فلسفه آفرینش (اسرار توحید ) بخش پنجم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: فلسفه آفرینش
- بازدید: 19
بسم الله الرحمن الرحیم
کلام امروز را با سخن سعدی علیه الرحمه میخواهم شروع کنم؛
با خرد دوش در سخن بودم - خرد یعنی دانایی، خرد بالاتر از عقل است، شب گذشته با هم حرف می زدیم.
کشف شد بر دلم مثالی چند - چند تا مطلب برای من باز شد.
گفتم ای مایه همه دانش - خطاب به خرد، دانایی
دارم الحق ز تو سئوالی چند
چیست این زندگانی دنیا
گفت خوابیست یا خیالی چند - ما چقدر دنبال خواب و خیال میدویم.
گفتم این مُلک و مال دنیا چیست
گفت دردسر و وبالی چند
گفتم او را چه حاصل است بگو
گفت غم خوردن و ملالی چند
گفتم این بحث اهل دنیا چیست
گفت بیهوده قیل و قالی چند
گفتم اهل زمانه در چه دمند - چه وضعیتی دارند؟
گفت در بندِ جمعِ مالی چند
گفتم اهل ستم چه طایفه اند؟
گفت گرگ وسگ و شغالی چند
گفتم این نفس رام کِی گردد
گفت چون دید گوشمالی چند - نفست را گوشمالی کن، دعوا، تنبیه کن، حق نداره به تو زور بگوید.
گفتمش چیست کدخدائی
گفت هفته ای عیش و غصه سالی چند
کدخدای خانوادههایتان نشوید، رها کنید، بگذارید زندگیشان را بکنند اگرآمدند از شما سوال کردند جواب بدهید، نیامدند دیگرچیزی نگویید.
گفتمش چیست گفته سعدی؟
گفت پندیست حَسَب و حالی چند - برای همین حالا
آیا با بحث توحید انس گرفتید؟یا نه؟
امروز میخواهیم درباره راههای وصول به توحید گفتگو کنیم. توحید را تا حالا معرفی کردیم و خیلی راجع به آن حرف زدیم، راه های رسیدن، وصول به توحید از 2 طریق است؛ یکی استدلال و دیگری عرفان. صد البته از کلام قرآن، روایات اهل بیت عرض میکنم.
اول – برهان؛ یعنی یک علم حصولی یعنی چیزی که شما میگردید و به آن میرسید، پیدایش میکنید. در عالم آفرینش هر آنچه که دیده میشود آیه و آینه خداست. من که اینجا نشستهام آیه خدا برای شما هستم، شما که اینجا نشستهاید برای من آیه خدا هستید،همه شما، یکایک، این قدر هم جالب است وقتی گاهی اوقات در عمق وجود شما وارد میشوم کیف میکنم؛ عصبانی است لج کرده ولی یک جوری با خدا قهر کرده بعد آشتی می کند آدم لذت می برد. پس هر چه در عالم آفرینش دیده میشود آیه و آینه خداست. طبیعت خود یک کتاب مفصل با یک دریا آیات است . قدرت مطلق، علم مطلق، حیات مطلق پروردگار را در کل طبیعت میشود دید. هیچ مخلوقی بخش استقلالی ندارد، یعنی فقط به رای خودش نیست، بلکه بند ناف آفرینش به توحید وصل است، پس تقلا نکن، به توحید وصل هستی مثل طفلی که در شکم مادر با بند ناف به وجود مادر وصل است. عالم از معدن توحید تغذیه میشود، آیات آفرینش خود نمایی نمیکنند. چرا؟ مثالی میزنم یک فرش با آیات سوره یس به دیوار آویزان شده است، اگر چیزی بگذاریم که در جاهای مختلف این فرش نور تند و چشمک زن بزند چه کسی سوره یس را می بیند ؟ هیچ کس، همه آن نور ها را میبینند. میگوید آیات آفرینش خود نمایی نمیکنند که مانع نمایش حقیقت در خودشان نشوند، بلکه یک آینه صاف هستند که در آن صفات خداوند ذوالجلال و الجمال نمایان است.
جامی چه قشنگ میگوید:
نه تنها بلندی و پستی تویی
که هستی دِه و هست و هستی تویی - همهاش تویی
قرآن انسان را به مطالعه درباره اسرار آفرینش و طبیعت و تفکر در خلقت زمین و آسمان و دریاها و موجودات عالم فرا میخواند و همه موجودات را آینه حق نما معرفی میکند. دیدید گفتم همه ما آیه خدا هستیم، تا انسانها از این راه توحید را دریابند.
سوره ذاریات آیه 20؛ وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ ، در زمین آیاتی برای جویندگان یقین هست. بگردید پیدا کنید تنبلی بس است، عمر تمام میشود.
