Logo

فلسفه آفرینش (اسرار توحید ) بخش هفتم

بسم الله الرحمن الرحیم

شب گذشته ابعاد مثبت انسان را از قرآن که خدای متعال بیان فرموده تا حد امکان گفتگو کردیم. این آدمیزاد دارای 2 بخش است یک بخش بُعدهای مثبت، نیکو و بزرگ است که خوب است ما با آن آشنا شویم، بدانیم چه چیزی داریم و از ما چه کاری برمی‌آید. در همین راستا خداوند در قرآن ابعاد منفی و اوصاف زشت انسان را هم بیان فرموده پس خیلی خوشحال نباشید. خداوند امانت الهی را به ما داد، نه آسمانها نه زمین نه کوه ها هیچ کدام قبول نکردند، اما ما قبول کردیم، عالی است، امّا یادمان باشد ابعاد منفی و اوصاف زشتی هم داریم، که خداوند در قرآن فرموده؛ تا آدمی متوجه خطر پنهان نیروهای منفی و آتش زیر خاکستر وجود خودش باشد. یکی از دلایلی که ما همیشه با دیگران در جنگ قرار می گیریم برای اینکه آن لایه زیرین خودمان را ندیده ایم برخلافش لایه زیرین فرد روبرویمان را دیده ایم مدام هم روی آن ناخن می کشیم تو چنینی تو چنانی و... امّا هیچ کس برای خودش را اصلا و ابدا ناخن نمی کشد.
در مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل جلد (11) آمده است که امام باقر (ع) فرمودند؛ طبیعت بشر با شهوت، میل، حرص، ترس، خشم و لذت آمیخته است، یکی بگوید من 2 تا از این ها را ندارم باور کن دروغ می گوید آن لایه ی زیرین هست که هنوز خودتان هم آن را پیدا نکردید . جز آن که در میان مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی، یعنی وقتی شما میل، شهوت داری، وقتی حرص می زنی، می ترسی، خشم می کنی، حتی لذت های غیرحلال می بری، کاملاً طبیعی است، چون پیوند و کشش طبیعی در بدن وجود دارد، اما کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را با نیروی تقوا، حیا و عزت نفس مهار کرده اند. موقعی که نفس تو، تو را به گناه می خواند به آسمان باعظمت و کیهان حیرت انگیز نگاه کن، ببین که زیر این آسمان کبود، به این بزرگی و به این عظمت نگاه کن، از خداوند بزرگی که این جهان را آفریده است و بر آن حکومت می کند فقط بترس، خودت را از گناه رها کن، اگر از خداوند توانا، خوف نداری، از خدا نمی ترسی، می گوید خدا که ترس ندارد، بله این ها همه کلک زبان است، درجایی که می خواهی گناه کنی از خدا خوف نداری؟ لااقل به زمین نگاه کن، شاید از حکومت بشری و افکار عمومی شرم کنی . اگر ترامپ با خدا کاری نداشت، ولی به حکومت های دنیا فکر می کرد، خودش را به این ذلت دچار نمی کرد، در جزایر اپستین وول نمی خورد که موجود خبیثی مثل نتانیاهو از او سند داشته باشد و بگوید اگر من را کمک نکنی تو را لو می دهم و نشان می دهم . به زمین نظر افکن شاید از حکومت بشری و افکار عمومی شرم کنی و مرتکب معصیت نشوی. اگر جرات و جسارت تو به جایی رسیده است که نه از حکومت الهی می ترسی و نه از مردم زمین شرم داری، خودت را از صنف انسان ها خارج بدان، خودت را در زمره ی بهایم و حیوانات به حساب بیاور. امام باقر (ع) می گویند.
