Logo

تعمقی دوباره بر سوره مومنون بخش هشتم

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در آیات قبل در سوره مؤمنون سخن از کسانی است که تابعیت نمی کنند در نیکی ها شتاب نمی‌کنند یا بعضی ها قصور می کنند و الی آخر اما بر عکس آن هم وجود دارد کسانی که در نیکی ها در حرکتند و بر هم سبقت می گیرند و چه قدر این بحث مسابقه در دنیا که جدیدا از آقایان در تلویزیون هم زیاد می شنوم که با همدیگر مسابقه بدهید چرا همیشه به این مسابقه می دهیم که یخچال بزرگ تر فرش دستباف و کهنه و نو و الی آخر بخریم بیاییم در کارهای خوب مسابقه بدهیم آن هم نه برای فخر فروشی بلکه برای نیکی کردن در دنیا حتی به قیمت این که باغچه خانه یتان را اگر اجازه دارید سبزی بکارید به همسایه ها سبزی بدهید می دانید سبزی و زنده بودن گیاه چه قدر برای شما نیکی و خیلی چیزهای دیگر جذب می کند، در گذشته که خودم رانندگی می کردم معمولا شکلات یا یک چیزهای خوراکی در ماشین می گذاشتم چون بچه هایی که می آمدند و می خواستند گدایی کنند دوست نداشتم به این ها پول بدهم برای این که بزرگ تر ها پول این ها را می گرفتند و می گذاشتند تو این ماجرا بمانند ولی دوست نداشتم دستی که جلوی شیشه می آید را خالی برگرداند شکلات یا خوراکی که داشتم توی دستش می گذاشتم بیایید مسابقه بدهیم و سبقت بگیریم
در آیه ۶۲ خداوند فرموده کسی را جز به توانش تکلیف نمی کنیم اتفاقا این زمینه گفتگویی با یکی از دوستان بود که خداوند امر کرده نماز را ايستاده بخوانید اگر نشستی و خواندی نماز نخواندی بازی کردی اما اگر یکی مثل من که اگر چند ثانیه بخواهد سر پا بایستد یعنی سوره حمد را به نصفه نمی تواند ببرد مضاعف بر این که دیگر برای رکوع و سجده دولا نمی توانم بشوم چون در حالتی ممکن است با سر روی زمین بروم بر من حرجی نیست می نشینم و می خوانم چون خدا هر کسی را به اندازه بیشتر توانش تکلیف نمی کند. نزد ما کتابی است که حق را می گوید به ایشان ستم نمی رود اگر شما با قرآن آشنا بشوید می بینید جزء به جزء آیات راه برای شما باز می کند این جا گیر کردی نایست اصلا دنبال کسی نگرد که بپرسی اگر نفهمیدی بپرس ولی ما دائم دنبال کسی هستیم که به ما راهبرد در زندگی مان بدهد راهبرد از چه کسی می خواهی بگیری که دانای کل باشد
بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِنْ دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ ﴿۶۳﴾
که دل های آنان از این غافل است آنان کارهایی جز این دارند که مرتکب می شوند
دل های ذکر کننده به خدا اهل نماز و دیانت همیشه پند پذیر است و خیلی سریع پند را می پذیرد اما کسانی که دل هایشان غرق در تجملات زندگی است و دل هایشان لجوج و کافر است در آن چه که هستند لجاجت می کنند این ها از نامه اعمال و روز حسابشان غافل و بی خبر هستند مثل آب فراوانی که در آن غرق می شوند غفلت ها انسان را غرق می کند دقت کنید از صبح تا غروب یک روزتان را ببینید و حساب کنید و بنویسید چند مورد غفلت داشتید خودتان با طرز عجیبی شگفت زده می شوید دل های آنان غافل است از این که کتابی است که حق در آن فرستاده شده است و به هیچ کس ستم نمی شود هیچ کس را در شرایط سخت نمی گذارد، بسیار اتفاق افتاده آقایانی ازدواج کرده اند و در ازدواج اولشان همسرشان دچار نقیصه های سخت شده است خب زنی که با هزار امید به این خانه آمده است به خیابان بفرستد؟ نمی شود خب مردی که به هزار امید ازدواج کرده و انتظار دارد که از زنی بهره مند شود او چه کار کند؟ برای او هم راه گذاشته است اما آیه در قرآن داریم می گوید می توانید ازدواج مجدد داشته باشید اما خداوند در درون تو یک دانه قلب برای دوست داشتن گذاشته‌ است مراقب خودت باش که پایت را جایی نگذاری که در حق کسی ستم کنی یکی را کمتر از دیگری بخواهی پس می بینید خداوند هر چیزی را در جای خودش تعیین و گفتگو کرده است، آنان کارهایی جز این دارند که مرتکب می شوند به مسائل دنیا و آن چیزی که فکر می کنند در دنیا برایشان خوب است می پردازند اما متاسفانه این ها در دنیا دست و پایشان را می گیرد و در آخرت به هیچ و پوچ آنان را می رساند
حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ ﴿۶۴﴾
تا این که عیاشان آنها را به عذاب گرفتیم که زاری می کردند
بالاخره یک جایی می آید که آنهایی که در غفلت و تباهی غوطه می خورند باید یک جایی دم شان را گرفت، مرد یا زنی که در دنیا فقط به کارهایی زشت و خلاف می پردازد آیا نباید او را گرفت؟ تا یک جایی هدایت می کنند از یک جایی می گیرند باز هم اجازه بدهیم که افراد دیگر را در دنیا آزار بدهند؟ در زندان های اسرائیل برای زندانی هایی که از غزه یا لبنان گرفتند خبرنگار ها گفته اند که حتی اعمال زور جنسی شده است! جنگ است شما اسارت گرفتید اما یک قواعدی دارد این ها را به نظر شما چه کار کنند؟ در برنامه سمت خدا آقایی خیلی زیبا راجع به آیت ا... حق شناس صحبت می کرد می گفت ایشان ۲۰ سال تمام در هر مجلس و گفتگویی که داشت یک توصیه به مردم می کرد، برای من خیلی جالب بود می گفت بروید سرگذشت مسلمانان در اندلس را بخوانید ایشان به طور مختصر و مفید راجع به آن صحبت کرد مسلمان هایی که آن جا بودند چه طوری به یک نقطه ای رسیدند که خودشان بخواهند مسجدشان را آتش بزنند و قرآن هایشان را بسوزانند، این ها مطالبی است که امروز ما باید بدانیم ما نسلی هستیم که انتخاب شدیم زیر بنای نسل آینده را درست بنا کنیم و محکم کنیم نمی توانیم بگوییم به ما ربطی ندارد، خب چه قدر وظیفه داریم؟ حداقل اش این است که می روم این را می خوانم یک جزوه کوچک می کنم می آورم به همه می دهم، این قصه ها و جریانات وجود دارد فقط باید به آن توجه کنیم.
بله در مملکت ما هم آن که مسجد آتش زد را گرفتند وقتی او را گرفتند دست و پا می زد که غلط کردم و نمی دانستم آیا می شود با همین دلیل او را رها کرد؟ آن که مدارس و بیمارستان ها و ... را آتش زد؟
لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُمْ مِنَّا لَا تُنْصَرُونَ ﴿۶۵﴾
امروز زاری نکنید که شما از ما یاری نمی بینید
خداوند می گوید امروز وقت زاری کردنتان نیست، تمام شد شما از ما یاری نمی بینید
قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنْكِصُونَ ﴿۶۶﴾
همانا آیات من بر شما خوانده می‌شد و شما به عقب برمی گشتید
دیدید بعضی ها وقتی قرآن یا کلامی از اهل‌ بيت خوانده می شود چه کار می کنند؟ با یک حالت ناخوشایندی نگاه می کند و برمی گردد بعضی ها وقیح تر هستند عذر می خواهم یک خاک تو سری هم به آن ها می گویند فراوان هستند کم نیستند. یعنی می خواستید بگویید ما با شما همراه نیستیم و مثل شما نیستیم خیلی خب چه اشکالی دارد!
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ ﴿۶۷﴾
متکبرانه در شب نشینی خود از آن بد می گفتید
متکبرانه در شب نشینی خود از آن بد می‌گفتید. در مهمانی هایتان چقدر از این حرفها شنیده اید ؟ من الحمدلله دیگر مهمانی نمی دهم که آدمی شرکت کند که بخواهد شِر و وِر بگوید ، دیگر دعوت نمی کنم در حالی که بسیار مهمان دوستم بر فرض نشستم و هیچی هم حاضر ندارم کسی در خانه ام می زند می آید داخل از صمیم قلب خوشحال می شوم نه تنها از دیدن فرد خوشحال می شوم بلکه به این دلیل خوشحال می شوم که می دانم امروز خدا به من منت گذشته برکت فرستاده ، مهمان برکت است ! بعد خیلی هم جالب است خدا عنایت می کند مهمانی که برکت می آورد وقتی از خانه من می رود اگر در خانه ی من سختی و بدی باشد آن را با خودش می برد در کوچه ها می اندازد امّا دیگر از آن مهمانی‌ها خبری نیست مگر مثل شماها را دعوت کنم که حالا الحمدلله جنگ و این قصّه ها مانع کارم می شود از آنطرف هم متاسفانه توانش را ندارم مگر اینکه برای انجام این کار به من کمک بدهند ولی باز هم مشتری هستم ، باز هم دوست دارم این کارها را بکنم
بچّه شیطان ها کوچولو و ریزه میزه گاهی اوقات توی جمع ها دو سه تا از این کارها را می‌کنند از دست شما می گیرند و زمین می اندازند که جمع را یه جوری به هم بزنند یادتان باشد هر کجا بودید همچین اتفاقی افتاد بلافاصله یک صلوات بگیرید حساب کار دستشان می آید فرار می کنند اینم کلید امروز
