پرسش و پاسخ شماره صد و چهل و هفتم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: پرسش و پاسخ
- بازدید: 19
بسم الله الرحمن الرحیم
یک نکته دیگر که می خواهم بگویم این است برای من یک اتفاقی افتاد یک جایی رفتم یک جایی بودم که قبلا هم آن جا خیلی رفتم، یادم آمد از حج تمتع که برگشتم صحبتی که می کردیم، گفتم که این همه سال در مسیر دین رفتم ولی واقعا وقتی رفتم خانه خدا تازه آنجا فهمیدم که خدا را آنجوری که باید نشناخته بودم و چقدر شاکرم که به من اجازه داد بروم و بشناسم. بار دوم که رفتم حج عمره باز آن جا یک سیر عجیبی را طی کردم وقتی برگشتم گفتم وای هیهات این بار دیدم واویلا چقدر سخت است ولی از او خواستم که به این شناخت من کار نداشته باشد با من باشد، در قلب من باشد دیگر از آن به بعد در قلبم با خدا زندگی کردم. بنده همراه داماد و دخترم توفیقی شد مشهد رفتیم، خیلی سنگین بودم، امام رضا (ع) را این همه زیارت رفتم 1 سال یا 2 سال با حاج آقا که زنده بود ماهی یک بارامام رضا (ع) می رفتم نزد امام رضا (ع) خیلی رفتم و کلا من امام رضا (ع) را خیلی دوست دارم و احساس می کنم یک حق پدری به گردنم دارد یک پدری خاص، یک پدری که دست هایش خیلی مهربان است و این بار که رفتم یک جمله عجیبی را شنیدم من را بردند آن قسمتی که ویلچری ها را برای رسیدن به ضریح پایین می برند من را که گذاشتند آنجا، پایین رفتم حالا با شرایط ویژه و خاص آنجا خادمی که پشت سرم بود گفت حاج خانم می توانی یک لحظه بلند شوی؟ این که گفت می توانی بلند شوی فهمیدم که امروز باید ایستاده زیارت کنم، گفتم بله می توانم به هر سختی بود با کمر درد ولی بلند شدم دستم که گذاشتم به ضریح یک صدای بسیار زیبا گفت چرا اینطور آمدی؟ گفتم که چطوری باید می آمدم، چه کم گذاشتم یکی یکی کوله های دلتنگی ام را شمردند آنجا هنوز دلتنگی رها نکردی، اینجا رنجیدی هنوزرها نکردی، در یک فاصله بسیار کوتاه همه را برای من شمردند فرمودند زائری که به دیدن من می آید خودش را ببینم یا کوله هایش را، خجالت کشیدم، به اینها نگفتم چون نمی خواستم که احوالاتشان را خراب کنم، به آقا گفتم؛ آقا جان من را ببخش و کمکم کن من همه را پشت در حرمت می گذارم و می روم، گفتند؛ مطمئنی، می توانی؟ گفتم بله، اگر بمیرم هم می توانم و این کار را انجام دادم. اما چرا به شما این را می گویم، برای اینکه مسیری که پیش رویمان است همه این چیزهایی که با شما همراه است هرکدامش مثل یک کیسه زباله می ماند یکی، 2 تا 10 تا، 50 تا، الان در خیابان می خواهی راه بروی 2 تا کیسه دستت است چهار قدم می روی خسته می شوی، اگر اینها را زمین نگذارید اگر اینها را رها نکنید اصلا نمی توانید بروید، الان که اینجا نشستم نه از کسی دلخورم، نه از کسی اوقاتم تلخ است، نه حب و بغضی دارم نسبت به کسی، هیچ کس، خیلی آزار دیدم نه فکر کنید ندیدم خیلی خیلی زیاد در همه سال ها کار الان نیست ولی الان دیگر ندارم همه را به حرمت آقا علی بن موسی الرضا (ع) آنجا ریختم و آمدم تا دلتان بخواهد خوب هم از من پذیرایی کردند و امروز دیدم که ای خدا چقدر سبک و چقدر آرام هستم در رختخواب دیگر غلت می خورم احساس نمی کنم مثل یک بولدوزر می چرخم واقعا اینجوری حس می کردم احساس می کردم یک چیز خیلی سنگین در رختخواب می چرخد اما الان دیگر احساس نمی کنم. با خودتان بد نکنید با خودتان مهربان باشید دیر نکنید به خصوص شما ها که جوان هستید نگذارید به سن من برسید رها کنید تمام می شود هر چیزی را که رها کنید می رود دیگر بر نمی گردد چون دیگر جرات نمی کند.