مرحوم فیض کاشانی در کتاب محجه البیضاء در باب اهمیت تربیت قوای نفس چنین فرمودند؛ عقل مثل شکارچی سوارکار است . یک سوارکاری روی اسب است و کارش شکار است، می گوید؛ شهوت او مثل اسب او، خشم او مثل سگ او است. چون می دانید دیگر شکارچی ها باید یک سگ هم داشته باشند که شکار می کنند بدود و بیاورد، پس وقتی که سوارکار ماهر و اسب او تمرین کرده باشند، سگ آنها هم تعلیم دیده باشد، این ها حتماً سزاوار موفقیت هستند، شکار خوبی می کنند، اسب رام است و تحت اختیار سوارکار است، سگ هم می داند، می رود و شکار را می آورد . اما وقتی سوارکار بیشعور است، اسب او چموش است، سگ او هم گزنده و هار است به هرچه برسد گاز می گیرد، اینجوری نه اسب مطیع سوارکار است و نه سگ مطیع سوارکار است، چنین سوارکاری سزاوار هلاک شدن است، چه رسد به اینکه به مطلوبش نائل شود. بیشعوری سوارکار مَثلی برای نادانی انسان است و کمی حکمت و بصیرت او. چموشی اسب مَثلی است برای غالب شدن شهوات بر این انسان به ویژه شهوت زن بارگی و شکم بارگی . گزنده بودن سگ، گاز گرفتن او، مَثلی است برای سلطه و غلبه خشم بر این انسان. ما داد می زنیم آقا، خانم، خشم نکن، چرا خشمت را به روی مردم تُف می کنی. خشمت را قورت بده پائین برود ببین خوب است ؟ چقدر زن و شوهرها، چه خانم، چه آقا، فقط به خاطر همین خشم چقدر وضعشان بد است.
اولین صفات بد و رذیله؛ خون ریز بودن است. همه ی ما از این که کسی را بکشیم اِبا داریم، اصلاً مگر می شود من بتوانم کسی را بکشم ؟ ولی می توانیم . این صفت زشت در وجود آدمیزاد پنهان است ملائک این بُعد منفی را دیدند، به پروردگار در آیه 30 سوره بقره گفتند؛ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ، پروردگارا آیا کسی را در آن قرار می دهی که فساد و خونریزی کند ؟ طبیعت دنیایی انسان مفسد و خون ریز است، اولین خون هم در جهان خلقت خون هابیل بود که توسط قابیل، که هر دوی آنها هم فرزندان حضرت آدم (ع) بودند، ریخته شد .
در سوره مائده آیه 30 خداوند خبر داده است؛ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ، نَفس سرکش کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد. اول نمی خواست بکشد نفسی که مهار و تربیت نشده آرام آرام او را تشویق کرد که او را بکش که جلو راه تو نماند سرانجام او را کشت و از زیانکاران شد و این اتفاقی که برای قابیل افتاد برای تک تک ما می تواند بیفتد. من هم یک روزی باور نمی کردم ولی دیدم نه، واقعاً قابل باور است .
حقیقت امر این است؛ اگر وهم، شهوت و غضب که در انسان است تحت مدیریت عقل، دین و تربیت الهی قرار نگیرد قوای ادراکی و احساسی اش مختل می شود. قوایی که در انسان درک و حس می کند، مختل می شود توهم می آید عقل را از کار می اندازد، درست اندیشیدن را از انسان می گیرد، شهوت و غضب می آید قوای احساسی را تحت کنترلش می گیرد و از آدمی حیوانی لذت گرا و درنده می سازد. عیان است دیگر، جزایر اپسین چه کار می کردند شما که دائم می روید اینترنت بهتر از من می دانید چه خبر است من الهی شکر نه بلد هستم نه یک مدت امکانش را خیلی داشتم، فقط جسته گریخته از اینور اونور و گاهی اوقات از تلویزیون شنیدم. پس هر فساد و قتل و خونریزی که در حیات آدمی رخ می دهد به ابعاد منفی او که تحت مدیریت عقل و دین قرار نگرفته بلکه وهم و شهوت و غضب حاکم مملکت وجودش شده است به آن برمی گردد و از او انسانی هواپرست و دنیا محور می سازد.
دومین صفات بد و رذیله؛ عجول بودن است. کسانی که خارج از برنامه هدایت انبیا الهی زندگی می کنند شتاب زده اند انگار اینها جنسشان از عجله ساخته شده است .
سوره انبیا آیه 37؛ خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ ، طبیعت بشر به گونه ای است که گویا انسان از عجله آفریده شده است. من از خودم نگفتم کلام قرآن است.
سوره اسرا آیه 11؛ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا، انسان همیشه عجول بوده است.