در میهمانی‌ها وقتی دورهم جمع میشوید پای سخن برای این که از دین بد بگویند از پیغمبر بد بگویند امروز در برنامه ای دیدم پدر و یک پسر کاملا مخالف پیغمبر و چه ها که نکردند و پسردیگر به همراه خواهر ومادرشان برعکس شما در مهمانی‌های که دور هم جمع می‌شوید اگر دارند راجع به این جور صحبت ها صحبت می کنند گوش شنوا قرار ندهید حداقلش این است دیگر هیچی نگویی چون می ترسی روابطتان به هم بخورد نکنید اِل شود بِل شود خیل خُب گوشهایت را از این محفل بیرون ببر نمی شود !
متکبرانه در شب نشینی خود از آن بد می‌گفتید
أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٦٨﴾
آیا در این سخن نیندیشیدند ؟ یا چیزی برایشان آمده که برای نیاکانشان نیامده
کلام قرآن کلامی ایست که در تمام ادیان پیشین ، در تمامی پیامبران پیشین ، ما نداریم پیغمبری بیاید و مردم را به خداپرستی دعوت نکند یعنی اساس هر دینی با دین دیگر یکیست ، می گوید برای نیاکان اینها نیامده چیزهایی که پیغمبر الان می گوید ، مگر الان پیغمبر چه می گوید ! آیا چیزی که الان پیغمبر می گوید همان چیزی نیست که برای نیاکان شما هم آمده ! پس چرا به آن توجه نمی کنی ؟
أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ ﴿٦٩﴾
یا پیامبرشان را نشناخته اند که انکارش می کنند یا می‌گویند او جنون دارد نه ، بلکه او حق را آورده‌ بیشترشان حق را خوش ندارند و اگر حق تابع امیالشان می شد آسمانها و زمین و هر که در آنهاست تباه می شد اگر آن چیزی که من و تو می‌ خواهیم و نمی دانیم که اصلا به صلاح است یا به صلاح نیست خدا قرار بود تابع میل ما باشد همه چیز تباه می شد ازجمله ، هنگام رانندگی طرف پیچیده جلویت عصبانی می شوی ، خیلی هم ترسیدی ولی می گویی الهی بمیری ، مُرده شور ببردت ، میل تو چی بود ؟ مُردن او ، میل تو چی بود ؟ که مُرده شور او را به غسالخانه ببرد اگر همه رانندگان هنگام رانندگی هر کدام یه دانه میل اینجوری می داشتند ببین چقدر آدم راننده می‌ مُرد ! بد می گویم ! آنوقت کی می خواست من و شما را اینور و آنور ببرد ؟ به یاد دارم تازه راننده شده بودم دانشجو بودم از اتوبان رسالت می‌رفتم به سمت دانشگاه از ژست رانندگی کردن خیلی خوشم می آمد منم به تقلید از رانندگان حرفه ای یک دستم را به لبه شیشه تکیه دادم و با یک دست هم فرمان را گرفتم یه ماشین از کنارم رد شد یک بوق ناجور زد من نترسیدم ولی به ماشین یه حرکت هیجانی دادم راننده ای که ازاین طرفم رد شد یه دوتا فحش که داد هیچی بعد هم گفت مُرده شورببردت شلخته خب برو خانه ات ، من چه گناهی داشتم ! من تازه راننده بودم ، پس خدا اگر می‌خواست به امیال ما توجه کند به آن چیزهایی که ما دائم بر همه می‌ خواهیم ، ما دائم نشستیم همگی می گوییم "مرگ بر آمریکا" "مرگ بر اسراییل" نمی گوییم ؟! اگر قرار باشد همه اسرائیلی ها و آمریکایی ها بمیرند به نظر شما دنیا جای خیلی بهتری می شود ؟ نه ! تازه عواملی که می‌توانند به ما خیر و شر را نشان دهد از بین می رود ، آنوقت تکلیف ما چیست ؟ مگر خودمان عامل شر بشویم ! پس مراقب حرف زدن هایمان باشیم . بچه ها آزار نمی‌دهند ! بچّه ها اذیت نمی کنند ! همگی فرشته اند ؟ به خدا نه ، صبرم تمام می شد ولی یه بار نگفتم ای مرده شور ببردت بچه خودم است مال خودم است ، بمیری خسته شدم من هرگز نگفتم. پس مراقب دهان هایمان باشیم. یک قدری باید قفل و بست هایش را محکم کنیم.
ولی ما پندی برایشان آورده‌ایم امّا آنها از پندشان روی گردانند. خداوند در کتابش در قالب آیاتش سراسر پند است و نصیحت ، ولی اگر من و شما نخوانیم و خوش نداشته باشیم خداوند با ما چکار کند ؟ می گوید من که همه چیز به تو داده بودم خُب می خواستی انجام بدهی مگر غیر از این است ؟ باید یه مقداری مراقب گفتگوهایمان باشیم ، مراقب پاهایمان که کجا می رود ، مراقب دستهایمان که به چی دست می زند ، مراقب چشمهایمان که به کی نگاه می کند به کی چشم و ابرو می آید ، کی و تحقیر می کند امروز با دخترم از راه دور باچشم و ابرو حرف می زدیم مثلا نوه ام نفهمد ، نوه ام آمد پیشم چی گفتی مامانی ! بچّه کوچک این را می فهمد حالا شما در حضور یه عدّه ای برای یکی قیافه میای بقیه نمی فهمن ! مراقب باشید