صحبت از جمع: درمورد جلسه امروز شما فرمودید با خودتان مهربان باشید، این مهربان باشید امروزه در دنیا به صورت یک رویکرد درمانی استفاده می شود به عنوان شفقت درمانی، افرادی که با خودشان مهربان هستند در زمان زندگی می کنند، شفقت درمانی به همه ی ما می گوید با خودتان مهربان باشید، رنج هایتان را بپذیرید، در لحظه زندگی کنید به این ترتیب نه در گذشته قرار می گیرید و نه در آینده، و انسانی که در لحظه حال باشد هر لحظه خودش را در دامن خدای مهربان می بیند. درارتباط با جلسه گذشته چند نکته درمورد توقع و انتظار بود که دوستان بیان کردند ما 3 کلمه داریم که خوب است همه به آن توجه کنیم، کلمه اول خواسته، کلمه دوم انتظار، کلمه سوم توقع است یادمان باشد خواسته ها نیازهای طبیعی و ضروری هستند مثل اینکه من الان آب می خواهم، یا غذا احتیاج دارم از کسی این را طلب می کنم، انتظارات خواسته های طبیعی است ولی فورس زمانی ندارد، ما می توانیم با زمان خودمان و نفری که تامین نیاز می کند طلب کنیم. اما توقع در واقع خواسته های غیر منطقی است هر خواسته ای که غیر منطقی باشد در باکس توقع می گنجد به همین دلیل است که ما بعضی آدم های روبرویمان را با صفت پرتوقع می خوانیم یعنی چیزهایی را می خواهد یا از عهده من برنمی آید یا میزانش زیاد است بنابراین برای اینکه شاخصی داشته باشیم حواسمان جمع باشد اگر خواسته ها برای ما غیرمنطقی است طلب نکنیم اگر توان دیگران را می بینم رابطه اشان را با خودمان می دانیم و شرایط پاسخ دهی به نیازمان را در آنها مشاهده می کنیم چیزی را طلب کنیم که اولا طبیعی باشد و ثانیا ضروری و فرصت بدهیم برای مرحله دوم نیازهای غیر ضروری ترو دارای زمان را آن هم در شرایطی که خودمان قادر به تامین نیاز نیستیم توقع کنیم.
استاد: ان شاء ا...
در این دو هفته آیا تلاش کردید قرآن را آن طور که خواسته بودیم با آن روبرو بشوید و مطالعه کنید؟
صحبت از جمع: همانطور که فرمودید بهتر است که آدم قرآن را بخواند و مفهوم آن را بفهمد، قرآن دوره ای می خوانم با خودم فکرکردم بهتر است آن را تمام کنم و شیوه ی جدید را شروع کنم.
استاد: شیطان در بحث قرآن خواندن، بغل گوش شما، کجا زمزمه می کند، هیچ ربطی ندارد، از هر جای قران که می خوانی روی آن تفکر کن. از کجا می دانی عمر به تو وقت می دهد این را تمام کنی و دوباره از اول تلاوت قرآن را شروع کنی.
حیف است این کار را انجام بدهید، زمان می گذرد، در آن دنیا از شما می پرسند این آیات چه بود و تو از آن ها چه فهمیدی؟ آن وقت چه می خواهیم بگوییم آبرویمان می رود.