در المحاسن جلد (1) وسائل الشیعه جلد (27) آمده است که پیغمبر فرمودند؛ مردم را در حقیقت شتابزدگی به هلاکت افکنده است. با پوست و گوشتم من این را درک کردم. اگر مردم آرام و از شتابکاری به دور بودند هیچ کس هلاک نمی شد هرکسی وقت مردنش می رسید می مرد، هلاک نمی شد، گاهی اوقات هلاک شدن مردن نیست به ذلت و پستی و بدبختی افتادن هم هست. بسیاری از هلاکت ها بر اثر حوادث غیرمنتظره و نا پخته به وجود می آید که معمولا حاصل عجله و دستپاچگی است. در جاده می رود دیوانه آخر این چه کاری است لای ماشین ها می رود، بالاخره یک جایی میزنی یا خودت می میری یا یکی را می کشی حاصل چه می شود.
در تحفل و العقول آمده است پیغمبر فرمودند؛ تانی و خویشتن داری از سوی خداست، عجله و شتاب از شیطان است .
در نهج البلاغه می خوانیم مولا امیرالمومنین (ع) در نامه ای که به مالک اشتر نخعی فرستاد وقتی که می خواست حکومت مصر را به او واگذار کند چنین فرمودند؛ سخن بدگوی را زود باور نکن، من اگر بدگویی ها را در طی این 30 سال می خواستم زود باور کنم یک نفر در این حسینیه نمانده بود. سخن بدگو را زود باور نکن زیرا کسی که بدگویی می کند دغل کار است، هرچند چهره خیرخواهان را به خود بگیرد.
در العمالی شیخ مفید آمده است که مولا امیرالمومنین (ع) در فرازی از وصیتشان به امام حسن مجتبی (ع) فرمودند تو را از شتابزدگی در گفتار و کردار باز می دارم. هیچ کدام کلام من نیست فقط جمله بندی ها را توانستم به هم دیگر ربط بدهم.
مولا در نهج البلاغه درخطبه 140 فرمودند؛ ای بنده خدا، در عیب جویی هیچ کس بخاطر گناهش شتاب نکن چون ممکن است آمرزیده شده باشد، خداوند خیلی چیزها را به خاطر خیلی چیزها می آمرزد ولی در مورد خودت از گناه کوچکی هم که کردی ایمن نباش چرا که شاید برای همان گناه عذاب بشوی. آدم عجول، سکینه و آرامش ندارد بلکه به محض اینکه عملی به ذهنش می رسد دست به اقدام می زند به جوانب و عواقب آن نگاه و فکر نمی کند.
سوره انسان آیه 27؛ إِنَّ هَؤُلَاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا، آنها زندگی زودگذر دنیا را دوست دارند، آدم های عجول، در حالی که روز سختی را پشت سرشان رها می کنند، به زندگی دنیا می چسبند و وای بعد چه می خواهد بشود. این یک هشدار است، اجل را باید انتخاب کرد نه عاجل. اجل مرگ است برای همه هم اتفاق می افتد، عاجل عجله کننده است، انتخاب با خودتان است .
حافظ می گوید؛
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
طائر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگهِ حادثه چون افتادم
در الخصال جلد (1) آمده است امام صادق (ع) فرمودند؛ به همراه تانی و مشورت سلامتی است، به دنبال شتابزدگی پشیمانی و هر که بی موقع کاری را شروع کند نتیجه اش هم بی موقع خواهد بود.
من نقاشی خانه ام را در فصل خنک شروع کردم بی موقع بود هنوز هم درِ خانه را باز می کنیم داخل می رویم یک ته بوی رنگی می آید، طبقه بالای ما را در گرما رنگ کردند ما که پایین خیلی نفهمیدیم یک سر سوزن هم الان دیگر بو نه در راهرو نه در ساختمان می آید. کاری را که بی موقع شروع کنید بی موقع هم نتیجه می دهد، نتیجه بی موقع هم به درد نمی خورد.
