تعمقی دوباره بر سوره مومنون بخش پنجم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: تعمقی دوباره بر سوره مومنون
- بازدید: 12
-
بسم الله الرحمن الرحیم
تا آیه 30 جلسه قبل اشاره داشت خداوند به قوم نوح، ثُمَّ أَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ﴿٣١﴾در این آیه 31 فرمودند آنگاه بعد از آنان نسلی دیگر آوردیم، فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ ۖ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿٣٢﴾از خودشان پیامبری فرستادیم که خدا را بپرستید شما را خدایی جز او نیست، آیا پروا نمی کنید؟ در هر سری خداوند به این نکته اشاره می کند که بشری مثل خودتان را فرستادم برای پیامبری به چه دلیل؟ برای اینکه دستوراتی که ما باید اطاعت کنیم و پیغمبر اطاعت می کند اگر از جنسیت دیگری بود فکر می کردند انسانها که او قادر است و ما قادر نیستیم، اما اینطور نیست، هر بار خداوند اشاره می کند که از خودتان پیغمبری فرستادیم، که به شما آموزش می دهد خدا را بپرستید، اولین قدم، خدا را بپرستید، شما را خدایی جز او نیست، جز خدای بالای سر هیچ خدای دیگری نیست، این را انسان باید باور کند تا به ورطه بدبختی دچار نشود، آیا پروا نمی کنید؟ آیا خودتان را به اصطلاح در این ماجراها نمی خواهید مراقبت کنید؟ آیا باز هم در دنیا دنبال یک کسی می گردید که او را بپرستید که احساس کنید باعث نجات شما می شود درحالیکه حتی خودش را هم نمی تواند نجات بدهد وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَٰذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ﴿٣٣﴾ و اشراف کافر قومش همیشه ثروتمندان و کافرند، کافر قومش که دیدار آخرت را دروغ پنداشتند و در زندگی دنیا آنها را متنعم کردیم گفتند این بشری مثل خود شماست، آنچه می خورید می خورد، آنچه می نوشید می نوشد استدلالشان این بود که این انسانی که بعنوان پیغمبر بر شما نازل شده این مثل خودتان است، باز هم اینها را خداوند از تنعم دنیا همه چیز به آنها داده بود با همه این حرفها گفتند نه، ما این پیغمبر را قبول نداریم، همانی را می خورد که ما می خوریم، همانی را می نوشد که ما می نوشیم، وَلَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ ﴿٣٤﴾و اگر از بشری مثل خود اطاعت کنید در آنصورت زیانکارید، راست هم می گویند اگر آدم از بشری غیر از پیامبر بخواهد اطاعت کند زیانکار می شود، من سالهای اولی که به اصطلاح به این دایره قدم گذاشتم و حرکت کردم دقیقاً این اتفاق برای من افتاد، چون من اصلاً نمی دانستم چه می بینم، من اصلاً نمیدانستم اینها چیست که بر من نازل می شود؟ عوالمی را طی می کردم که هرگز ندیده بودم و در خانواده ما هرگز نه شنیده بودیم و نه دیده بودیم نه کسی راجع به آن حرف زده بود، من نمی فهمیدم افتادم دنبال اینکه ببینم جریان چیست؟ از طریق یکی ازهمکاران خوبم با این آقا آشنا شدم، هر هفته جمکران می رفتند، قم می رفتند، ایشان عالمی داشتند که با ارواح طبقات بعد از دنیا در ارتباط بودند طرف که از دنیا رفته بود و طبقه اش خیلی بالا نبود با آنها در تماس بود و به سهولت از مسائل خانوادگی هر فرد سؤال می کردی یا طرف می پرسید جواب می داد، چرا؟ آن روح می آمد ظاهر می شد حاضر می شد و به ایشان اطلاعات می داد، به مرور یه خورده که پیش رفتیم دیدم اینها با آن تربیت دینی من نمی خواند من چیز دیگری خواندم چیز دیگری یاد گرفتم با من نمی خواند یکباره یکجا به ایشان گفتم نه ما راهمان یکی نیست و از ایشان جدا شدم، نمی خواستم دیگر ادامه بدهم اما نشد، ولی در نهایت پس از آن از خدای متعال درخواست کردم اگر قرار است کار را ادامه بدهم به من راهنمای معصوم بدهید، بله از بشری مثل خودتان همینجوری نمی توانید اطاعت کنید، باید اصول را بلد باشید اهل بیت پیغمبر را بشناسید قرآن را خوب بدانید و آنچه را می گوید اگر با اینها تطابق داشته باشد فردی که مقابل شماست، ما بزرگان علما خیلی داریم، خیلی زیاد در طول قرون آنهایی را که داریم اگر اینها این ویژگی هایشان باهم با اهل بیت با کلام خدا و و و سازگاری داشت مورد تأیید است به جان و دل می پذیریم اما اگر نباشد نمی شود یک موردش هم نباشد نمی شود، یقینا می بایستی بعنوان مثال ایشان یک چیز خیلی عجیبی که می گفت این بود که باید بروید در قبر بخوابید تا به عوالم بالا آشنا شوید من هرچه فکر کردم در هیچکدام از ائمه نشنیده بودم که اگر کسی بخواهد به درجات معرفت به اصطلاح آشنا بشود و بالا بیاید باید برود یک شب در قبر بخوابد ما همچین چیزی را نداشتیم، به مرور آرام آرام فهمیدم که اشتباه است، أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنْتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ ﴿٣٥﴾گفتند اگر از بشری مثل خود اطاعت کنید در آنصورت زیانکارید آیا وعده می دهد که وقتی مردید و خاک و استخوان شدید، زنده بیرون آورده می شوید؟ پیامبران اینچنین می گویند، می گویند ای مردم زندگی همین دنیا نیست امروز شما می میرید جسمتان در خاک می رود و به مرور زمان به خاک تبدیل می شود، اما روزی هست بنام روز محشر، روز قیامت، در آن روز به امر الهی، از خاک بیرون می آیید درحالیکه کامل هستید، زنده هستید برای پاسخگویی، این را ایراد می گرفتند،هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ ﴿٣٦﴾ دور است دور آنچه وعده داده می شوید، می گویند هیهات هیهات قبول نکنید این وعده وعده غلطی ست، إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ﴿٣٧﴾زندگی جز همین زندگی دنیا نیست، عده ای می میریم عده ای زنده می شویم و دیگر زنده نمی شویم، یعنی یک عده ای می میریم یک عده ای به دنیا می آییم و بعد هم دوباره می میریم، دیگر هم زنده نمی شویم می گوید زندگی دنیا یعنی همین،إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وَمَا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ ﴿٣٨﴾ او جز مردی که بر خدا دروغ می بندد نیست، ما او را باور نداریم، این گفتگوها را خوب بشنویم از قرآن چون ما مشابه این گفتگوها در زندگی امروزمان و در گفتگو با معاندین بسیار روبروییم، اگر آماده نباشیم با کلام قرآن زود می بازیم چون پاسخی نداریم بدهیم، حرفی برای گفتن نداریم، آنوقت ان دنیا نمی توانیم مدعی باشیم که من نمی دانستم من بلد نبودم خداوند می گوید مگر برای تو راهنما ندادم ؟ مگر برای تو کتاب ندادم مگر برای تو اصول نفرستادم؟ قَالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ ﴿٣٩﴾گفت پروردگارا مرا تکذیب کردند یاری ام کن، این آخرین حدی است که هر انسانی ظلم و ستم را تحمل می کند، یاد بگیرید خوب دقت می کنید به حرفم؟ در محیط کار در محیط زندگی در زندگی خانوادگی و و و دوست آشنا همسایه تحمل کنید صبر کنید تلاش کنید که آدمهای روبرویتان را عوض کنید، یک جایی دیگر نمی توانید آن موقع است که می گویید خدایا ببین با من چه کرده اند تو مرا یاری کن، نمی گویید خدا بکشدشان، نه، می گویید خدایا ببین چه کردند تو مرا یاری کن، پیغمبر خدا فرمود، گفت پروردگارا مرا تکذیب کردند یاری ام کن،قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نَادِمِينَ ﴿٤٠﴾ فرمود به همین زودی پشیمان می شوند، خیلی زود، وقتی شما به این نقطه می رسید و در این نقطه این حرف را می زنید یعنی تمام تک تک سلولهای بدنتان به شکایت می آید و از خدا یاری می خواهد آن موقع است به شما می گوید به همین زودی اینها پشیمان می شوند از کارهایی که کردند، فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاءً ۚ فَبُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤١﴾آنگاه صیحه آنها را به حق گرفت، یعنی انچه که بر سرشان آمد، حق شان بود نه اینکه به آنها ظلم شده باشد نه اینکه چون شما پیغمبرشان هستید شکایت کردید از من کمک خواستید اینجوری شدند اینها دیگر رسیدند به نقطه ای که دیگر برایشان همه چیز تمام بود آنگاه صیحه آنها را به حق گرفت پس آنها را خاشاک گردانیدیم، خار و خاشاک، پس نفرین بر ستمکاران، شما نفرین نکنید خداوند وقتی می رسید به آن نقطه که از او یاری می خواهید اوست که نفرین می کند و اوست که نفرینش برحق است، ثُمَّ أَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُونًا آخَرِينَ ﴿٤٢﴾آنگاه پس از آنان نسلهای دیگری پدید آوردیم بعد از این گروه خداوند نسلهای دیگری را پدید آورد برایشان، که بتواند ادامه مسیر دنیا را اینها بدهند، این قصه ها در طول زمان از بدو خلقت تا به امروز بارها و بارها اتفاق افتاده، و امروز عجیب جایگاهی را ما داریم مراقب جایگاه خودتان باشید، مراقب باشید که از دست ندهید خیلی چیزها را، حالا ان شاءالله در طول گفتگو راجع به آن حرف خواهم زد که ببینیم چه جور گفتگوهایی چه زمانی چه شکلی چه جور رفتارهایی می بایستی داشته باشیم؟ چطوری باید حرکت کنیم که در این دنیا خسرالدنیا و بعد در آن دنیا و الاخرت نباشیم