تعمقی دوباره بر سوره مومنون بخش دوازدهم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: تعمقی دوباره بر سوره مومنون
- بازدید: 3
بسم الله الرحمن الرحیم
لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ﴿١٠٠﴾
شاید در جایی که وانهادم کار نیکی کنم، حاشا این سخنی است که او می گوید و فرا رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند
کلام اوست که او را بردند و تازه متوجه شده چه کرده و چه باخت بزرگی دارد دنیا را به بطالت و غفلت گذرانده است می گوید پروردگارا مرا بازگردانید شاید در جایی که خبط و خطا و غفلت کردم به جای آن بتوانم کار خوبی کنم، این کلامی است که همه می گویند چون به محض اینکه چشم دنیایمان بسته می شود چشم برزخ مان باز می شود و می گوید که چه حقیقتی دورمان بود و ما اصلا آن را نفهمیدیم چه چیزهای عظیمی بود که ما خرابش کردیم می توانستیم کی باشیم و الان کی هستیم می خواهیم برگردیم این را که اجازه نمی دهند و می گویند بایست کجا؟ تو عالم برزخ که خودش مصیبتی است عوالم مختلفی دارد خیلی سال پیش روی عالم برزخ کار می کردم و به این جا رسیدم که تا ۳ عالم اول عالم شر و سختی و بدبختی است خود عالم سوم عین زمین است یعنی همین مصیبتی که این جا کشیدیم تازه آن جا در زمان های بسیار طولانی باید بکشیم مثلا اگر سرطان بگيريم اگر این جا ممکن است دو سه یا پنج ساله از دنیا برویم آن جا ممکن است صد سال طول بکشد خیلی مصیبت است، تا جهان سوم، جهان چهارم جهان های مادی به این شکلی تقریبا حذف می شد این را ۲۴ سال پیش سیر کردم و دیدم به هر حال در برزخ بودن خیلی امتیاز نیست بهتر است این جا تسویه حسابمان را بگيريم بعد از همین جا برویم و تو گمرک نمانیم، حالا ببین برانگیخته شدن یعنی چه!؟
فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلا یَتَسَاءَلُونَ ﴿١٠١﴾
پس چون در صور دمیده شود آن روز میانشان خویشاوندی نباشد از یکدیگر نپرسند
روز برانگیخته شدن دو تا نفخه صور داریم یک نفخه صور اول برای آن هایی است که هنوز تو دنیا دارند زندگی می کنند چون همه باید نشئه مرگ را بچشند من نمی دانم این نشئه مرگ چیست که بلا استثناء همه باید تجربه اش کنند یادتان هست قصه آن بچه کوچک را گفتم که به عالم حقیقت وجودش واقف شده بود تو بغل پدرش چی گفت و چکار کرد و بعد هم بلافاصله مرد چون عالم حقیقت را دیده بود یعنی به دنیا آمده بود این را ببیند و بعد برود . نفخه صور را باید همه بچشند خب آنهایی که مردند تجربه کردند آنهایی که نمردند همه می میرند وقتی می میرند چقدر در آن حال می مانند را نمی دانم ولی نفخه دوم که زده بشود همه آنهایی که از ابتدای خلقت مردند و خاک شدند و همه آنهایی که این دم آخر مردند همه با هم بلند می شوند در چه شرایطی؟ دیگر بینشان خویشاوندی نیست هیچکس خواهر برادر پدر و مادر و اولادش را نمی شناسد تازه بشناسد هم به دردش نمی خورد پس این قدر روی نسبت هایی که تو دنیا دارید حساب باز نکنید خیلی به کارتان نمی آید این جا اگر در نهایت احترام و آسودگی و خوشی با هم برخورد کردید بکنید اگر نه خیلی پیگیر آن نباشید آن روز موعود که رسید هیچکس هیچکسی را نمی شناسد؛ ببین فلانی من در دنیا این طوری به تو کمک کردم کی به کی است کسی این جور چیزها را دیگر تحویل نمی گیرد؛ از همدیگر نمی پرسند فلانی چی شد الان وضعش خوبه الان کجاست، از این خبرها نیست