صحبت از جمع : زمانی که جنگ تمام شد شما فرمودید همه ی ما مثل اینکه یک غدّه ی سرطانی در وجودمان بوده که وقتی جنگ شد و این اتفاقات افتاد این شروع شد به مثلا کوچک شدن و درمان ، اگر میشه کمی بازش کنید منظورچیست ؟
استاد : تومور سرطانی منیّت است ، خود برتر بینی است ، غرور زیاد از حد است ، من کسی هستم و من چیزی دارم ، اینها همه اش مال من است ، کدام سرطانی از این بالاتر! این توی آدم ها رو می خورد ولی ترس شدید باعث میشه شروع می‌کنند از درون بیرون می ریزند می رسد به نقطه ای که می گوید مال هم نمی خواهم ريال طرف وقتی می‌میرد ، در آن دنیا وقتی می خواهند عذابش بکنند می گوید برادرم ، پدرم ، مادرم ، دخترم، پسرم ، زنم همه را بیاورید عوض بدهم من را عذاب نکنید خب اگر ما این غدّه سرطانی را اینجا بیرون بریزیم که خالص و پاک بشویم آنوقت بریم آنطرف دیگه لازم نیست عزیزانمان را فدا کنیم بالعکس با دیدن عزیزانمان می گوییم وعده خدا حق است که فرمود در بهشت در کنار هم بنشینید آب روان از زیر پایتان عبور کند پس کدام غدّه سرطانی بدتر از این !
ادامه صحبت : شما قبول دارید جنگ به مردم آن سرزمین آسیب های خیلی زیادی می زند که اصلا ممکن است تا آخرعمرش بر طرف نشود ، این هم واجب بوده که به ما برسد ؟
استاد : حتما ، یه روزگاری ما ! وقتی واردش بشوم می روم تو بحث سیاسی بعد آنوقت اوقاتتان تلخ می شود من نمی خواهم ورود پیدا کنم ، من همیشه به پشت سرم نگاه می‌کنم اوّل از هر کسی خودم را حساب کتاب می‌کنم.

 

 

 

تمام حقوق این سایت ، برای گروه تحقیقاتی مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف محفوظ است.