فلسفه آفرینش (اسرار توحید ) بخش ششم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: فلسفه آفرینش
- بازدید: 30
بسم الله الرحمن الرحیم
هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست - شما صدای عشق، ترنمش را میشنوید؟ اگر فکر میکنید خیلی تنها هستید، خیلی غصه دارید چون عشق را نمیشناسید.
ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست
ما به فلک بودهایم یار مَلَک بودهایم
باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست - ما همه همان جا برمیگردیم.
خود ز فلک برتریم وز مَلَک افزونتریم
زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا
بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست
بخت جوان یار ما، دادن جان کار ما
قافله سالار ما فخر جهان، مصطفاست
پروردگار عالم در قرآن اوصاف زیبا و ابعاد مثبتی از انسان بیان فرموده است. البته زیاد خوشحال نشوید، زیباهایش را امروز میگویم الباقی را اگر عمر باقی بود ان شاءا...فردا میگویم. امروز به آنها میپردازیم تا عزیزانمان به دارایی خودشان واقف شوند و در تقویت و زیاد کردن این دارایی بکوشند.
اول؛ امانتدار الهی، سوره احزاب آیه 72 خداوند فرموده؛ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا، ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، ولی آنها از حمل این امانت سر برتافتند از آن هراسیدند، اما انسان آن را به دوش کشید. چه قدر ما شجاع بودیم امانت الهی را به دوش کشیدیم. از این آیه میشود فهمید که امانت خاص الهی بر هر موجودی از موجودات عرضه شد ولی قبول نکردند، چرا؟ چون توان و قابلیت حمل آن را نداشتند. نه اینکه بخواهند تمرد کنند، توانش را نداشتند. بر انسان عرضه شد، انسان تنها مخلوقی بود که قابلیت حمل این امانت را داشت. حافظ میفرماید؛
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نامِ منِ دیوانه زدند
جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنه
چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند
حالا ببینیم امانت چه بود، بعضیها گفتند مقصود از امانت اوامر و نواهی الهی، احکام و واجباتی است که خدا بر بندگانش تکلیف کرده است. در تفسیر مجمع البیان جلد (2) این نکته آمده است.
عدهای گفتند مقصود از امانت، امانتهای مردم و وفای به عهد و پیمان است. در عوالی اللئالی العزیزیة فی الاحادیث الدینیة جلد (1) آمده است؛ میگفتند هنگامی که وقت نماز میرسید احوالات آقا امیرالمومنین(ع) تغییر میکرد، لرزه بر اندام ایشان میافتاد، از حضرت سوال میشد آقاجان چه شده است؟ آقا میفرمود وقت نماز است، وقت ادای امانتی است که خدا بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کرد و آنها نپذیرفتند، آن وقت ما خیلی کوچک میشماریم.
من 4 یا 5 ساله بودم، مادرم موقع نماز، سجادهاش که برای مادر خدا بیامرزش بود را به من میداد میگفت برو مادر، مسجد برای من هم جا بگیر، من که میرفتم مسجد میخواستم بروم صفهای جلو برای مادرم جا بگیرم، فکر میکردم امتیاز بیشتری دارد این قدر پیرزنها پای من را نیشگون میگرفتند، هنوز هم میترسم در این سن و سال نماز جماعت مسجد بروم. باید خیلی مراقب باشیم. امیرالمومنین(ع) میفرمایند؛ نماز ادای امانتی است که خدا بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کرد و آنها نپذیرفتند من و شما گفتیم ما انجام میدهیم و قبول داریم، گردن ما.
در انسان الکامل عزیزالدین نسفی آمده است؛ آن امانت که بر جمله موجودات عرضه کردند و جمله ابا کردند و قبول نکردند، آدمی قبول کرد و با آن به کمال رسید آن امانت عقل است، هرکدام یک چیزی میگویند. مقصود از این عقل، عقل معاد است، عقل معاد جایگاهش در دل آدمی است، عقل معاش جایگاهش در مغز آدمی است. با آن عقل میگردی کجا ارزانتر بخرم؟ کجا بیشتر بگیرم؟ کجا چه کار کنم؟ کجا چگونه پول دربیاورم؟ عقل معاد منظورش است.