صحبت از جمع: به یک شغل جدید مشغول شدم، تمرکز بالایی می خواهم و 2 یا 3 ساعت وقت می برد در تمام این مدت تمام ذهنم درگیر این کار است و وقتی از سرِکار برمی گردم واقعا فکر می کنم از این دنیا منفک شدم، بعد از آن یاد درگیری ها و مشکلات می افتم، کاش می شد در حین نماز یا تلاوت قرآن اینگونه باشیم.
استاد: بنده به شما این را می گویم، خوب است که تمام دقایق و لحظه های عمرت را آن طور بگذرانی، ما لازم نداریم دائم به خورشت ها و میوه ها و مهمانی های فلان جا مشغول باشیم، اگر بخواهی به آن مشغول بشوی هر کدام 2 دقیقه، یک عمر قورمه سبزی پختم، سبزی آن را می خرم، هنگام خرید فکرهای خوب و درست می کنم، راجع به قرآن خواندن به دوستمان گفتم، هنگام تلاوت قرآن صدای محیط را می شنوی؟ هر کس، هر جا قرآن بخواند اگر گرفتاری نداشته باشم، مثلا گرفتاری این می شود که؛ زیارتی جایی هستیم، نوه ام نزدیک من است، این گرفتاری من می شود، چون پدر و مادرش هستند ولی یکی از دو چشم من برای نوه ام هست، اصلا بچه ی یک آدم دیگر باشد، یک چشم من برای او است، اما اگر این طور نباشم قرآن که تلاوت می شود من فقط قرآن می شنوم بعد آرام آرام صوت آن قاری تبدیل به یک صوت دیگر می شود. امتحان کنید، شما راهی جز این ندارید، زندگی مادی تان را باید تفکیک کنید، بس است دیگر، مگر آدم چند سال می خواهد دنبال لباس بگردد، من لباس می خواهم برای این که هم پوشیده، هم گرم یا خنک، هم وجه ی یک خانم مسلمان را برای من حفظ کند حالا تو 100 تا مغازه بگرد از دست تو رفت، همان اولی پیدا کردی بخر و برو وقت تو برای خودت باشد، من راهی جز این پیدا نکردم.اگر بگوییم یک ذکری داریم که به شما بدهیم آن ذکر را انجام بدهید این مدلی بشوید، اصلا و ابدا نداریم.
سوال: می گویند آقا امام حسین (ع) سفینه النجات است این همان سفینه حضرت نوح (ع) است؟
استاد: در مورد صحبت دوستمان که می گویند آقا امام حسین (ع) سفینه النجات است این همان سفینه حضرت نوح (ع) است می تواند این طور باشد و هیچ ایرادی هم در آن نیست چون حضرت نوح (ع) وقتی کشتی اش را آماده کرد تنها کسانی در آن کشتی سوار شدند که موحد بودند حدود 80 نفر که خاندانش و خودش بودند و اینها همه موحد بودند و بعد از آن کل بشرهایی که روی زمین بودند از بین رفتند چون غرق شدند پس سفینه نجات حضرت نوح (ع) موحدین را نجات داد حالا اگر امام حسین (ع) را هم سفینه نجات بگوییم این کشتی همان کشتی نجات حضرت نوح (ع) است حرف کاملا به جایی است چون امام حسین(ع) روی حرکتش و در انتخاب هایش به نقطه ای رسید که هر چه بود و نبود گذاشت و هیچ کس نمی توانست راجع به آن حرفی بزند چیزی نبود که ایشان تمام نکرده باشد به اتمام نرسانده باشد دقیقا مثل حضرت نوح (ع) که همه چیز را به اتمام رساند حتی پسرش بیرون ماند و ایشان به خاطر کلام پروردگار رفت پس این اصلا غلط نیست و می تواند درست باشد چون نسل آقا امام حسین (ع) و پیامبران در عمل از نسل حضرت نوح (ع) هستند ما همه از نسل حضرت نوح (ع) هستیم اصلا شکی در آن وجود ندارد.
صحبت از جمع: در مورد طول عمر حضرت ولی عصر (عج) اعتراض هست و بحث می کنند که قابلیت ماده و جسم بشر این قابلیت را ندارد که عمر طولانی داشته باشند.