هر صفتی و نیرویی که در طبیعت انسان نهفته است مدیریت می‌طلبد تا تعدیل شود. بعضی‌ها را دیدید دست خیلی هنرمندی دارند، بعضی‌ها را دیدید دست خیلی خوبی برای کار دارند، ظریف؛ خب خیلی عالی است اینها در طبیعت دنیاییشان است، اگر این مدیریت تعدیل بشود یعنی کم و زیاد نباشد و اگر به عقل شرعی مدیریت بشود، در جهت خیر و خوبی رهبری بشود، به صفات زیبا تبدیل می‌شود.
از دوستان حسینیه که کار تزیین می‌کنند را دیدید اگر ایشان بنشینند من هم کنارشان بنشینم یک سبد گل هم جلوی ما بگذارند هر دو دسته گل درست کنیم، نتیجه دیدنی است چون من اصلا آن ظرافت را ندارم. دوست دیگری که خطاط است ایشان خط بنویسند؛ من البته خوش خط هستم؛ البته به علت درد دست جزوه‌ها را با خط خوبی نمی‌نویسم، حالا ایشان بنویسند من هم بنویسم اصلا با همدیگر قابل مقایسه نیست. حال اگر این هنر به عقل شرعی هم مدیریت بشود در جهت خیر و خوبی رهبری می‌شود، وقتی در جهت خیر و خوبی رفت به صفات زیبا تبدیل می‌شود، خوش خط، نقاش، هنرمند و خیلی چیزهای دیگر که در روایات به تعجیل در خیر تعبیر شده است. می‌گویند تعجیل نکنید اما اینجا می‌گویند تعجیل کنید.
سوره طه آیه 83 و 84 خداوند فرمود؛ وَمَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يَا مُوسَى، اى موسى چه چيز سبب شد از قومت پیشی بگیری و تند تر آمدی. حضرت موسی با یک تعداد از قومش رفتند کوه طور تا بتوانند خدا را ببینند. قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَى أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى؛ عرض کرد پروردگارا آنها در پی من هستند و دارند می آیند، من به سوی تو شتاب کردم تا از من خشنود شوی.
چه قدر به سمت خدا شتاب می‌کنید تا خدا از شما خوشحال بشود؟ شما منتظرید خدا به سمت شما بیاید تا شما از خدا خوشحال شوید. نداریم، یکی بده یکی بگیر، البته این صحبت من است نه فرد دیگر.
در اصول کافی جلد (3) آمده است زراره به امام باقر(ع) عرض کرد، خداوند شما را به سلامت دارد، در هر نمازی اول وقت با فضیلت‌تر است یا آخر؟ حضرت فرمود؛ اول وقت افضل است، همانطور که رسول خدا فرمود؛ خداوند از بین امور خیر آن کاری را که با شتاب صورت گیرد دوست دارد. نماز کار خیر است، حل علی خیر العمل؛ می‌گوید وقتی تو سریعا به نماز شتاب می‌کنی این را دوست دارد.
در الامالی شیخ مفید در وصیت امیرالمومنین(ع) آمده است؛ هر گاه چیزی از کار آخرت پیش آمد آن را شروع کن، هر گاه چیزی از کار دنیا پیش آمد در آن درنگ کن، صبر کن تا از درستی آن مطمئن بشوی.
در اصول کافی جلد (2) آمده امام صادق (ع) فرمودند؛ هر گاه یکی از شما قصد کاری نیک یا بخششی بکند دو طرف راست و چپش دو شیطان می ایستد، چرا؟ این دو شیطان می‌گویند با هم او را از تصمیمش منصرف کنیم. امام صادق (ع) می فرمایند، شتاب کن، کار خیری که فکر کردی را فوری انجام بده، در کارهای خیریه 2،3 مورد است که می‌خواستم پول را به حساب افراد مختلف واریز کنم، 3 ، 4 روز است اسیرم، گفتم بگذار بنویسم بعدا پول ها را می ریزم اما الان به جهت مشکلی که ایجاد شده نمی‌توانم جا به جا کنم. گاه نصف شب بیدار می‌شوم کمی می نشینم آب می‌خورم از اتاق بیرون می‌روم با خودم می‌گویم چند تا پول باید واریز کنی برو بریز، شاید صبح بیدار نشدی، چه کسی می‌داند تو برای چه کسی می خواستی پول بدهی یا به چه کسی بدهکار بودی.