در اصول کافی جلد (1) آمده است، از امام صادق (ع) پرسیدند عقل چیست؟ آقا فرمودند؛ چیزی است که به وسیله ی آن خدا پرستش شود و بهشت به دست آید. آن شخص دوباره سوال کرد، آقا جان پس آن چه که معاویه دارد چیست؟ آن چه بوده است ؟ حضرت فرمودند؛ آن نیرنگ، آن شیطنت است، آن شبیه عقل، نمایش عقل است، ولی عقل نیست عقل فراتر از این حرف ها است. اهل معرفت گاهی از این امانت به عشق تعبیر کرده اند. به شکل های مختلف بحث و گفتگو می کنیم.
در رساله ی عشق و عقل نجم الدین رازی آمده است؛ عشق مختص انسان است، تنها طلسم وجود انسان و ولایت دو رنگ او که آمیزه ای از هر دو عالم روحانی و جسمانی است، استعداد و قابلیت پذیرش بار امانت عشق را دارد.
در ازل پرتو حُسنت ز تجلی دَم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه ای کرد رُخت دیدِ مَلَک عشق نداشت
عین آتش شد و از این غیرت و بر آدم زد
عده ای هم گفتند آن امانت سِر است. در تفسیرعرائس البیان، حقایق القرآن جلد (1) آمده است، امانت اسرار خداوند متعال و اهل امانت، همان عارفان به خدای متعال هستند و عالمان به اسرار او. ما کدام یک از اینان هستیم ؟
در بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد جلد (1)، مراد از امانت، ولایت علی بن ابی طالب (ع) است. ببینید چقدر ولایت آقا سنگین است، نه سنگین به آن معنا که نتوان آن را کشید، خیلی بزرگ است .
در معانی الاخبار آمده است که امام صادق (ع) فرمودند؛ خداوند تبارک و تعالی ارواح را 2000 سال پیش از اجساد خلق فرمود، پس شریف ترین و والاترین آنها را ارواح محمد (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) و ائمه پس از ایشان قرار داد. بعد این ها را بر آسمان ها و زمین ها و کوه ها عرضه داشت، نورشان آنها را پوشاند، پس خداوند تبارک و تعالی به آسمان ها و زمین و کوه ها فرمود؛ این جماعت دوستان واولیای من و حجت های من بر خلق من و رهبران ماسوای من هستند . آفریده ای نیافریدم که از ایشان محبوب تر باشد، برای ایشان و دوستان ایشان بهشتم را آفریدم، برای دشمنان و مخالفین ایشان دوزخ را خلق کردم. پس کسی که ادعای مقام ایشان را از من نماید و کسی که رتبه و محل ایشان را از عظمت من بخواهد او را عذاب می کنم، به عذاب دردناکی که هیچ یک از عالمیان را چنان عذاب نکرده باشم او را با مشرکین در طبقه ی زیرین جهنم قرار خواهم داد . وکسی که اقرار به ولایت ایشان کند، این ولایت را قبول کند، مقام ایشان را ادعا نکند، ولایت را قبول می کند ولی می گوید من را مثل ایشان کن، از من منزلت و مرتبه ی آنها را از عظمتم نخواهد، او را با ایشان در باغ های بهشت قرار خواهم داد. چقدر می چسبد، این همه داد می زنیم و خانم حضرت زهرا (س) را صدا می زنیم، در بهشت کنار ایشان بنشینیم .امام حسین(ع) را صدا می زنیم کنار ایشان بنشینیم آدم دنیاپرست چرا زیادتر از این می خواهی که جهنم بروی.
و برای ایشان خواهد بود در نزد من آنچه که بخواهند، من عطا نمودم به ایشان کرامت خود، ایشان را در جوار خود جای دادم، وساطت ایشان را درباره ی گناهکاران از بندگان پذیرفتم. پس ولایت ایشان امانت من نزد مخلوقاتم است. یادتان هست به شما گفتم وقتی شما مشکلی دارید از امام رضا (ع)، از امیرالمومنین (ع) می خواهید، جماعت حواستان را جمع کنید، نگو آقا کارم را درست کن بگو آقا شفاعتم را کن که خداوند اذن دهد و این مشکل حل شود. بعضی ها هم این امانت را معرفت توحید دانستند که این همه راجع به آن چندین جلسه است که صحبت می کنیم.