استاد: در مورد عمر امام زمان (عج) اگر جایی شُبه است برای کسانی است که دنبال بهانه ای می گردند که خودشان را از عذاب نجات دهند بعضی ها خیلی متحورانه می گویند که ما هیچ چیز را قبول نداریم اما بعضی ها یک چیزی را ته قلبشان دارند و می دانند که وجود دارد منتهی برای آن که خودشان را از این ورطه نجات دهند و نترسند می گویند چنین چیزی امکان ندارد ولی امکان دارد چون نوح نبی (ع) 2500 سال عمر کرد. من در همان جلسه دوره های عمر نوح نبی(ع) را هم بیان کردم پس این کاملا امکان پذیر است و هیچ بحثی در آن نیست خب قبول ندارید نداشته باش کسی شما را زور نکرده قبول نداشته باشید من قبول دارم او قبول ندارد نداشته باشد چه اشکال دارد . ما هیچ چیزی را که مربوط می شود به حیطه الهی با علم ثابت نمی کنیم، با کدام علم ثابت کنیم ؟ اگر علم الهی داریم بله علم الهی ما می تواند این را برای آنها ثابت کند که ایشان می تواند الان زنده باشد که اصلا نه تنها ایشان زنده است بلکه در میان جوامع مردم می چرخد و با مردم زندگی می کند هر کس بگوید نه، باخت کرده است. پس بنابراین اصلا با این افراد بحث نکنید بگویید تو خودت دچار شک هستی خب دچار شک هستی بالا و پایین بپر تا به نقطه ای برسی ولی در مورد دیگران با آنها بحث نکنید.
ادامه صحبت از جمع: در عالم ذرع خداوند زندگی بعد از عالم ذرع را به همه عرضه کرده و افراد ماموریت خود را در این دنیا تقبل کردند، ما آن جا انتخاب کردیم که در دنیا می خواهیم چه باشیم. بنده یک عقیده ای دارم که واقعه عاشورا برنامه ریزی خدا بوده، خدا چنین پیش آورده که دلایلی وجود داشته باشد که بعد از چندین هزار سال واقعه عاشورا تکرار شود.
استاد: بنده یک بار قبلا درباره عالم ذرع گفتگویی داشتم گفتم روزی که خداوند خواست انسان را بیافریند چیزی که اول آفرید نورش بود مثلا یک دریای بزرگ، یا صحرای بزرگی که بر او غالب است مشتی نور را پرتاب کند. نور همه انسان ها از بدو خلقت تا روزی که دنیا برقرار است و روز قیامت که می رسد در آن زمان پخش شد. بعضی از این نورها به محض آمدن در آنجا بسیار پرنور شدند آنهایی که خیلی پرنور شدند از آنها پیامبران و اولیا در آمد و آنهایی که کم نورتر بودند درجه بندی شدند و بعضی ها هم بی نور بودند چرا ؟ شما می گویید که ما آنجا انتخاب کردیم که در دنیا می خواهیم چه باشیم .کبودر آهنگی یکی از عرفای بزرگ همدان می گوید؛ ما از جهان عالم ذرع تا زمین 136هزار عالم طی کردیم باور کردنی است ؟ من می گویم باور کردنی است لایه لایه گذر کردیم بعد در هر لایه ای هم انتخاب می کردیم که چه کاره باشیم حالا در آن لایه ها چه می کردیم ؟ قطعا زندگی هایی بود یک چیزهایی بود که من هم نمی دانم، اما قبل از دنیا را دیدم اعلام می کردند که می خواهی چه کاره باشی ؟ من اصلا در بخش مقاله های دل نوشته ها دارم بروید وببینید، مثل یک سن تئاترشکل های مختلف زندگی ها را ارائه می کردند شما می گفتید من آن را می خواهم همانند تئاتر که همه هنرپیشه ها این پایین نشستند و اینهایی که این بالا ارائه می کردند و می گفتند ما این و این ... را می خواهیم و هر کسی یکی را انتخاب می کرد بله همین طور است امام حسین (ع) انتخاب کرد آن نقش را بردارد آن وظیفه را قبول کند اما در ماهیت امر هیچ تفاوتی ندارد یعنی ایشان اگر خودش انتخاب کرد که این طور باشد در این که چنین عذاب و زجرهایی را تحمل کرده هیچ تفاوتی نمی کند خودش انتخاب کرده بود که این نقش را ارائه کند ولی آیا زجرها را تحمل نکرد؟ کرد پس این که ما بگوییم خب امام حسین (ع) خودش این انتخاب را کرده بود معنی این حرف چیست ؟ یعنی برای او غصه نخوریم یعنی برای او عزاداری نکنیم؟ چون از این گفتگوها خیلی به گوش من رسیده است، معنی آن این نیست.