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٠٢﴾
پس هر که میزان اعمالش سنگین باشد آنها حقا رستگارانند
توی دنیا تا توانسته برای خودش نیکی و خوبی و کارهای خوب جمع کرده است
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿١٠٣﴾
هر که میزان اعمالش سبک باشد آنان کسانی هستند به خویشتن زیان زدند همیشه در جهنم اند
تو نامه اعمالش جز آزار و اذیت و خشم و بد دهنی و دروغ چیزی ندارد این ها نامه عملش را سنگین نمی کند که ارزش داشته باشد پس این ها همه جهنمی اند و راهی جهنم هستند
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِیهَا کَالِحُونَ ﴿١٠٤﴾
آتش چهره شان را می سوزاند و آنها در آن زشت منتظرند
این صورت هایی که این قدر هزینه اش می کنند و خیلی کارها برایش می کنند این طرف و آن طرف می دوند همه اش می سوزد و خیلی زشت می شوند فقط سوختن نیست
أَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهَا تُکَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾
مگر آیات من بر شما تلاوت نمی شد آنگاه شما آن را تکذیب می کردید
ببین الان چند وقت است تو این جلسات هر گفتگویی می کنم بر اساس آیات قرآن است اگر عمر قد بدهد و توفیق داشته باشم آرام آرام تا جایی می روم که کل قرآن را همین طوری آیه به آیه منظر به منظر در جاهای مختلف بیاوریم و روی آن بحث کنیم لااقل با آن آشنا بشویم. تازه آیات قرآن را به جای آن که بحث کنند بهتر بفهمند بحث می کنند که اثبات کنند این برای ۱۴ قرن پیش بود به درد الان نمی خورد نه از این قصه ها ندارد کلام حق است شما می توانی بحث کنی که بهتر بفهمی می توانی سوال و جواب کنی که بیشتر بفهمی اما تکذیب کردن ندارد مگر از دهان یک انسان بیرون آمده که ممکن است اشتباهی هم توی آن باشد
قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ ﴿١٠٦﴾
گویند پروردگارا بدبختی مان بر ما چیره شد و مردمی گمراه بودیم
پس مراقب باشیم الان که زنده هستیم آن راهی را نرویم که آن جا در جواب خدا برگردیم بگوییم پروردگارا بدبختی بود که به ما نازل شد ما آن موقع گمراه بودیم چرا گمراه؟ مگر دنیای امروز با این همه پیشرفت و منظرها ی مختلف در گفتگوها و اعتقادات، کسی می تواند بگوید نمی دانستم باور کنید چوپانی که شبانه روز وسط دشت است جز سنگ و علف و گیاه و حیوانی که برای چرا برده چیزی نمی بیند هم آگاهی اش خیلی بالاست چون توی آن فضا همه چیز را می تواند بفهمد به شرط این که در صراط مستقیم باشد
میدانید دیشب اینجا من چقدر حالم بد شد اینجا نشسته بودم؟ در و دیوار یاعلی میگفت. در و دیوار یا حسین میگفت. مگه از این سنگ ها در میاد بله در میاد.
اگر من از خودم بیرون بیایم میتوانم ذکر یا حسین و یا علی دیوار را در و گل و گیاه را بشنوم بشرطی که من از خودم در بیایم هنوز در خودم غرق نباشم چرا فلانی آمد بغل دست من نشست به من درست نگاه نکرد. نکرد که نکرد سرش سلامت باشد تو دفعه بعد آمد بشینید قشنگ نگاهش کن.
نه اینکه بگویید نگاه نکرد به جهنم ولش کن نه نه اینجور چیزها را نداریم مومن از این حرف ها نمیزند مومن از این روش ها ندارد هرچیزی را اینجوری تلافی نمیکند.
رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾گویند پروردگارا بدبختیمان بر ما چیره شد. ما مردمی گمراه بودیم بار الهی مرا از آتش بیرون آر.
