منو

چهارشنبه, 24 تیر 1405 - Wed 07 15 2026

A+ A A-

تعمقی بر سوره ی تین

  • نوشته شده توسط مدیر سایت
  • دسته: مطالب گوناگون
  • بازدید: 12

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوندی که رحمان و رحیم است رحمان است چون رحمتش عام مردم را در برمی گیرد و به همه یکسان عطا می فرماید رحیم است که برای خاصان بخشندگی خاص دارد رحمان است برای این که بر گناهان انسان هایی که فقط دچار اشتباهند می بخشد رحیم است که نه تنها می‌بخشد بلکه آنان را یک به یک هدایت فرموده و از نردبان معرفت و آگاهی بالا می برد.

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ ﴿١﴾ سوگند به انجیر و زیتون
انجیر و زیتون دو میوه ی درخت هستند که اگر هر کدام را در مبحث خواصشان بررسی کنید بسیار اعجاب آور هستند چه در مورد انجیر چه زیتون چون هرکدام یک ویژگی هایی در درون خودشان دارند که هنوز هم علم به بسیاری از آنها دست نیافته است خداوند با این دو میوه بهشتی قسم یاد می کند
وَطُورِ سِينِينَ ﴿٢﴾ سوگند به طور سینا
طور سینا گویی که حضرت موسی به آن رجوع کرد و بالا رفت و از پس آتش و نور فراوان با پروردگار گفتگو کرد پس انسان قادر است اگر بتواند خود را از بدی ها و زشتی ها دور نگه دارد به این مرحله از گفتگو برسد منتها به شرطها و شروطها.
وَهَٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ﴿٣﴾ سوگند به این شهر امن
در کتاب های قرآن در پرانتز می نویسند مکه، قطعا مکه شهر امن است چون مکه در جایی قرار گرفته است که خانه کعبه در آن است و کعبه در نقطه ای در این شهر قرار گرفته است که مرکز زمین است من چندین بار تا به حال خدمت دوستان عرض کردم که به مکه تشریف می برید به خصوص در حج تمتع در سکوت و آرامش بنشینید و وقتی مردم به دور خانه خدا طواف می کنند بدون این که به تفاوت و رفتار آدم ها و لباس و ملیت آدم ها نگاه کنید توجه کنید ببینید چه اتفاقی می افتد این انسان های در حال گردش در دور خانه خدا دسته ای به سمت بالا به سمت بیت المعمور کشیده می شوند ولی همه نمی توانند بروند پس در این که این شهر امن را مکه می نامند شکی نیست ولی از سوی دیگر این انسان که بعد اشاره به خلقتش می کند یک شهر امن است اگر خودش را به پلیدی های نفس آلوده نکند.
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿٤﴾ که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال آفریدیم
نظم مطلبی است و اعتدال مطلبی دیگر، نظم به دلیل این که تمام اعضا و جوارح داخلی و بیرونی در یک هماهنگی و یک نظم به خصوص بدون اینکه دخالت کنند و نظم عضو دیگری را از کار خارج کنند با هم این بدن را اداره می کنند و در گردش هستند اعتدال یعنی هر کدام از این اعضا یک نقطه ی تعادلی دارند، ضربان قلب را ببینید فشار خون و میزان قند خون را ببینید یک حد نصاب متعادل وجود دارد که اگر انسان ها از ابتدای سن و عمر بتوانند در خورد و خوراک و در بهره بردن از نعمات دنیا نقطه تعادلی داشته باشند این تعادل در اعضا و جوارحشان هم وجود دارد.
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ﴿٥﴾ آنگاه او را به پست ترین پَستان بازگرداندیم
چرا پست ترین پَستان؟ چون همین انسانی که در نیکوترین نظم و اعتدال بود در روی زمین به دنبال لذات زمینی و مادی و بهره وری های نفسانی بدون در نظر گرفتن آن نقطه ی تعادلی که خداوند بر آن مقرر کرده است مشغول شدند آن وقت است که به اسفل السافلین دچار می شوند چون نتوانستند نفس را در کنترل نگه دارند در حالی که خداوند ما انسان ها را در اعتدال در همه چیز آفریده است.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿٦﴾
مگر آنان که ایمان آورده کارهای شایسته انجام دادند
بله یک عده ای ایمان آوردند، کارهای شایسته انجام دادند کارهای شایسته یعنی قرار گرفتن در آن نقطه ی امن وجودی که خداوند ما را در آن نقطه می خواهد، قرار گرفتند پس آنان را پاداشی بی منت و همیشگی ست منتی بر ما بنده ها نیست خداوند پاداشی خواهد داد که جاودان خواهد بود
ای انسان پس چه چیزی تو را بعد از این همه دلایل به تکذیب دین و روز قیامت وامی دارد
انسان روزی که روز قیامت را انکار کرد به دنبال آن دین را هم انکار کرد چون روز قیامت انسان ها را در نقطه ای نگه می دارد که در آن نقطه همیشه یک تابلو ایست مقابلشان است یک خط قرمز جلوی پایشان است از آن جلوتر نمی روند ولی آن که روز قیامت یعنی روزی که برانگیخته خواهند شد و پاسخ اعمال را خواهند گرفت را نهی کرد و گفت وجود ندارد دین را هم رد کرد قواعد و احکام دین را هم رد کرد.
فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ ﴿٧﴾ پس چه چیز تو را وادار کرد که تکذیب کنی
پس ای انسان تو را که خداوند چنین آفریده بود چه چیزی تو را وادار کرد که دین و روز قیامت و آن چه که در دین برای تو آمده است و به صلاح توست را تکذیب کنی؟
أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ ﴿٨﴾ آیا خداوند بهترین داوران نیست؟
ما همیشه می گردیم به دنبال این که داوری داشته باشیم که در مورد ما قضاوت کند و از آن قضاوت بهترین نصیب ما شود آیا خداوند ب

هترین داوران نیست؟ در دنیا به دنبال کدام داور می گردید؟ در هیچ کجا در هیچ نقطه ای از این دنیا هیچ قاضی نمی تواند همانند خدا ما را داوری کند.

نوشتن دیدگاه