انبیا آیه 31؛ وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ، در زمین کوه های ثابت و پا برجایی قرار دادیم تا زمین آنها را نلرزاند در آن درهها و راههایی قرار دادیم تا هدایت بشوند.
وقتی سفر می کنید، هیچ وقت به کوه ها نگاه کردید، حیف که دیگر من کوه نمي توانم بروم جوان بودم با خود حاج آقا می رفتم ولی دیگر الان امکان نیست که با این زانو بتوانم بالا بروم. و چقدر حیف... تا می توانید بروید و از طبیعت خدا بهره ببرید.
سوره رعد آیه 3؛ وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا ۖ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ ۖ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ، او كسي است كه زمین را گسترد و در آن کوه ها و نهرهایی را قرار داد و در آن از تمام میوه ها دو جفت آفرید، باورتان می شود پرتقال نر و پرتقال ماده، اصلاً می شود تشخیص داد؟ شب را بر روز می پوشاند، سیاهی شب را می آورد و روز را می گیرد، در این ها آیاتی است برای گروهی که تفکر می کنند. برای لاابالی ها به درد نمی خورد، برای اهل تفکر به درد می خورد .
آیات 190 و 191 آل عمران، سفارش شده در نماز شب تان این آیات را بخوانید؛ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ، مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین، آمد و رفت شب و روز، نشانه های روشنی برای خردمندان است . الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ همان ها که خدا را ایستاده ، نشسته و آنگاه که به پهلو خوابیده اند یاد می کنند و در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند و می گویند بارالها این ها را بیهوده نیافریده ای منزهی تو ما را از عذاب آتش نگاه دار . وقتی انسان به این نقطه می رسد، آیات خدا دیده ی عقلش را سیراب می کند و با این عقل به استدلال، به برهان در می یابد که پروردگار عالم خالق کائنات و هادی ما به سوی خودش است .
سوره طه آیه 50؛ قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ، پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی آنچه را لازمه ی آفرینش او بوده ، داده است. چرا حسد می کنی ؟ آن دماغش خوشگل است دماغ من اینقدر است یک دلیلی داشته که برای تو اینقدر است داخلش را که نمی بینی بعد می رود خرج می کند و تا آخر عمر نفس کشیدن سخت است و هزاران چیز دیگر، حالا این خیلی ظاهر است گفتم، چون همه می بینند.
سپس وی را هدایت کرده است، همه چیز را به ما داده، هرآنچه را که ما نیز داریم و بعد از آن گفته حالا که به تو دادم بدان ، باید در این زمان ها نماز بخوانی، به این دلایل باید روزه بگیری، به این دلایل حرام نخوری، به این دلایل سعی کنی همه چیز تو حلال باشد و ... اول همه چیز را به ما داده است و بعد گفته این همه چیز را براساس حکمی که من به شما دادم خرج کن.
سوره سجده آیه 7؛ الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ، او همان کسی است که هر چیزی را زیبا آفرید. پس آدمی با دیده ی عقل زیبایی های آفرینش را هم می تواند ببیند. مطالعه کتاب طبیعت با همه ی فصولش، شما بهار، تابستان را نگاه کنید . بهار می رسد می گوید ای وای آلرژی ها باز زیاد شد، تابستان می شود می گوید وای خسته شدیم اینقدر گرم است، آتش گرفتیم، کی تمام می شود. پائیز می آید می گوید ای وای همه چیز لخت شد این درخت ها همه ریختند، زمستان می آید، می گوید از سرمای آن مُردم، این نیست، کتاب طبیعت با همه ی فصل هایش را خوب نگاه کنید برای همه امکان پذیر است، مثل کتاب های فلسفی، مثل کتاب های برهانی پیچیده نیست، کتاب فلسفه می خوانید؟ گاهی اوقات یک نگاهی کنید، می بینید که چقدر سخت است در کتاب های فلسفه می گردند که خدا را اثبات کنند، یک چیزهایی را اثبات کنند، در این طبیعت به این بزرگی و زیبایی تو نمی توانی خدا را ببینی ؟ آن به چه درد تو می خورد .
