تعمقی دوباره بر سوره مومنون بخش یازدهم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: تعمقی دوباره بر سوره مومنون
- بازدید: 4
-
بسم الله الرحمن الرحیم
در آیات قبل گفتگو از این بود که از آنها می پرسند این ها که آفریده شده و اتفاق هایی که افتاده از آن کیست می گویند از آن خداست ولی باز هم رو به خداوند نمی آورند هر دلیلی می تراشند که دور باشند
بَلْ أَتَیْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿٩٠﴾
بلکه حق را برایشان آوردیم و بی تردید آنان دروغگویند
یعنی بالاترین چیز یعنی حق را برایشان آوردیم اما آنها دروغگو هستند یعنی نمی خواهند زیر بار حق بروند و متاسفانه از این قسم آدم ها این روزها خیلی زیاد است حق را می شنود و می فهمد که حق است و یکی از دلایلی که عذاب بر بعضی آدم ها برای همین است آنهایی که حق را درک می کنند و بعد انکار می کنند دیگر اجل شان رسیده یعنی دیگر وقتی نمانده است که بتوانند جبران کنند در نتیجه به یک جایی گرفتار می شوند که نگفتنی است
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ کُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿٩١﴾
خداوند فرزندی نگرفته است و با او معبود دیگری نیست؛ وگرنه هر خدایی آنچه آفریده با خود میبرد
و برخی بر برخی دیگر برتری می جستند منزه است خدا از آنچه وصف می کنند
خانواده یک پدر و یک مادر است ده تا نیست اما یکی به یک روش می خواهد تربیت کند آن یکی به یک روش دیگر.
آخر سر باید ببینیم این بچه چه چیزی از آب در می آید حالا تصور کنید خلقتی با این عظمت ۲ یا ۳ تا خدا می خواست داشته باشد مگر امکان پذیر بود هر کدام بر دیگری می خواستند سبقت بگیرند و یک کار جدید تر بکنند
عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿٩٢﴾
دانای نهان و آشکار است برتر است از آنچه با او شریک کنند
هم نهان و هم آشکار را می داند این از یک جهت خوب است که من همیشه فکر می کنم که خدایا تو خوب می دانی من چطوری فکر می کنم و آدم ها را چطوری دوست دارم من با هیچکس دورویی ندارم از این بابت خوشحال می شوم چون نهانم را می خواند اما اگر یک وقت یک چیزی آن بغل قائم کنم که کسی نفهمد خب او هم می فهمد آن موقع آبروی آدم می رود دانای نهان و آشکار هر چیزی در دنیاست از اندیشه ها و تفکرات و خواسته هایمان و از هر آنچه که می فهمیم بد است ولی در نهان پنهانش می کنیم و می خواهیم بالاتر است از آن که کسی را با او شریک کنند دو تا باشند هر کدام راه خودشان را می خواهند بروند
قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِیَنِّی مَا یُوعَدُونَ ﴿٩٣﴾
بارالها هر آنچه به آنها وعده داده می شود به من بنما
خداوند به خوب ها وعده پاداش داده است و به بدکاران وعده عذاب، منخوب هایش را دوست دارم ببینم ولی بدهایش را می ترسم بخواهم چون به قدر کافی در این دنیا دارم می بینیم آنهایی که بدی می کنند انتهای کارشان به کجا می رسد خیلی باید حواس مان را جمع کنیم برای رضای خدا هر جایی پایتان را نگذارید نروید خداوند کسانی که می آیند و در تقدیراتش می خواهند دخالت کنند را نمی بخشد، جادوگرها دعا و طلسم نویس ها این جایگاهشان جهنم است اما خدا نیامرزد کسانی که به این ها رجوع می کند می گوید گرفتارم، گرفتاری برو پیش خدا حرم امام رضا(ع)، کربلا، و برخی بر برخی دیگر برتری می جستند نوادگان آقا موسی بن جعفر(ع) که تو مملکت ما کم هم نیستند، تو