تعمقی دوباره بر سوره مومنون بخش ششم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: تعمقی دوباره بر سوره مومنون
- بازدید: 7
-
بسم الله الرحمن الرحیم
مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ﴿٤٣﴾هیچ امتی از اجل خود پیش و پس نمی افتد قصه برای امروز است، این آیات فکر نکنید برای چند قرن پیش است یا چند سال پیش است، برای امروز است به من و شما می گوید، می گوید هیچ امتی از اجل خودش پس و پیش نمی افتد مردنش نه جلو می افتد نه عقب می افتد پس جوش نزنید هر قومی که اجلشان رسید و از دنیا رفتند توبیخ شدند بعد امت بعدی آمدند خداوند پیامبرانش را به دنبال هم برای اینها فرستاد هرگاه پیامبری برای امتی آمد تکذیبش کردند، پس آنها را دنبال هم هلاک نمودیم تکذیب کردن عواقب دارد یک مقداری در نگرش هایمان یک قدری در گفتگوهایمان در نگاهمان به آدمها به ماجراها به گفتگوها دقیق تر بشویم، همینطوری دهان باز نکنیم همه اینها عواقب دارد و عواقبش بی برو برگرد پای ما را می گیرد، ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَىٰ ۖ كُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَسُولُهَا كَذَّبُوهُ ۚ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُمْ بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ ۚ فَبُعْدًا لِقَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٤٤﴾ هرگاه پیامبری برای امتی آمد تکذیبش کردند پس آنها را دنبال هم هلاک نمودیم، برای خدا که کاری ندارد بنده نافرمان هلاک .خدا بنده هایش را نفرستاده روی زمین برای اینکه فقط کارهای غلط بکنند پس آنها را دنبال هم هلاک نمودیم، و آنها را داستانها کردیم، از آنها قصه ساختیم قرآن سراسر قصه است، پس نفرین بر ناباوران وای به حال ما چقدر ما باور نسبت به قرآن داریم؟ خیلی، خیلی زیاد داشتیم هنوزم کم نیستند پس نفرین بر ناباوران خدا به داد برسد خداوند وقتی دیگر نفرین می گوید واقعاً باید ترسید، آن دیگر نفرین من نیست نفرین شما نیست که یکی را نفرین کنیم بگیرد یا نگیرد خداوند می گوید نفرین بر ناباوران، آنهایی که باور نمی کنند نمی خواهند باور کنند، اصلاً نمی خواهند تعقل کنند، نمیخواهند فکر کنند، ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ ﴿٤٥﴾ سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و حجتی آشکار فرستادیم، قصه موسی را همه می دانند در قرآن هم از جمله قصه هایی ست که بسیار در موردش گفتگو شده، خداوند موسی را به سوی فرعون فرستاد از خداوند تقاضا کرد که به او یک یاوری بدهد برادرش هارون را هم همراهش کرد، اینها آمدند با آیات خدا گفتگوهای خدا کلام حضرت حق و حجتی آشکار که آن حجت آشکار چه بود؟ فقط و فقط معجزات عجیب و بزرگی بود که خداوند به موسی کلیم الله داده بود، إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ ﴿٤٦﴾ به سوی فرعون و سران قومش فرستاد خداوند اینها را به سمت فرعون و قوم فرعون که قومی کافر بودند، به سوی فرعون و سران قومش ولی تکبر کردند خداوند اینها را حجتش را فرستاد پیامبرش را فرستاد که آنها را هدایت کند اما آنها تکبر کردند، تکبر چه وقتی اتفاق می افتد؟ زمانی اتفاق می افتد که موضوعی که مطرح می شود حق است درست است، شما می دانید که درست است اما چون نمی خواهید پذیرش کنید کبر می کنید، کبر می کنید که ردش کنید، امان امان امان من در طول زندگی ام با موجودات اینچنینی که بسیار هم معتقد بودند اما مطلبی که پیش آمد چون نمی خواست قبول کند که خطا از ماست کبر کرد، نابود شد، همه چیز نابود شد، کبر نکنید خداوند کبر را دوست ندارد، به سوی فرعون و سران قومش فرستاد موسی و برادرش هارون را ولی تکبر کردند و مردمی برتری طلب بودند پس چه کسانی تکبر می کنند؟ آنهایی که می دانند مطلبی که عنوان شده حق است، ولی نمی خواهد حق را بپذیرد نتیجتاً کبر می کند و شروع می کند به یکسری عناد کردن، حالا چرا نمیخواهد قبول کند؟ برای اینکه این قوم، افراد اینچنینی برتری طلبند نمی خواهند هم پای بقیه آدمها باشند، من بیشتر می فهمم من بهتر می دانم من پولدارترم، من همه چیز را حقش را می فهمم، من من من، مراقب من گفتن هایتان باشید، من دو تا بیست و چهار ساعت خیلی سال پیش تازه از این صلوات شمارها گرفته بودیم، دوتا بیست و چهار ساعت هربار که گفتم من، من می گویم اینکار بکن، من می گم آن کار را بکن، اینها را هی زدم برای در ازای هر من مثل ذکر یکی زدم خودم وحشت کردم چقدر می گویی من!!! چرا همیشه من ؟ چرا ما نیستی؟ من من، آنهایی که زیاد من می کنند برتری طلبند، گفتند فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ ﴿٤٧﴾ آیا به دو انسان مثل خودمان ایمان آوریم؟ آیا می شود از غیر انسان دستور انسانی را قبول کرد؟ وقتی می آید می گوید در نماز تعظیم کن رکوع برو در نماز سجده برو اگر یک موجود غیر انسانی باشد خوب خیلی برایش ساده است اما باید او آدم باشد مثل من مثل شما که ببینیم تعظیم کردنش را ببینیم رکوع رفتنش را ببینیم سجده رفتنش را وقتی می گوید در خوراک اسراف نکن باید آدم باشد آدمی که به شکمش اهمیت می دهد می خواهد بخورد ولی نگاه می کنیم می بینیم اِ خدایی که دستور داده این دستورش را دارد اطاعت می کند، می گوید ما فرستادیم آنها را ولی آنها می گفتند که آیا ما به دو انسان مثل خودمان ایمان بیاوریم درحالیکه قومشان بردگان مایند؟ قوم بنی اسرائیل برده بودند، برده اقوامی که در سلطنت فرعون بودند، نخواستند بپذیرند که انسانی که علی الظاهر تو می گویی برده، ممکن است از لحاظ فهم، شعور، درایت، منطق و خیلی چیزهای دیگر از تو بالاتر باشد، آیا شما خانواده هایی که در فامیل تان فقیرند، ندار هستند، کم درآمد هستند، خانه شما می آیند به میهمانی همان غذایی را می پزید که خانواده هایی که خیلی ثروتمند و خیلی پر جاه و جلال زندگی می کنند همان غذا را می دهید؟ قطعاً نمی کنید، چرا؟ چرا باید تفاوت باشد بین دوتا میهمان که به خانه ما وارد می شود خیلی چیزهاست که ما در زندگی مان رعایت نکردیم و امروز گرفتارش هستیم و لازم است که امروز ببینیمش، اگر امروز نبینیمش اگر حتی امروز برگشت نزنیم اصلاح نکنیم خیلی مصیبت خواهد شد چون می میریم ما به هر حال باید اینها را اصلاح کنیم کجا؟ در عالم برزخ؟ عالم برزخ هر عالمی تا جایی که من میدانم هفت تا عالم را می دانم، هر عالمی خدا می داند که به زمان زمینی ما چقدر سال طول می کشد خوب چقدر می خواهید آنجا تمرین کنید تا این عیوب را برطرف کنید؟ خیلی کار سختی ست، فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ ﴿٤٨﴾ پس آن دو را تکذیب کردند، خوب تکذیب کردند چه اتفاقی افتاد؟ دویدند دنبالشان موسی عصایش را زد زمین دریا دهان باز کرد و اینها به راحتی عبور کردند اینها که وارد دریا شدند دریا دوتکه اش بهم آمد، همه شان هلاک شدند، عن قریب اگر ما هم متوجه شرایط خودمان نباشیم می دانید ما هم هلاک می شویم این یک واقعیت است که باید به آن توجه کرد، وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿٤٩﴾ به موسی کتاب آسمانی دادیم باشد که هدایت یابد، یعنی یک چیزی خداوند به موسی داد که بطور کامل تمام دستورات الهی در آن گنجانده شده بود وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَىٰ رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ ﴿٥٠﴾ ، بعد از آن پسر مریم و مادرش را آیتی ساختیم، قصه حضرت مریم باردار شدنش درحالیکه در معبد زندگی میکرد و بعد بچه ای که شیرخواره درآغوش حضرت مریم در حضور بزرگان معبد شروع به گفتگو کرد که من پیامبری از جانب خدا هستم و همه حیرت کردند اینرا بصورت یک آیه بصورت یک نشانه برای مردم یهود بینی اسرائیل فرستاد خداوند، آن دو را در جای بلند پناه دادیم، که آرامشی و چشمه ساری داشت، جاهای پست آرامش ندارد، جاهای بلند است که خوب ست، جا تهیه می کنید مواظب باشید، منظورم این نیست که بروید طبقه چهارم طبقه دوازدهم، نه ، مکان را خوب نگاه کنید، يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا ۖ إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿٥١﴾ دستور خدا، ای پیامبران از پاکیزه ها بخورید، چیزهایی را بخورید که تمیز است، چیز پاکیزه چه می شود؟ یکی پاکیزگی از اینکه این عنصر شسته شده آشغال بهش نیست، کثیفی بهش نیست، این هیچی، دومی آنچه که می خواهی بخوری از مال حلال بدست آوردی و داری می خوری؟ یا مال مردم است؟ طرف در کوچه دارد رد می شود از خانه مردم یک شاخه درخت آمده بیرون به آن توت آویزان است می کند می گذارد دهانش به او می گویند خانم آقا این از حیاط مردم آمده بیرون درخت توت در کوچه نیست که می گوییم برای شهرداری ست پس مال خودمان است هزینه اش را ما دادیم، می گوید ای بابا می گویند اگر شاخه درختی آمد بیرون از حیاط همسایه آمده بود بیرون خوردن میوه اش حلال است، کی اینرا گفت؟ کی این فتوا را داد بروید بیاوردیش، اگر چنین اتفاقی بیفتد اگر چنین میوه ای باشد از آن صاحب ملک باید اجازه بگیرید بدون اجازه نمی توانید اینکار را بکنید هیچوقت به این فتواهای دم دستی یک گفت، یه جایی شنیدم، یک جایی بودم آنجا می گفتند، اینها را ول کنید اگر حکمی را خواستید حتماً بروید پی اش ببینید این حکم ریشه اش از کجاست؟ آیا از کلام خداست یا نه، اگر کلام خدا نیست اطاعت نکنید چون به قدری دردسر می شود بعداً که نگو و نپرس، ای پیامبران از پاکیزه ها بخورید و کار شایسته کنید که من به آنچه می کنید آگاهم، خداوند به هرچه که ما می کنیم چه اندیشه می کنیم چه عمل می کنیم، همه اش را آگاه است، نمی توانید در پنهان از خداوند دست به یک کاری بزنید یا فکری برای کسی بکنید، فکری برای یک مطلبی بکنید نمیتوانید، وَإِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ﴿٥٢﴾ و این یگانه آئین شماست، کدام آئین؟ اسلام، و این یگانه آئین شماست و من پروردگار شمایم من خدای شمایم، پروردگار، وَ اَنَ رَبُکِم، رب نام دیگری از پروردگاری که خداوند نامش پرورش دهنده است، ما پرورش یافته پروردگاریم، من پروردگار شمایم، پس از من پروا دارید، پروا همان تقواست، پروا یعنی چه؟ یعنی آنچه که او گفته انجام بده، بده، آنچه که گفته انجام نده، نده، خیلی خط باریک است دیگر وقت ندارید هرچه گفته بکن، هرچه گفته نکن، نکن، اما کلام خدا، از داخل سیره اهل بیت، نه اینکه آقای فلانی اینجور گفت خانم فلانی اینجور گفت، اینها را بریزید دور، از من شنیدید؟ اگر از قرآن درآوردم اگر به شما سند دادم بروید ببینید راست می گویم یا دروغ؟ اگر راست بود قبولش کنید اگر راست نبود قبولش نکنید، از هرکسی دیگر، خیلی مراقب باشید روزگار روزگاریست بسیار فشرده