منو

چهارشنبه, 24 تیر 1405 - Wed 07 15 2026

A+ A A-

پرسش و پاسخ شماره صد و چهل و سوم

  • نوشته شده توسط مدیر سایت
  • دسته: پرسش و پاسخ
  • بازدید: 24

بسم الله الرحمن الرحیم

صحبت از جمع: جلسه ی قبل فرمودید استعداد ایرانی ها چیست؟ به این موضوع فکر کنید. استعداد چیزی است که مهارتش نسبت به جامعه ی اطراف بیشتر باشد خیلی فکر کردم که بین منِ ایرانی با منِ چینی دراستعداد چه فرقی است؟ از نظر شعر و شاعری واحساس ... فکر کردم، ولی به این نتیجه رسیدم مادامی که همه ی ما انسان هستیم و از نظر ابوالبشر بودن بین من و یک انسان چینی فرقی نیست، بین آدم آفریقایی با آدم آمریکایی، استعدادها در همه ی دنیا پخش هستند و نمی شود گفت فلان استعداد در فلان جا بیشتر است، استعداد چینی ها در ژیمناستیک زیاد است؟ نه، اینطور نیست تمرینات آن ها زیاد است، فلان کشور آوازش خوب است؟ نه، تمرینات آواز آن ها خوب است، مادامی که ما انسانیم استعداد دربین همه پخش است و هر کسی به نوبه ی خودش در یک چیزی مهارت و استعداد پیدا می کند.