ادامه صحبت از جمع: امام حسین (ع) سختی ها را که تحمل کردند و درد کشیدند و تحمل این دردها برای ایشان شیرین بود.
استاد: به یک نکته توجه کنید ما می خواهیم به این برسیم که آقا قربان شما بروم می دانم سختی داشتی ولی به حکم الهی آن دردها را نفهمیدی، تو آن زجرها را حس نکردی، نه این طور نیست .
صحبت از جمع : آیه قرآن می فرماید که در صحنه عالم ذرع خداوند فرمود اَلَستَ بِربِّکُم آنها هم عرض کردند قالوا بلی، یعنی حضرت حسین (ع) به خداوند عرضه داشت که تو پروردگار من هستی ما هم همین را عرضه داشتیم امیرالمومنین (ع) و حضرت رسول (ص) هم همه این عرضه را داشتند. نکته این است که آنها در این قالوا بلی پایمردی کردند ما هم اگر پایمردی کنیم ممکن است اتفاقات عجیبی برای ما بیفتد. زیبا نبود که حضرت حسین (ع) زنده می ماند و آدم ها به او متمسک می شدند و این طور نجات پیدا می کردند ؟ این حکیمانه است که خداوند صحنه را طوری بچیند که عزیزش به خاک و خون کشیده شود تا انسان ها به او متمسک شوند به نظر من این حکیمانه نیست . خداوند وقتی آدم و حوا را نازل کرد گفت افرادی را به سمت شما می فرستم اگر از آنها پیروی کنید رستگارید اگر پیروی نکنید دچار گرفتاری می شوید. انسان ها از فرستادگان پروردگار پیروی نکردند فرستادگان پروردگار در قالوا بلی خود راسخ بودند برای آنها اتفاقات سختی در این دنیا افتاد. ما بعد از قرن ها به این دنیا آمدیم چون قالوا بلی را گفتیم و در فطرت ما هست می دانیم که او شخص راسخی بوده و قالوا بلی را گفته به او تمسک می جوییم ولی زیبا بود که الان حضرت حجت (عج) به خاطر آن که همه آبا و اجدادش به شهادت رسیدند در غیبت نباشد . ما اگر بخواهیم به این شکل نگاه کنیم یعنی همه را بری می کنیم که صحنه ای چیده شد و همه آنها آمدند این کار را کردند . اگر همه آن ذرات به قالوا بلی خودشان راسخ بودند چنین اتفاقاتی نمی افتاد، زمین هم آدم و حوا و همه آدم هایی که آمدند از آنها تبعیت می کردند قابیل هابیل را نمی کشت و مثل بهشت برین بود انسان ها به واسطه آن که شیطان آنها را فریب داد این زمین را به فساد کشیدند و تا زمانی که این زمین از فساد پر می شود و حضرت حجت (عج) به واسطه اذن پرودرگار می آید و این را خالی می کند .
