفاقی می خواست بیفتد، در این جمع بندی خودم، اخبار خارجی در کانال های مختلف زیاد گوش می دادم، دروغ زیاد می گویند هر موقع هم که دروغ کم بیاورند راست می گویند، سعی کردم مراقب حرف زدن های خودم باشم، سعی کردم حرف ها را خیلی انتقال ندهم، کارشناسی صحبت می کرد، می گفت: از بحران ها همبستگی و همدلی ها به وجود می آید، این در ایرانی ها بارز است، خانواده مداری در ایرانی ها خیلی قوی تر است.
استاد: عالی، ما هیچ کس را به کسی برتری نمی دهیم اما مانع از این هم نمی شود که ویژگی های زیبا و کاملا برجسته را نبینیم. من در حرکات شبانه نمی توانستم شرکت کنم پیاده و تنها نمی توانم بروم، تنها کاری که انجام دادم در منزل از راه دور با ذکرهای بسیار سعی کردم مردم خود را پشتیبانی کنم از خدا، از امام زمان(عج)، از آقا امیرالمومنین(ع) و ... درخواست کنم، آن چه که بلد بودم، هر کاری که دوست دارید انجام بدهید من هیچ توصیه ای به کسی نمی کنم، خوب است که درست و غلط را خودتان تشخیص بدهید، گاهی اوقات چیزی غلط است ولی در جایگاهی قرار گرفتیم که انتخاب آن غلط به مراتب بالاتر از انتخاب آن چیزی است که بعدا برای آدم پیش می آید.
آیا به خاطر دارید که چه موقع خدمتتان عرض کردم روز های سختی در پیش است؟ می خواستم از سایت تاریخ مقالات را برای شما بیاورم بعد گفتم اگر دغدغه دارند خودشان بروند و تاریخ مقالات را ببینند که چه موقع گفتم روزهای سختی در پیش است، باید خودمان را آماده کنیم. عرض کردم یک گردنه سخت در پیش است ما هم در حال پیش روی به سوی این گردنه هستیم باید از این گردنه تنگ عبور کنیم یعنی فراری وجود ندارد، اگر از آن عبور نکنیم به دشت باصفای بعد از آن نمی رسیم. آیا به خاطر می آورید که عرض کردم تنها صلوات فرستادن و تقاضای ظهور کردن درد ما مسلمان ها و علی الخصوص شیعیان را دوا نمی کند، چرت می زند تا می گویند تعجیل در فرج، بیدار می شود با صدای بلند هم صلوات می فرستد، به درد نمی خورد. پس با صلوات و همین طور کار کردن ظهور حضرت برای ما نمی رسد. می گوید اینها هنوز دردشان نیست هنوز مانده تا دردشان بیاید، مسلمان باید دردش بیاید تا فرجش برسد. شما در منزلتان که مهمان دعوت می کنید منزلتان را پاکیزه نمی کنید؟ بدو بدو جارو می کنید، میزهایتان را دستمال می کشید و... برای ورود مهمان آماده اش می کنید یقیقا شما این کار را انجام می دهید چون مهمان صاحب احترام است، چون قرار است مهمان بیاید، همیشه می خواهیم نشان بدهیم ما خیلی تمیزو خیلی شیک هستیم، خیلی خوب غذا می پزیم برای مهمان یک کاری می کنیم ولی فی الواقع این نیست، مهمان صاحب احترام است چون با ورودش برکت می آورد با خروجش درد و بلا از منزل بیرون می برد، پس باید احترام مهمان را نگه داشت حالا دائم فریاد و ضجه می زنیم درخواست می کنیم آقا ظهور کند و دنیا را آن طور که خدا دستور داده اداره کند غافل از اینکه همین الان هم آقا بین ما هست، می توانی او را ببینی؟ نه .همین الان هم آقا کنار همه ما هست دردها را می شنود و اگر استحقاق حل مشکلاتمان را داشته باشیم به اذن الهی حل می کند در تمام احوال ایشان کنار ما هستند. می گوید چطور ممکن است الان نزد ما باشد، الان حرم امیرالمومنین(ع) باشد، حرم امام رضا (ع) باشد... چرا هست چون آخر من و شما محدود هستیم، اما امام زمان گسترده است و آن هایی که بتوانند توجه کنند نورش را می بینند پس ایشان در همه احوال کنار ما هستند، این جمله پشت من را می لرزاند، چون در میان عموم مردم از دیگران حرف های زشت که نثار هم می کنند، غیبت می کنند، به راحتی دروغ می کنند می شنویم یا با شعله خشم و حسدشان، چنان ریشه زندگی آدم هایی که نیاموختند که چطور خودشان و زندگیشان را یک حفاظ محکم درست کنند درجا می سوزاند، عدل خدا سرجایش است من و شما باید با تقوا، باید با کلام الهی، حفاظ دور خودمان بسته باشیم. الان این خانه ما اگر نرده آهنی بالایش نباشد این بغل زمین خالی است هر کسی بیاید یک نردبان می گذارد از آن بالا می پرد خانه ما بعد من شیون کنم دزد آمده نمی شود که می گوید خب روی اینها آهن های سرتیز می گذاشتی که دزد تکه پاره بشود نتواند این طرف بیاید، اگر شما خودتان را حفاظ کنید این همه چیزهای زشت، شعله های خشم و حسد نمی تواند شما را ریشه کن کند. مال های حرام، احتکارها، رباها، مال دیگران را به دروغ خوردن ... اینقدر زشتی وجود دارد که می شود دید و شنید و می شود خجالت کشید، اما نکته مهم اینجاست که دنیا خیلی سریع در حال تغییر کردن است که اگر ما توانستیم با همین سرعت، خودمان و اعمالمان را تغییر بدهیم باشد که بتوانیم سوار قطار سریع السیر نور بشویم و به مرکز نور واصل بشویم. ان شاءا...