صحبت از جمع: پذیرش ما ایرانی ها خیلی بالا است و متاسفانه این پذیرش در دو جهت است، اگر در راه خیر باشد چشم بسته و بدون وقفه انجام می شود، اگر این پذیرش بالا با بینش و تحقیق طبق فرموده های شما در جلسه ی قبل که در مورد اعتقاد و ایمان وعمل بود همراه باشد و تربیت بشود خیلی رشد دهنده خواهد بود اگر خطا و غلط باشد خیلی آسیب زننده است.
صحبت از جمع: محیط باعث می شود یک سری از استعدادها راحت تر شکوفا بشوند بعضی کشورها در رشته ی ورزشی قوی هستند این موضوع در آنها جا افتاده و نسل اندر نسل برای آنها قابل هضم تر است در ایران در قسمت فرهنگی که داریم، مصاحبه ای را گوش می کردم که راجع به ایرانی ها می گوید؛ ما به شدت این توانایی داریم که همه چیز را راحت حل کنیم فرهنگ شرقی و غربی و اسلامی را می گیریم و می توانیم به زبان امروزی تعریف کنیم، در این تعریف کردن مشکلی که همیشه وجود دارد آن ها را نه نفع خودمان کمی دستکاری می کنیم بلد هستیم از آن استفاده کنیم ولی متاسفانه بسته به محیط جامعه مان مثلا یک جوان می خواهد هم غربی، هم شرقی باشد ولی گیر که می افتد دست به دامان آقا امام رضا (ع) می شود همه ی این ها را با هم دارد و با او که صحبت می کنی در همه ی اینها با همدیگر هیچ تناقضی نمی بیند این از یک جهت به ما کمکی می کند که همه چیز را می توانیم حل بکنیم، ازسمت دیگرریشه قوی در خیلی از چیزها ممکن است نداشته باشیم یعنی مثلا صرفا بخواهم دینی به یک موضوع نگاه کنم می توانم ضعیف بشوم اما از طرف دیگر می توانم توانایی ام را هم در خود ایرانی ام ببینم هم اطرافیانم، با یک روانشناس صحبت می کند همان بحث دینی را به یک بحث روانشناسی تبدیل می کند همان بحث اقتصادی که اروپایی کلی تحقیق کرده خیلی راحت از دید اسلامی روزمره اش می کند این که این قدر مسائل را در خودشان حل بکنند صدقه سری فرهنگ و شعر و سنتی است که از نسل در نسل قدیم به آنها رسیده است.
صحبت از جمع: روح خداوندی در ماست و آن چه خدا در زمین و زمان و کهکشان آفریده در ماست، ما همه چیز هستیم این ما هستیم که خودمان را دست کم می گیریم حالا چینی یا ژاپنی و ایرانی، بنابراین آن چه مهم است؛ لَیسَ لللانسانَ الّا ما سَعی، حرف زیاد است، عمل کجاست؟ الذین آمنوا و عملوا الصالحات، آمنوا ۲۰ درصد، عملوا؛ عمل صالح، بنابراین تا الان حرف ها را زیاد شنیدیم باید ببینیم ما در این گردونه چه کاره ایم و چه باید بکنیم، برای من این است که جز برای رضای خدا هیچ چیزی نمی خواهم برای این که آن چه هست در من هست، ما خیلی بزرگ هستیم به شرطی که خودمان را قبول داشته باشیم.
صحبت از جمع: در خصوص ایرانی ها چیزی که برای من خیلی مهم است در این سرزمینی که ما زندگی می کنیم نیاکان ما هیچ وقت بت پرست نبودند یعنی در تاریخ نداریم ایرانی ها به سمت بتی رفته باشند و آن را پرستیده باشند، به نظر من این بزرگترین نعمتی هست که خداوند به ما داده است چون در آن مسیری که ما طی کردیم تا به این کره خاکی برسیم امیدمان به این هست از جایی که بت پرست بوده ان شاءا... در آبا و اجداد ما نبوده است به هر حال این ها ممکن است در بعضی از موارد انسان که ‌در این دنیا می تواند سیر بکند تاثیری داشته باشد به نظر من این بزرگترین لطفی هست که خدا به این سرزمین کرده است.