امام حسین (ع) در دعای عرفه اینگونه مناجات می کند؛ خدایا متوجه شدم که مراد تو از به پا داشتن حوادث گوناگون و تغییرات موجود این است که خودت را در همه چیز به من بشناسانی، در یک سال اخیر پوستم، گوشتم، استخوان و سلول های بدنم همه با هم این را فهمید و درک کرد چرا ؟ تا اینکه از هیچ جهت به تو جاهل نباشم، امام می گوید؛ خدایا توجه و تردد به آثار تو موجب دوری از دیدار تو است. شما در درخت وجود خدا را می بینی، حالا باید بروی 200 تا درخت ببینی تا وجود خدا را درک کنی ؟ آن وقت هرچه بیشتر آنطور می چرخید از دیدار خداوند دور می شوید . پس من را با خودت گرد آور، از طریق عباداتی که به تو متصل می شوم. این اتصال در عبادات اتفاق می افتد، امام می گوید من نمی گویم بروید و دعای عرفه را بخوانید. زیباست، قابل تعمق و مقایسه با احوالاتی که ما می گذرانیم. سوره ملک آیات 3 و 4؛ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ۖ مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ ۖ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ، خداوند همان کسی است که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید در آفرینش خدای رحمان هیچ تضاد و عیبی نمی بینی بار دیگر نگاه کن آیا شکاف و خللی مشاهده می کنی ؟ بار دوم نگاه کن. ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ، سرانجام چشمانت به سوی تو باز می گردد درحالی که خسته و ناتوان است. اگر توانستید آسمان را نگاه کنید و یک سوراخ یا یک چاک در آن پیدا کنید ؟ یک جای آن را قلمبه ببینید ؟ امکان ندارد .
حتی پرودگار توجه می دهد که توحید بر عالَم حاکم است. سوره انبیاء آیه 22؛ لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ، اگر در آسمان و زمین خدایانی دیگر جز الله بود همه چیز فاسد می شد .
یکی از علما می گفت شب بود و با ماشین با یک راننده ای به سمت تهران می آمدیم . وسط بیابان توقف کرد و پیاده شد رفت و در تاریکی 2 رکعت نماز خواند. به او گفتم آقا الان که وقت نماز نیست نماز واجب نبود که تو مردم را برای 2 رکعت نماز در بیایان معطل کردی . راننده گفت اینجا نماز خواندم تا شکر خدا کنم چون من در این محل خداشناس شدم می گوید به او گفتم چطور؟ گفت یک روزی در این مکان برای قضای حاجت توقف کردم .می گوید این جا ایستادم و در زمان قضای حاجت یک زنبور دیدم، دیدم دانه ی گندم را با دهان گرفت و رفت کمی نگذشت که دوباره برگشت دوباره دیدم یک دانه گندم گرفت و رفت گفت ایندفعه افتادم دنبالش آخر زنبور شهد گل می خورد به گندم چه کار دارد می گوید رفتم دیدم که گندم ها را به لانه ای می برد که چند تا جوجه پرنده در لانه بود این جوجه پرندگان مادرشان مرده بود آن زنبور برای این جوجه پرنده ها غذا می آورد برای اینها مادری می کرد چه کسی آن زنبور را فرستاد؟ چه کسی به زنبور الهام کرد که این کار بکند ؟ می گوید با خودم گفتم چه عالم شگفت انگیز و حیرت آوری است، این عالم چه بسیار رمز و رازی دارد خداوند این جوجه های بی مادر را در این بیابان فراموش نکرده است همان جا خدا را دیدم او را یافتم و شناختم در بند حق شدم دل درگرو او نهادم پس هر گاه از اینجا عبور کنم 2 رکعت نماز شکر اقامه میکنم .
ای بی خبر گوش دار، هوش دار
بکوش تا صاحب خبر شوی
ای بسا با خواندن صدها جلد کتاب نتوان به چنین اثری دست یافت و اینگونه متحول شد.
سوره یونس آیه 24؛ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ، اینگونه نشانه ها را برای مردمی که می اندیشند به روشنی بیان می کنیم .پس قرآن بخوانید تفکر در خلقت آسمان ها و زمین کنیم کجا این همه دعوت نامه می آید برای آمدن و فهمیدن، چه کسی اینطور دعوت نامه می فرستد ؟ بیا ببین یاد بگیر و بفهم ، به جز خدا.
سوره یس آیه 40؛ لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ، نه خورشید را سزاست که ماه رسد و نه شب بر روز پیشی می گیرد هر کدام در مسیر خود شناورند.
پس چرا ما در مسیر خودمان نمی رویم ما مسیرمان صراط مستقیم بود چرا ما در آن نمی رویم. این آیه به ما تذکر می دهد که نظام آفرینش روی قواعد ریاضی اداره می شود مثلا هیچ وقت 2، 2 تا 5 تا می شود ؟ نه نمی شود، جای اعداد غیرقابل تغییر است جهان آفرینش هم روی قواعد ریاضی اداره میشود هر چیز درجای خودش نهاده شده اگرانسان کمی عقل و فکرش را به کار بگیرد خدا را پیدا میکند و میفهمد که علم و قدرت مطلق، جهان را اداره میکند.