یک نکته هم در مورد حضرت مهدی (عج) بگویم کسی که از ما می پرسد حضرت مهدی زنده نیست و قاعدتا به قرآن و تشیع هم ممکن است اعتقاد نداشته باشد و اصلا حضرت نوح (ع) را هم نپذیرفته باشد که ما بخواهیم برایش برهان بیاوریم . حضرت مهدی (عج) حی است و مولا است و امام است اگر کسی واقعا سوال دارد اگر از شما سوال می کند اگر ایشان واقعا حی است وکیل و وصی نمی خواهد شما از خودشان سوال کنید سن حضرت مهدی (عج) حجت خدا بر روی زمین است مگر نمی گوید نیست ؟ بگو برو از خودش سوال کن اما اگر به هر گونه جواب تو را داد به خداوند ایمان بیاور چون این حجت است معجزه پروردگار بر روی زمین بعد از قرآن، قرآنی در وجود انسان به نام حضرت مهدی (عج) است و ایشان می تواند خودش از سن خود دفاع کند اگر کسی سائل باشد به عبارتی در قرآن فرموده؛ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ، اگر خواهنده ای، سوال کننده ای نزد تو آمد او را از خودت نران کسی به این قاعده به حضرت مهدی (عج) عرض کند یا بن رسول الله من به قاعده وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ، آمدم خدمت شما و شما به من بگو که شما زنده هستی اصلا حی هستی یا خیالی؟ ایشان جواب این شخص را خواهد داد.
استاد : آخرین کلام را خدمتتان می گویم، من کاری ندارم شما چطور فکر می کنید من با هیچ کسی وارد هیچ گونه بحثی نمی شوم به قدری زمان تنگ است آن هایی که جهت خلاف حکم پروردگارند یک سو، آنهایی که در جهت حکم پروردگارند یک سو. الان همین طوری یک عده واقعا این طور و یک عده واقعا آن طورهستند اما این وسط یک عده پر هستند برای خودشان پشتک می زنند از اینجا و آنجا می گویند سوال می کنند من هنوز نتیجه ندیدم و من هنوز نمی دانم من باید بفهمم . خودتان را اسیر به چنین مواردی نکنید چون بلافاصله زمانش که می رسد اینها یا کاملا به نقطه رسیدند آن بالا هستند و یا کاملا نرسیدند پایین هستند مواظب باشید این وسط نباشید خیلی هم با مردم گفتگو و مجادله نکنید چون به شدت از جانب اسراییل که مرکز جادوها و طلسم های عجیب و غریب است بعد وقتی هم ارسال می شود من که کمی مشکل دارم به کمرم می خورد و کمرم درد می گیرد اما آن که در درونش کجی و خرابی وجود دارد به داخل می رود و مصیبت عظمی برای او به وجود می آورد مگر دیگر رهایش می کند ؟ سعی کنید از نمازتان غافل نشوید سعی کنید از تلاوت قرآن غافل نشوید . ببینید به دختر نمرود گفت اول لااله الاالله را بگو بعد نزد من بیا من چه زمانی لااله الاالله را به شما گفته بودم ؟ از ذکر دمادم غافل نشوید تا دور شما همیشه انوار نوری باشد، این انوار نوری باعث می شود که می آیند به شما نزدیک شوند به شما می خورند ولی نمی توانند داخل شوند .
سوال: فرمودید هر کسی یک وظیفه و مسئولیتی دارد، برای شناخت آن مسئولیت چه کاری باید انجام بدهیم؟
استاد: من شما را سراغ قرآن فرستادم، همه ی علما و همه آن هایی که مسیر عرفان، علم و فقه رفتند می گویند قرآن، برای این که از آن یاد بگیرید، راهی نداریم، کدام مکتب می خواهید بروید، نزد کدام استاد می خواهید بروید که آن استاد به شما بگوید؛ شما این طور و آن طور هستید، کسانی که اختلافات خانوادگی و مشکلات مشاوره ای دارند نزد 2 روانشناس متفاوت بروند هر کدام یک چیزی می گویند اما تو یک مشکل داری، ولی 3 آدم 3 جواب متفاوت می دهد، اما قرآن یک جواب می دهد. قرآن بخوانید، راهی نیست.