استاد: دقیقا در دنباله گفتگوی شما باید گفت که آن چیزی که در ایرانی ها تقریبا مشترک بوده است، وقتی می گوییم ایرانی ها، ما مستثنی نکردیم، وقتی توحید وجود داشته است پیامد توحید، مسائلی که از آن سرازیر شده در ایرانی ها همیشه بوده است که امروزه اگر شما نگاه کنید بسیاری از افرادی که شب ها در خیابان ها می چرخند اگر بروید با آنها وارد گفتگو بشوید دقیقا می بینید یک نقطه مشترک دارند، آن نقطه مشترک همه را آن جا کشیده است، می گوید وطنم، وطن جایی هست که تو زندگی می کنی، جایی هست که تو از خدا گرفته ای، پس می خواهی گرفته ات را نگه داری، می گوید دینم باز همین طور. مسائل دینی در این چند سالی که پشت سر گذاشتیم یک قدری جلوه نامناسب پیدا کرده است ولی به مرور الان دیگر وقتش است این جلوه نامناسب عملا برچیده می شود چون به آدم ها نشان می دهد شما در سایه ی یک نگرش صحیح و درست همیشه با هم هستید، هیچ وقت از هم جدا نمی شوید ممکن است در نوع خوراک، پوشاک یا گویش اختلاف نظر داشته باشید، من یک مدتی این اصطلاحاتی که بین جوان ها متداول شده بود بچه ها در خانه به کار می بردند من چشم غره می رفتم می گفتند مامان همه جا هست، می گفتم هر چه همه جا هست قرار نیست در ما هم باشد، ما با حرمت بزرگ شدیم، این ها حرمت می شکند، ولی با همه این حرف ها با این که معتقد بودند که این کلمات در بیرون هست چرا تو به ما گیر می دهی، من به خاطر جمله ی، گیر می دهی، همیشه با فرزندانم دعوا می کردم تو چرا این کار را می کنی، ولی عملا در سایه آن زیربنای اعتقادی با این که روی گویش اختلاف نظر داشتیم هیچ خللی ایجاد نمی کرد، بنابراین چیزی که در ایرانی ها می گوییم استعداد، شاخص، نشانه یا هر چیزی که می خواهیم اسم آن را بگذاریم این است که توحید همیشه در این نسل وجود داشته و این توحید، تاجی که بالای سر همه قرار دارد، در زیر این تاج هر نعمت و هر بهره ای بوده به همه رسیده است حالا بر اساس نگاه ما آدم ها به مسائل به یکی کم به یکی زیاد رسیده است ولی همه دارند، باز هم شما به آن فکر کنید و به حرف من اکتفا نکنید شما بگردید چیزهای خیلی قشنگ تر و بهتر هم پیدا می کنید امروز وظیفه ما این جا و علی الخصوص نسل جوان های ما این است؛ سازندگی در نقطه نظرها، در افکار، در گفتگوها، در زیربناهای فکری، ما چطور زیر بنای هسته ای و پالایشگاهی مان را درست می کنیم قبل از آن می بایستی جوان ما آن زیر بنای تفکری اش چیده شده باشد که وقتی به آن جا می رسد از او خیانت بیرون نیاید درست است پول می تواند خیلی ها را فریب بدهد و خائن کند ولی واقعا همه را نمی تواند، پس وظیفه شماست بگردید، شما از من، هم سن تان کمتر است هم سرحال تر هستید هم مشکلاتی را که من از لحاظ جسمی دارم شما ندارید شما به خوبی می توانید زیاد فکر کنید. خیلی جالب است من الان علاقمند هستم آیاتی را که برای شما می آورم عربی اش را داشته باشم بخوانم ولی دیگر نمی توانم هم عربی و هم فارسی را بنویسم که هر 2 را برای شما بخوانم چون دست و گردنم ناراحت می شود و بعد سرم درد می گیرد و ... اما شما می توانید، حتی باورتان نمی شود فکر کردم یکی از دوستان را کمک بگیرم و من نت های کوتاه می نویسم و شما بیا کنار من این ها را برای من دست نویس کن، خیلی کار سختی است در حالی که من یک زمانی که سنم کم بود داستان و قصه بسیار می نوشتم پس خودتان را حاضر کنید و خودتان را نبازید شما در درونتان چیزهایی دارید که هنوز شکوفا نشده و باید شکوفا بشود، اگر شکوفا نشده به آن دنیا بروید وای پوست شما را می کَنند.
خدا را شکر کردم یک بار دیگر به ما فرصت داد کنار هم و با هم نماز جماعت بخوانیم هر کدام این ها شکر دارد شب که می خوابم و صبح بلند می شوم می گویم خدایا شکرت با این که پایم، کمرم و سرم درد می کرد و غر هم می زدم ولی با همه این ها خدا را شکر باز یک بار دیگر بلند شدم دیدم زنده هستم می توانم خانواده ام و بچه هایم را ببینم می توانم همه سختی ها را ببینم بلکه با آن ها دست پنجه نرم کنم شاید یک مقداری امتیاز برای آن دنیایم کسب کنم و...
صحبت از جمع: شما فرمودید من قربان صدقه نوه ام می رفتم بعد فکر کردم که دخترم بیشتر حق دارد، سؤال من این است، دختر و پسر، آن که بزرگ تر یا کوچک تر است، حق شان متفاوت است؟