امام صادق(ع) گفتند، هر کسی از شما کار نیکی می‌خواهد بکند یا بخششی می‌خواهد بکند، بداند در دو طرفش دو شیطان هستند تا او را از تصمیمش بازدارند، پس شتاب کنید. تعجیل در کار خیر بسیار مورد تاکید است؛ اما مواردی وجود دارد که تعجیل در آن‌ها ویژه است خیلی خاص است.
در کنزالعمال آمده است پیامبر خدا فرمودند؛ درنگ در هر کاری خوب است، بد نیست تانی داشته باشیم، صبری داشته باشیم مگر در 3 جا اصلا صبر نکن، هرگاه برای جهاد در راه خدا فراخوان شود نخستین کسی باشید که بیرون می آید. هر گاه بانگ نماز بلند شد نخستین کسی باشید که از خانه خارج می‌شود یا به سر سجاده پناه می برد، هرگاه تشییع جنازه‌ای باشد به سوی آن بشتابید، از این سه کار که گذشت در هر کاری درنگ نکوست.
امیر المومنین (ع) فرمودند، عطا کردن به نیازمند را به فردا مینداز زیرا نمی دانی فردا برای تو یا برای او چه پیش خواهد آمد. من چند سال پیش بیماری داشتم در ایلام، سرطان داشت مرتب سر زمان معین سهمیه‌اش را می‌ریختم، یک روز قبل ازاینکه من بخواهم پول واریز کنم از دنیا رفت، چون زمان معین پول می‌ریختم دخترش اعلام کرد مادر از دنیا رفت دیگر پول واریز نکنید. برای او ناراحت شدم اما خجالت نکشیدم چون همیشه سر زمان کارم را انجام دادم و اجازه ندادم چشم انتظار بماند، اما در این 3،4 روزه خیلی خجالت کشیدم چون نتوانستم واریز کنم.
سومین صفات بد و رذیله؛ ظَلوم بودن و جَهول بودن. یکی از اوصاف منفی که در قرآن انسان به خاطرآن مذمت شده ظلوم و جهول بودن است .
احزاب آیه 72 خدا فرموده است؛ ِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا،  و انسانی بسیار ظالم و جاهلی بود. چون قدر مقام عظیم خود را نشناخت و به خود ستم کرد. انسانی که در مسیر بندگی قرار نگرفته است و می‌خواهد به میل طبیعی زندگی کند جهل و ظلم او با هیچ موجودی قابل مقایسه نیست به همین دلیل خداوند انسان را با عنوان ظلوم یعنی خیلی ظالم و جهول، یعنی بسیار نادان یاد می‌کند، تنها به این دلیل که این انسان با جایگاه رفیعش جایش را گم کرد، سرش را انداخت آمد در بهائم زندگی کرد.
اقبال لاهوری می‌گوید:
آدم از بی‌خردی بندگی آدم کرد
گوهری داشت ولی نذر عباد و جم کرد
یعنی از خوی غلامی ز سگان پست تر است
من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد
آدم که در اصل هستی و بودن خودش معلم ملائکه بود، خدا مگر نگفت ای آدم اسمائی که به تو آموختم به این‌ها آموزش بده، فرزند او را زاغی معلمی کرد، کلاغی یاد داد جسد برادر مقتولت را نگذار روی خاک بماند ببر زیر خاک پنهان کن، جنایتت را بپوشان. واقعا فاجعه است، که آدمی با اندک ثروت و موقعیتی که به آن می‌رسد خیال می‌کند که خیلی بزرگ شده است، یک چیزی شده غافل از اینکه متورم شده نه چاق، متوهم شده نه متفکر، سرگردان است نه صاحب سامان، به آسایش رسیده چون خوب پول خرج می‌کند، همه چیز دارد نه به آرامش. نظر به منِ طبیعی حجاب شهود منِ واقعی آدم است.
خویشتن نشناخت مسکین آدمی
از فزونی آمد و شد در کمی
خویشتن را آدمی ارزان فروخت
بود اطلس، خویش بر دلقی بدوخت - به پایین‌ترین چیز ممکن خودش را فروخت.