سعدی می گوید :
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
سوره آل عمران آیه 190؛ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ، مسلما در آفرینش آسمان ها و زمین آمد و رفت شب و روز نشانه هایی برای خردمندان است.
سوره جاثیه آیه 36؛ فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، پس حمد و ستایش مخصوص خداست پروردگار آسمان ها پروردگار زمین و پروردگار همه ی جهانیان.
همه این گفتگوها برای این است که بتوانیم کسانی را که روز عاشورا جان فدای اعتقادشان کردند را درک کنیم چه کسی هست که جانش را دوست نداشته باشد، چه کسی هست از مرگ نترسد، پس چرا بر هم سبقت می گرفتند که زودتر بمیرند ؟ زودتر بروند جان فدا کنند، چه چیزی سبب می شد ؟ در مسیر رسیدن به توحید 2 طریق وجود دارد ؛ یک مسیر این است با علمی که حاصل می شود حرکتی از سوی مخلوق به سوی خالق است از جنبه برهان و استدلال، به یقین این مسیر ثمراتی را که راه های شهودی دارند را ندارد. او جوجه ها را دید برهان، استدلال نمیخواست یک دفعه به نقطه آخر رسید. عقل از برهان تغذیه می کند و قانع می شود امّا سیر قلبی ایجاد نمی کند به همین دلیل نه خوفی و نه عشقی به وجود می آورد پس ما را هم از معصیت باز نمی دارد. این دفعه آن کار را بکنی اشکال ندارد، با اینکه آدمی می فهمد عالم سازنده است و ناظمی دارد اما هنوز با مقصد نهایی فاصله دارد.
سوره فصلت آیه 44؛ أُولَٰئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ، همچون کسانی هستند که گویی از راه دور صدا زده می شوند . گاهی اوقات من اینجا نشستهام از همین جا پسرم را صدا می کنم فوری میشنود، امّا اگر پسرم در کوچه باشد صدا کنم میشنود ؟ نه. خدا صدا می کند اگر تو نزدیک باشی می شنوی و اگر تو نزدیک نباشی نمی شنوی.
فلاسفه خودشان را در حد وسط گرفتار کردند، استدلال هایشان اینگونه است؛ می گویند عالم متحرک است، کواکب، زمین، خورشید ، ماه و.... همه در حال حرکت هستند این پایینترین استدلال است، ازآن طرف می گویند هر متحرکی برای اینکه بچرخد و حرکت کند محرک می خواهد این استدلال بالا ، وقتی به اینجا می رسد که عالم محرک دارد این می شود نتیجه گفتگویش. مثلا یک عالم نظم دارد هر نظمی نیاز به ناظم دارد پس عالم ناظر دارد، حتی گاهی اوقات این حد وسط برهانش را با امکان دارد، شاید بشود، ممکن است هم تعریف می کند. اما عارف کاری به حد وسط ندارد آن راننده گفت من او را که دیدم فهمیدم خدایی که جوجه پرنده ها را وسط این بیابان رها نمیکند زنبور برای روزی آنها می فرستد تا نمیرند، من آن خدا را شناختم و او را می خواهم. عارف از دود پی به آتش نمیبرد خود آتش را عیان می بیند، به آتش می نشیند و آتش می شود، دوست داشتن سوختن است.امّا کسی که فقط دود را می بیند از وجود آن استدلالی به وجود آتش می کند می گوید؛ من دود دیدم حتما آنجا آتش است نصیب چنین آدمی از آتش فقط سیاهی و تیرگی دود است، پس برهان، تنها ما را با مفهوم خدا آشنا می کند نه با خود خدا، مثل تشنه ای که آب می خواهد می گوید بابا تشنه ام است، آب، ما به او می گوییم آب مایه حیات بخش است اگر نباشد همه موجودات میمیرند، این کلام عطش فرد تشنه را کم نمی کند، آب کم می کند، همین. می گوید گرسنه ام نان بده، می گوییم گندم را این جوری میکارند، اینجوری برداشت میکنند، اینجوری آسیاب میکنند و.. نان می شود این حرف ها گرسنگی او را برطرف نمی کند، از گرسنگی مُرد، او نان می خواهد.
امام حسین (ع) در دعای عرفه فرمودند؛ خدایا توجه و تردد به آثار تو موجب دوری از دیدار توست خدایا چه کسی جز ولی خدا به این زیبایی می تواند توصیف کند.
نام فروردین نیارد گل به بار
شب نگردد روشن از نام چراغ
پس خدایی که با استدلال ثابت شود خدایی بی جاذبه، خسته کننده، و غیر قابل تحمل است.
تا قیامت عارف ار مِی مِی کند
تا ننوشد باده، مستی کِی کند