استاد: نه، اولاد شما دختریا پسرت، بزرگ یا کوچک باشد، اولاد شماست از بحث محبت همه یکسان هستند ولی گاهی اوقات یک اولاد مشکلات جسمي یا ذهنی دارد خب نیاز به رسیدگی بیشتر دارد آن فرق می کند، اما از لحاظ محبت و توجه و احترام و حرمت گذاشتن همه یکسان هستند.
ادامه صحبت از جمع: چه کار کنیم به تبعیض متهم نشویم.
استاد: محبت یکسان، اتفاقا چند روز پیش وقتی نوه ام را از خانه ما می رفتند بوسیدم بعد مادرش آمد او را هم بوسیدم، مادرش همیشه آماده است، این برادرها هستند که فکر می کنند مرد هستند همیشه سُر می خورند ولی واقعیت به دخترم گفتم نوه ام را بوسیدم تو را هم بوسیدم یک مزه می دهید و الان که توجه کردم برادرانت هم که می بوسم همین مزه را می دهید یعنی آن 2 تا و تو، 3 تایی، نوه ام هم به دسته شما آمد ، یعنی این طوری نیست بگویم این را یک جور دیگر دوست دارم، می گویند نوه خیلی عزیز است، من هم قبول دارم علت دارد، چون سال ها از کودکی بچه هایمان دور بودیم حالا که یک بچه کوچک می آید خب خیلی لذت بخش است آدم با او حظ می کند اما فی الواقع اگر درست نگاه کنیم همه آن ها برای پدر و مادر باید یکسان محبت داشته باشند.
صحبت از جمع: در محبت و توجه و خرج و مخارج یکسان باشند؟
استاد: یکسان است، بله پسر بزرگ شما دانشگاه می رود پسر کوچک شما هنوز مدرسه می رود طبیعتاً آن که دانشگاه می رود هزینه بیشتری طلب می کند باید خرج او را بدهید ولی نه به عنوان این که این فقط حق تو است، چون بچه کوچکتر مدعی می شود، شما هم که دانشگاه بروی برای شما هم می دهم همان طور که وقتی او مدرسه می رفت همین قدر می دادم نه بیشتر. مسائل را باید خیلی ریز نگاه کرد که آدم نه خودش و نه بچه هایش را گرفتار کند .
ادامه صحبت از جمع: برای اینکه فرزندان بیشتر به حرف ما توجه کنند چه کار کنیم ؟
استاد : برای اینکه بیشتر به حرف شما توجه کنند به حرف هایی که شما به آنها می زنید بیشتر توجه کنید . کلام و حرف شما باید منطقی باشد، بچه های امروز، آن قصه های قدیم ما را که ما اینجوری زندگی می کردیم، من در مورد خودم می گویم چون انعکاسش را در خانه می بینم، که ما اینطور زندگی می کردیم ، ما آن طور زندگی می کردیم برای آنها قابل قبول نیست، اصلاً گوش نمی کنند این طرف گوش است وآن طرف دروازه، از این در داخل می شود و از آن در بیرون می رود . اما براساس روز، شما باید با مسائل روز آشنا شوید، چون اگر با مسائل روز آشنا باشید آن وقت می توانید از دریچه مسائلی که آنها می بینند، شما هم می بینید با هم گفتگو کنید . آن وقت آرام آرام به حرف های شما گوش می کنند، وگرنه این نسل امکان ندارد. خیالت آسوده، خودت را هم آزار نده. من خودم 3 تا اولاد بزرگ کردم که هرکدامشان با همدیگر تفاوت های به خصوص دارند برای همین راحت می توانم به شما بگویم که اصلاً دوره ای نیست که شما بتوانید به عنوان یک مادر، یک پدر امر کنید که باید اینطور باشی .مگر اینکه نشانش بدهی که اینطور بودن خیلی بهتر است حالا می خواهی انتخاب کن ، نمی خواهی برو تا سرت بخورد به سنگ، ما جز این راهی نداریم، خیلی سخت است .
ادامه صحبت از جمع : از این جهت که به عنوان باقیات و صالحات ما محسوب می شوند .
استاد : فرزند دختر و داماد من، 2 سال را رد کرده و به 2 سال و نیم می رسد آنها اگر او را درست براساس آن چیزی که خدا گفته تربیت کنند باقیات و صالحاتشان می شود، ولی اگر درست انجام ندهند بالاخره یک چیزی می شود دیگر، در آن اندازه ای که می توانی تلاشت را بکن، به هرحال هر کاری برای فرزندانمان انجام بدهیم برای کل جامعه ی بشری کرده ایم پس خیلی خوب خواهد بود ناامید نشوید.

نوشتن دیدگاه