منو

چهارشنبه, 18 شهریور 1405 - Wed 09 09 2026

A+ A A-

مقام و منزلت پیامبر اکرم (ص) در قران

بسم الله الرحمن الرحیم

امشب سخن از جان جهان باید گفت 

توصیف رسول انس و جان باید گفت

در شام ولادت دو قطب عالم

تبریک به صاحب الزمان باید گفت

 می دانید که صلوات شما را به سوی انرژی های خوب ومعطرمی‌ کشاند اما همیشه دور و بر شما موجوداتی هستند که نمی خواهند شما به آن برسید وقتی کف می زنید صدا ایجاد می شود باعث می شود که فرار کنند و چقدرمن اینجا می دیدم ، بی انصاف ها به چی فکر می کنید که اینها را جذب خودتان می‌کنید ! حرف مرا گوش کنید حرف کلّه هایتان را گوش نکنید یک عمری حرف های داخل سرتان را گوش کردید بس نیست ! به من گوش کنید

هر یک از انبیاء الهی بر اساس میزان بندگی صاحب اسم اعظمی از اسماء الهی بودند حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص) چون در بندگی صاحب مقام عبودیت محض هستند مظهر تام اسم «الله» می باشند "رسول الله " آن حضرت مظهر اسم جلاله «الله» است که تمام اسمای عظمای حق تحت مدیریت و زیرپوشش اسم «الله» است هر اسمی که از پروردگار نام ببرید زیرپوشش نام الله است چون اسم اعظم امری نسبی است اما ایشان کامل ترین از انبیاء و اولیاء الهی هستند

ابن شهرآشوب در مناقب آل ابی طالب آورده که پیامبر فرمودند ؛ من صاحب مقام نبوت بودم آن گاه که آدم بین آب و گل بود

شیخ محمود شبستری در گلشن راز آورده ؛ 

مقام دلگشایش جمع جمع است

جمال جان فزایش شمع جمع است

مقام و منزلت دل گشا و با شرافت خاتم انبیاء یعنی مقام احدیت آن حضرت. همه منزلت ها و کمالات پیشین را با خود دارد چنان که خداوند در سوره قلم آیه 4 فرمود : وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ ؛ تو دارای اخلاق عظیم و برجسته‌ ای هستی

سایر انبیاء به مقام احدیت توجه داشتند ولی صاحب این مقام نبودند فقط رسول اکرم مقام بالای احدیت را داراست

در سوره اسراء آیه 79 می خوانیم : وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا ؛ و پاسی از شب را از خواب برخیز روی کلام با پیغمبر است قرآن و نماز بخوان این یک وظیفه اضافی برای توست امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد ، کلام الهی است.

 سوره جن آیه 19 می خوانیم : وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ؛ خداوند از حضرت به عبدالله تعبیر کرده است هنگامی که بنده خدا به عبادت برمی‌خاست و او را می‌خواند گروهی پیرامون او به شدت ازدحام می‌کردند می دانید این گروه کیست ؟ مردم عادی نیستند گروهی از جهان های موازی هستند در خلوت پیغمبر هر زمان برای عبادت بلند می شد اینقدر برای اینها زیبا بود همه دورش جمع می شدند.

در بحارالانوار جلد پنجاه و چهار آمده که آقا رسول را فرمودند : اولین چیزی که خداوند خلق کرد روح من بود ، اولین چیزی که خداوند خلق کرد نور من بود

جابر می گوید : از رسول خدا پرسیدم اولین چیزی که خدای متعال خلق نمود چه بود ؟ فرمود نور پیغمبر ای جابر، خداوند ابتدا آن را آفرید سپس از این نور تمام خوبی‌ها را خلق کرد. ببینید شما امت کی هستید ! چقدر قدر می دانید

 در زیارت جامعه کبیره آمده : خداوند با شما عالم را آغاز نمود و به شما عالم را پایان می‌دهد.