تقاضا میکنند که از آتیش بیرون بیایند پس اگر برگشتیم پس ما ستمگریم میگوییم ما را بیرون بیاور اگر ما دوباره برگشتیم و به آن حالت های قبلی مان ما حتما ستمگریم ولی مطمئنید که وقتی بیرونمان می آورند برنمیگردیم به کارهای زشتمان به آن رفتارهای غلطمان. خداوند جواب میدهد:
قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلا تُکَلِّمُونِ ﴿١٠٨﴾ گوید در آن گم شوید و با من سخن نگویید
کی به این آیه در حین ختم قرآنهایش رسیده است و رویش متوقف شده است بگویید این آیه با من است با من دارد صحبت میکند روی کلامش با من است کی به این ماجرا فکر کرده است خداوکیلی یک نفر بهش فکر نکرده است قرآن نه برای سر قبرستان نه قرآن شیک برای داخل کتابخانه است نه پای سال تحویل است نه برای تند تند خواندن برای مرده است که ثواب برسد مرده تا زنده بود اگر خودش میخواند ثوابش را برده بود امروز بخوان پیش چهارده معصوم امانت بزار من هر کی بهم هر چی بگوید آخر یک کاری بگو بکنیم برایت میگویم خب بکنید من که نگفتم هیچ کاری برایم نکنید من از همه تحفه میگیرم اما برایم قرآن بخوانید یک سوره کوچک برایم صلوات بگویید یک چهارده تا زیاد هم نه اما از طرف من نزد چهارده معصوم امانت بگذارید برای روز آخرتم من میخواهم هدیه هایی بگیرم که وقتی میروم با خودم ببرم بلوز و کاسه بشقاب و اون و اون و اون را من نمیخواهم.
هدیه بگیرید از همدیگر چرا نمیگیرید همدیگر را وادار کنید به قرآن خواندن همدیگر را وادار کنید که به همدیگر یاسین هدیه کنید اینقدر زیباست اینقدر لذت بخش است بعد تاثیرش را در زندگیهایتان ببینید خداوند میگوید در آن گم بشوید با من حرف نزنید سخن نگویید زیرا
إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١٠٩﴾گروهی از بندگان میگفتند پروردگارا ایمان آوردیم در این دنیا گفتند ما ایمان آوردیم از ما درگذر چون امروز اشتباه کرده بودیم یک جور بد زندگی کردیم اما امسال ماه محرم وقتی رفتیم حسینیه فهمیدیم که عجب زندگی بدی داشتم خدایا از من بگذر به ما رحم کن من ایمان آوردم که تو بهترین مهربانانی. این محرم میشود تازه تاریخ تولد روحی و اعمالی من و شما. چقدر خوشگل است نه آن وقت هر محرم یک کیک تولد بخریم برای خودمان چون از این محرم یک آدم دیگر شدیم دیگر غر نزدیم دیگر حسد نکردیم دیگر دروغ نگفتیم ریا نکردیم توقع بیجا نداشتیم والا به خدا مردم اینقدر گرفتارند از بغل هم رد میشوند همدیگر را میبیند سلام نمیکنند مفهومش این نیست که احترام نمیگذارد شاید یک نفر اینجوری باشد بقیه درگیرند بقیه گرفتار خودشان هستند با مهربانی اگر رسیدید اول تو سلام کن پیغمبر ما به بچه ها اول سلام میکرد
ای خدا از ما درگذر به ما رحم کن که تو بهترین مهربانانی خداوند میگوید آنها اینجوری در دنیا به من جواب دادند اما شما آن ها را بهش تنگ گرفتید
فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ ﴿١١٠﴾تا اینکه ذکر مرا از یادشما بردند آنها را به ریشخند گرفتید شما مردمی را که برای من گفتند ایمان آوردیم ریشخند کردید مسخره کردید تا اینکه ذکر من را از یاد شما بردند تا اینکه یاد خدایتان را از شما حذف کردند و شما بر آنان میخندیدید من یک پرچم کوچک میاندازم پشت در خانه ام به لطف خدا به مناسبت های مختلف طرف رد شد از جلوی در ،عزیزی که خانه من بود از پشت این عدسی پشت در را نگاه کرد گفت ای وای گفتم چی شد گفت هیچی از جلوی این که رد شد به پرچم یا علی اینطوری کرد خاک تو سرت ای وای
آخه بابا آن پرچم با تو چیکار کرد بله باهاش کار دارد چون او را میجنباند آدم بشه خب نمیخواد آدم بشود دوست نمیدارد برای همین یک همچین واکنشی دارد خب به نظر شما میرفتم حسابش و میگذاشتم دستش ؟
گفتم حسابش را صاحب پرچم میدهد ولش کن به من چه؟ اگر بیاید به خودم بگوید خودم جواب میدهم اما صاحب این پرچم صاحب دارد خود صاحبش جوابش را میدهد مواظب رفتارهایمان باشیم گفتگوهایمان باشیم اما شما آنها را به ریشخند گرفتید تا اینکه ذکر من را از یاد شما بردند و شما به آنها میخندید مواظب باشید بر اعتقاد هیچ کس نباید خندید و نباید مسخره کرد.