این چند شب چه قدر فریاد زدید یا اباعبدا...، خیلی به دلتان چسبید؟ ابا یعنی پدر، عبد یعنی بنده، آن بنده‌ ای که به حقیقت بنده خدا است، شما هر شب اگر بنده باشید پدرتان را صدا می‌کنید. یا اباعبدا...، ابا عبدا... پدر تمام بنده‌های خالص خداوند است، از او بهره ببرید.
در ایامی که جنگ بود، خیلی از دوستان با من تماس گرفتند و به شدت می ترسیدند، تنها چیزی که به آن ها گفتم؛ هر وقت آن سکینه ی قلب، دل، شروع به تکان خوردن کرد و شما را آشفته می کند اجازه ندهید زیاد شود، صلوات بفرستید و چقدر آدم ها از صلوات بهره بردند، تا روزی که زنده هستید هر وقت ترسیدید، هر وقت خیلی عصبانی شدید، ممکن است یک حرکت نامناسب از شما سر بزند بلافاصله با ذکر صلوات خودتان را آرامش بدهید. خودتان را به یک نقطه ای برسانید که آرام بشوید و زمین بنشینید آن وقت می بیند که ذکر صلوات چقدر شما را آرامش می بخشد.
یادتان می آید خیلی سال پیش گفتم هرجا که بودید دعای فرج که شروع میشود بلند شوید مثلا حرم اما رضا وقتی که دعای فرج میخواندند من یک بار علی الخصوص خیلی دقیق نگاه میکردم پچه های گروه ما که تقریبا تجمعی داشتند همه پاشدند و ایستادند و بعد من نگاه کردم دیدم که یک عده ای این ور و آن ور هی این هارو نگاه میکنند و پاشدند ایستادند .من بعضی چیزهارو نمیخواهم واجب اعلام کنم ولی بهش حرمت میگویم بهش میگویم احترام وقتی که اذان و اقامه شروع میشود اذان که شروع میشود دعوت نامه است من تمنا میکنم اینجا نه در خیابون در تاکسی در اتوبوس هر جا که هستی توی مهمانی به دعوت نامه خدا با سکوتی محترمانه پاسخ بده و به دنبالش بلند شو برای نماز بعد از اذان ، اقامه میخوانیم ما یعنی یک بار دیگر میخوانیم و در انتها قد قامت الصلاة میگوییم یعنی دعوت به این که هر کسی هم که هنوز نجنبیده است بجنبد اما یادمان باشد اقامه را که شروع میکنیم همه بایستیم شما در خانه خودتان وقتی که نماز شروع میکنید در هنگام اذان و اقامه راه میروید؟ نه درهنگام اذان اقامه اگر کمر درد و پا درد ندارید و میتوانید بایستید می نشینید؟ نه همه چیکار میکنید می ایستید نماز را شروع میکنید اذان و اقامه را میگویید و بعد نمازتان را شروع میکنید در هرجا که هستید این را رعایت کنید بگذارید حتی مردمی که شما رامی بینند برایشان سوال بشود و پرسش کنند، چون حتی ما گفتگو هایی داریم که میگویند وقتی گفتند قد قامت الصلاة دعوت به نماز است باید همه بایستند ما اگر محترم تر رفتار کنیم بد است؟ هیچ چیزی را ما نقض نکرده ایم اگر وقتی که خدا دعوتمون میکند از ابتدای دعوت بگوییم بله خدا یکی از دوستان من را حفظ کند همیشه وقتی اذان میگفتند می نشست پای نیمکت من میدیدم که میخواهد چیکار کند به محض اینکه میگفت حی الصلاة نمی دانید عین فشنگ بلند می شد میدوید میگفت داشتم گوش میکردم شهادتینم را میگفتم یاد میگرفتم اما وقتی میگوید حی الصلاة دیگر باید برای نماز بدوم به سوی نماز بشتابم .تمنا میکنم نه اینجا همه جا رعایت کنید در حسینه که حتما ! اگر دوستی عزیزی از در این حسینه ،آمد ببیند که چه قدر نمازگزاران محترمانه با مسئله برخورد میکنند.

تمام حقوق این سایت ، برای گروه تحقیقاتی مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف محفوظ است.