راه شمال قدم به قدمامامزاده است برو تو یکی از این ها بست بنشین بگو از این جا بیرون نمی روم جوابم را بدهید من جز شما کسی را ندارم این را بدانید آنها هم کاره ای نیستندچیزی که از آنها می خواهید از هفت تا نوادگان موسی بن جعفر(ع)، امامرضا(ع)، حتی امیرالمؤمنین(ع)، باید بگویید شما بزرگید نزد خدا آبرو دارید شفاعت من را نزد خدا بکنید اگر شما بخواهید به شما نه نمی گویند شما برای من بخواه، نه حتی بگویی یا امیرالمؤمنین(ع) حاجت من را بده باز هم که شرک آوردی و برای خدا شریک گرفتی! نه نداریم
رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿٩٤﴾
بار خدایا مرا با قوم ستمکار قرار مده
وَإِنَّا عَلَى أَنْ نُرِیَکَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿٩٥﴾
و البته قادریم آنچه به آنها وعده میدهیم نشانت دهیم
خداوند بر هر امری که تقاضا کنید قادر است
ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَصِفُونَ ﴿٩٦﴾
بدی را به طریقی نیکوتر دفع کن ما به آنچه وصف می کنند داناتریم
بدی را با بدی دفع نکنید بدی را به یک طریق بهتر و خوب تر و نیک تری دفع کنید نگذارید برای شما بدی بنویسند، حرف و سخن میان مردم زیاد است . چه بسیار خانواده هایی که رفت و آمدهای بزرگ داشتند ، دائمی داشتند به یاد دارم قبل از انقلاب من مجرد بودم به خاطر مسئله ی انقلاب و آمدن آقای خمینی و برداشته شدن سلطنت شاهی چه جر و بحث هایی شد ، چه دلخوری هایی شد ، بابا بس است نه توکاره ای هستی نه من ! الان دوباره ما با همان جریانات برگشتیم اسفبارتر! چون عقلاً آنموقع یک حُسن خیلی بزرگی که داشت این بود که موبایل نبود که اخبار به دست مردم برسانند آنور دنیا چه می گویند اینور دنیا چه می گویند الان آنها هم هست بس است دیگر همه چیز را همه کس داند یک کس نداند چرا همه مفسر سیاسی هستند من نمی فهمم ! آنوقت خیلی جالب است اگر با آنها کلنجار بروی مفسر دینی هم میشوند من نمیدانم چرا همه مفسر دینی هستند امروزبرنامه سمت خدا را نگاه می کردم من آنقدر گردنم درد می کرد چون سرم زیادی به خواندن و نوشتن خم بود حاجآقا نظافت صحبت می کرد فقط گوش میکردم می گفت بابا هر کسی تو هر کاری نمی تواند سر ببرد تو الان دانشمند هسته ای هستی که راجع به مسائل هسته ای نظر می دهی ! نه ، هوا فضایی ! نه ، عالم دینی هستی ! نه ، عالم دینی سالها زحمت می کشد سالها کار می کند شما حتی به عنوان یک معلم نمی توانید تو کار یک معلم دخالت کنید آنوقت می رویم تو کار خدا هم دخالت میکنیم تو را به خدا مواظب باشید این دو آیه را حفظ کنید
وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ﴿٩٧﴾
و بگو: پروردگارا! از وسوسه های شیطان ها به تو پناه می آورم
وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ ﴿٩٨﴾
و پروردگارا! به تو پناه می آورم از اینکه [شیطان ها] نزد من حاضر شوند
همین الان که ما اینجا نشسته ایم یک عدّه ای هستند که من و شما نمی بینیم می خواهند از اینجا استفاده کنند اگر بتوانند به هم می ریزند امّا اگر نتوانند فرار میکنند به ماجراها خوب دقّت کنید تا آنگاه که مرگ یکیشان فرا رسد گوید پروردگارا مرا بازگردانید آنهایی که کارهای زشت کردند وقت مرگشان که میرسد جن و انس فرقی نمی کند
حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴾٩٩می گوید خدایا مرا برگردان ، برگردان جبران کنم ولی دیگر جبرانی وجود نخواهد داشت