سوره انبیاء آیه 107 خدا فرموده : وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ ؛ ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم. پیامبر ختمی مرتبت خانه عظیم نظام هستی است که به دریای بی انتهای وجود مطلق متصل است همه جویبارها ، نهرها و رودخانه ها در عالم کیهانی به اندازه ظرفیت وجودی خویش از این رودخانه ی عظیم الهی منشعب گشت پس وقتی می گویم صلوات یادتان نرود برای شما عطر انرژی ، آرامش و شادی می آورد دروغ نگفتم وقتی این کار را می کنید به این رودخانه وصل می‌شوید

سوره نجم آیات 8 و 9  می خوانیم : ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ؛ سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد  فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ؛ تا اینکه فاصله او با پیامبر به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر شد این به مسئله شب معراج برمی گردد  این مقامی است که در تصور انسان نمی‌گنجد که خداوند و پیامبر به اندازه فاصله دو کمان از هم قرار گرفت بالاتر از آن مقام ممکن نیست وجود ندارد چرا ؟ چون لازم می آید ممکن الوجود واجب الوجود بشود در تفسیرالکبیر جلد دو آمده : در شب معراج در آن خلوت گاه راز پروردگار به پیامبر فرمود ای محمد به چه چیزی تو را شرافت دهم ؟ حضرت فرمودند پروردگارا مرا به بندگی خود شرافت ده ، یاد گرفتید ! امشب خدا گفت چه می خواهی به تو بدهم ؟ چه می خواهی بگویی ؟ بگو  خدایا مرا بنده خودت کن ، پس خداوند در شأن او این آیه را نازل فرمود : سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ ؛ منزه است خدایی که بنده اش را سیر داد خداوند برای طی مراحل بندگی چنین شخصی را الگویی کامل برای مؤمنان سالکان کوی حقیقت قرار داده است همه علما فقها و دانشمندان فصیحان همه را بشناسید کتابهایشان را بخوانید ولی الگو کیست ؟ رسول الله و اهل بیتش 

سوره احزاب آیه 21 می خوانیم : لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا ؛ مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود برای آنها که دائماً امید به لقای خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد کنند.

در سوره آل عمران آیه 31 می‌خوانیم : قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ؛ اگر خدا را دوست می‌دارید از من پیروی کنید«آقا رسول الله» تا خدا هم شما را دوست بدارد گناهانتان را ببخشد خدا آمرزنده و مهربان است

پیغمبر حبیب الله است ، تبعیت از حبیب الله تابع را حبیب الله می کند وقتی الگوی زندگی را از وجود خاصان حرم توحید انتخاب می‌کنیم عالم  انسان سالک تغییر می کند تغییر عالم جدیدی برای او بنا می شود این عالم جدید فنا در عشق به خداست و تجلی محبت خداوند در زندگی آدمیست و هیچ چیزی مانند محبت انسان را همرنگ محبوب نمی سازد با چشیدن طعم محبت می‌توان رنگ خدا را در عالم وجود خود مشاهده کرد «پیامی عظیم» ببینم که چقدر از آن برداشت می کنید به دنبال پیامبر و آل او بیایید او آینه جان شماست خود را در این آینه وجودی او تماشا کنید. جان خود را مثل او سازید. تا به عالم او وارد شوید که عالم حقیقی  عالم اوست.

در مصباح الشریعه کلامی از مولا امام صادق(ع) داریم : عبودیت گوهری است که باطن آن ربوبیت است. این یک جمله ساده است درکش  می‌کنید؟ چه کسی می داند یعنی چه ؟

صحبت از جمع : این در واقع تعبیر دیگری از مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ است ، بنده وقتی خودش را شناخت در واقع خدای خودش را شناخته است و دربندگی الهیت وجود دارد

  کلام عظیمی است شما را به خدا به آن فکر کنید فقط به گفته ی دوستتان اکتفا نکنید خودتان فکر کنید تا ملکه ی ذهنتان شود اگر درک درستی از آن پیدا کنید من به شما تبریک می گویم چرا ؟ چون در شاهراه صراط مستقیم افتادید

سوره قلم آیه 4 می خوانیم : وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ ؛ تو دارای اخلاق عظیم و برجسته هستی

در بحارالانوار جلد پنجاه و هشت آقای رسول الله فرمودند : تخلّقوا باخلاق الله‌ ؛ متخلق به اخلاق الهی بشوید اخلاق الهی چیست ؟ بروید قرآن را بخوانید ، ده دفعه گناه کردی ، پنجاه دفعه دروغ گفتی ، صد دفعه راه خطا رفتی ، توبیخت کرده ؟ هنوز نه می گوید هنوز نادان است  هنوز نمی فهمد بگذار خوب بفهمد اگر فهمید و بازم خطا کرد آنموقع توبیخش می کنم اما اولین نفری که به تو چیزی می گوید اوه اوه قیمه و قورمش می کنی پس متخلق به اخلاق الهی بشوید آقا رسول الله دستور دادند این اصلا یک دعوت نامه است از جانب پیغمبر برای همه ی مؤمنان ، مردی نزد امیرالمؤمنین آمد و گفت مرا از خلق پیغمبر خبر بده ، می گویند خلق نیکو داشت ، چه کار می کردند ؟ حضرت فرمودند :  اول نعمت های دنیا را بشمار تا من خلق پیغمبر را بگویم ، من هر چه فکر کردم که بتوانم نعمت های دنیا را بشمارم نتوانستم از خودم شروع کرد حتی به اطرافم توجهی نکردم دیدم اصلاً  قابل شمارش نیست ، مرد گفت آخر برایم میسر نیست نعمت های دنیا را توصیف کنم حضرت فرمود تو از توصیف نعمت های دنیا عاجزی حال آنکه خداوند برقلت (کمی) متاع دنیا شهادت داده کجا ؟ سوره نساء آیه 77 : قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ ؛ سرمایه و متاع زندگی دنیا ناچیز است خدا این را گفته ناچیز است ولی تو نمی توانی آن را بشماری پس من چطور به توصیف امری که حق تعالى آن را عظیم خوانده بپردازم ، خلق عظیم پیغمبر

در اصول کافی جلد دو ، بحارالانوار جلد هفتاد و یک آمده : امام صادق(ع) به بحر سقا فرمود ای بحر خوش خلقی توانگری است سپس فرمود آیا تو را گزارش ندهم از یک حدیث آنچه  پیش هیچ یک از اهل مدینه نیست ! فقها و علمای مدینه از آن بی‌خبرهستند گفتند بله بفرمایید فرمود روزی رسول خدا در مسجد نشسته بود کنیز یکی از انصار یک رشته ی نخ از جامه‌ی پیغمبر کشید و رفت مردم او را گرفتند گفتند آخه خدا تو را چنین و چنان کند رسول خدا را سه بار نگه داشتی چیزی به او نگفتی او هم به تو چیزی نفرمود.از پیغمبر چه می خواستی ؟ کنیز گفت ما بیماری داریم اهل خانه مرا فرستادند که رشته ای از جامه پیغمبر بگیرم تا بیمار از آن شفا پیدا کند چون خواستم رشته را برگیرم پیغمبر مرا دید بلند شد من از پیغمبر شرم کردم که رشته را بگیرم درحالی که ایشان دارد مرا نگاه می‌کند نمی خواستم در گرفتن رشته با او مشورت کنم نمی خواسته بگوید اینها مرا فرستادند تا یک نخ از لباست ببرم وقتی رفتم پشت سرش نخ را گرفتم

علامه طباطبایی فرمودند : دعای سحر تنها یک دعای معمولی نیست دعای سحر را چه وقت می‌خوانیم ؟ ماه رمضان بلکه تقاضای عبد (بنده) برای اتصال به دارایی‌های حق تعالی است که متصل بشویم به دارایی‌ها پروردگار و تمام دارایی پیامبر اکرم خداست ، عجب واسطه بزرگی ! پس خلق عظیم رسول اکرم (ص) ثمره رهایی از محدوده عالم ماده و طبیعت است خب جدا شو دیگر! خانمی که منزلم هستند توان زیادی هم ندارد برای اینکه بدو بدو بکند برای شب غذا درست می کرد بعد ساعت 12 گفتم به این بنده بیچاره نمی خواهی نهار بدهی ! یک مشت هم قرص خوردم ! گفت ای وای نهار نداریم خب چیکار کنیم چی بخوریم الان ؟ گفت الان برات کوکو سیب‌زمینی می پزم آخه روز عید می‌خواهی به من کوکو سیب زمینی بدهی بی معرفت ! خب چی کار کنم هرچه تو بگویی درست می کنم خودم به خودم خجالت نکشیدی ! چرا به نعمت خدا کبر می کنید از ماده و طبیعت آنقدر بهره بگیرید تا سالم بمانید چون بدن که سالم ماند عقل در بدن سالم می تواند سالم بماند انسان تا در محدوده ماده با عالم طبیعت است جزء آن قد و قواره‌ی مادی اش که الحمد الله به مرور مثل من پیر می شود کوتاه می شود هِی لباسها بلند می شود جزء آن قد و قواره ی مادی و آن عقل جزیی ، استدلال هایی می کنید چون اصلاً تفکر نمی‌کنی دیگر هیچی ندارد آنوقت چه می شود ؟ حقاً کوچک می شود پس یه همچین انسانی با آن شرح صدری که خداوند در قرآن گفته نه خواهد رسید نخواهد داشت و در زندگی اش مبتلا به معیشت سخت و تنگی خواهد شد.

تو پنداری جهانی غیر از این نیست

زمین و آسمانی غیر از این نیست

چون آن کرمی که در پیله نهان است

زمین و آسمان او همان است

دیدید کرمی که در پیله زندگی می کند در ابتدا به زایی بزرگ می‌شود دور خودش را می تنه جلو می رود بعد توی پیله اش می ماند وقتی توی پیله اش است چه می شود ؟ فکر می کند زمینش همین است آسمانش هم همین است همین رنگ است به همین اندازه کرمی که درون پیله زندگی می کند زمین و آسمان را بلکه تمام جهانش درون همان پیله است پس جهان بینی این کرم تو همان محدوده است بینش انسان طبیعت گرا هم انقدر محدود است و انقدر کوچک که اهل معرفت بینشش را تشبیه به نگاه کرم درون پیله کردند.

 _آسمان‌ها و زمین یک سیب داد

( سیب خوراکی ، چه قرمز چه زرد چه خوش عطر چه بی عطر ، چه سفت چه نرم )

 _که از درخت قدرت حق شد عیان

( قدرت حق باعث شد از این درخت یه چیزی کوچولو شکوفه بود بعد شروع کرد به بزرگ شدن وسیب شد ، می گوید این سیب از قدرت حق بوجود آمد هیچ کس دیگری نتوانست آن را بوجود بیاورد به درخت سیب بگو سیب بده اگر داد !

 _تو چو کرمی در میان سیب در

 _و از درخت و باغبانی بی خبر

(به من می گوید تویی که اینجا نشستی حرف می زنی تو به اندازه همان کرم هستی که توی سیب است نه آن کرم خبر دارد باغبانش کی بوده و نه خبر دارد که چه درختی بوده ) از پندار گرایی خودمان را برهانیم باور کنیم که جهان نامحدودی برای پرواز روح آدمی وجود دارد با تمام وجودمان توجه به آن عالم کنیم.

_حین زِ لای نفی ها سر بر زمین

( از اینکه هی نفی می کنی این نیست آن نیست این همچینن است و... کی گفته دنیای دیگری هم هست ! مُردی می گذارنت زیر خاک بعد یک مدتی هم تبدیل به خاک می شوی ، از میان این همه نفی کردن ها سر بیرون بیاورید)

_ این خیال و وهم یک سو افکنیم

( این همه توهم خیالات بیخودی را بیاندازید یک طرف)

 _ای همه پوسیده در کون و فساد

_ جان باقی تان نه رویید و نه زاد

 (از شما همان جان ماند همان جانی که از تو جدا می شود راه خودش را می رود والسلام و نامه تمام)

صحبت از جمع : در سوره مائده آمده خدا به پیغمبر فرموده به عرب های جاهلی بگو که هر سوالی را نپرسند بعد یکی دوبار هم به سوال هایشان پاسخ ندادند تا اینکه خیلی اصرار کردند ایشان فرمودند اگر من بخواهم جواب بدهم اجرایش برای شما سخت است سوالشان این بود که ما باید هر سال حج برویم  پیغمبر فرمودند من اگر جوابش از خدا بگیرم تو می توانی انجام بدهی بعضی سوال ها را نپرسید و اگر من جوابش را بدهم ممکن شما منکر بشوید و اجرا نکنید و گریبانتان را بگیرد اجازه بدهید آیه اش نازل بشود بعد پرسش کنید در عصر حاضر منی که می خواهم بندگی کنم چه سوالی را از حضرت ولی عصر(عج) بپرسم که به صلاح نیست .

نوشتن دیدگاه