در علل الشرایع جلد (1) آمده است که مولا حسین بن علی (ع) از جمع یارانش بیرون آمد و به آنها فرمود ای مردم، پروردگارعالم بندگانش را نیافریده مگر برای این که او را بشناسند. هنگامی هم که او را شناختند عبادتش می کنند، زمانی که او را عبادت کردند از پرستش غیر او بی نیاز می شوند. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان پیرو این مطلب در معنای امانت، آن را ولایت الهی دانسته است.
در نص النصوص آمده است؛ مراد از امانت، خلافت الهی است. در زیارت جامعه خطاب به اهل بیت وطهارت می خوانیم، سلام بر نگهبانان راز خدا. جای اهل بیت را بشناسیم .
در سوره بقره آیه می خوانیم 30؛ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً، به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت من در روی زمین جانشینی قرار خواهم داد.
در خصال جلد (2) کلامی از امام صادق(ع) داریم که ایشان فرمودند؛ به راستی که خدای عزّوجل 1200 عالم دارد هر عالمی از آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمین است، هیچ کدام از این عالم ها از عوالم دیگر خبری ندارند که خدای متعال به جز این عالم، عالم دیگری هم آفریده باشد و فرمودند؛ من بر همه ی این عوالم حجّت هستم. امروز که این را می نوشتم گفتم عمرت بر باد رفت الان باید این را بفهمی؟ موقعی که نوجوان بودی یا یک جوان 18 ساله بودی باید می فهمیدی شاید الان یک چیز دیگری بودی، هیچ کس نمی داند.
قابلیت خلافت در همه ی انسانها بالقوه است نه بالفعل، تو هم می توانی خلافت کنی، من هم می توانم، او هم می تواند امّا بالقوه، باید به فعل تبدیل بشود، در همه ی ما بالقوه است، اگر کسی آن اسمایی را که خداوند بر آدم فرمود را در وجود خودش تحقق ببخشد خلیفه اللهِ بالفعل می شود و گرنه خلافت آدمی در همان حد بالقوه باقی می ماند. ما فقط یک مورد خواستیم خشم نکن، کسی هست که بتواند بگوید از صبح تا الان خشم نکرده است؟
سوره بقره آیه 31 خدا فرموده ؛ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا، سپس علم اسما را همگی به آدم آموخت. یعنی همه ی آن اسماء را ما الان بلد هستیم چندتا از آن را به یاد داریم ؟ این آیه ظرفیت علمی انسان را بیان می کند، خودت را دست کم نگیر، ما خیلی بالا هستیم.
سوره اسراء آیه 70 خبر از برتری انسان به سایر مخلوقات داده شده است؛ وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا، ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، آن ها را در خشکی و دریا حمل کردیم از انواع روزی های پاکیزه به آنها روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم برتری بخشیدیم. این کلام خداست، کلام رئیس جمهور فلان مملکت، فلان گروه افغانی یا آیت ا... نیست. انسان مهمان خاص خداست همه ی موجودات در عالم طفیلی وجود انسان هستند هرچه درعالم وجود دارد شعاع وجود انسان است.
در سوره جاثیه آیه 13 می خوانیم؛ وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ، او آن چه در آسمان ها و آن چه در زمین است همه را از سوی خودش مسخر شما ساخته و در این نشانه هایی است برای کسانی که اندیشه می کنند.
سوره بقره آیه 29؛ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ، او خدایی است که همه آن چه را در زمین وجود دارد برای شما آفرید، همه را برای ما آفریده فقط نمی دانم چرا انقدر هُل می زنیم از دست همدیگر میگیریم.
سوره ابراهیم آیه 32 و 33؛ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ ۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ، کشتی ها را مسخر شما گردانید تا بر صفحه ی دریا به فرمان او حرکت کنند نهر ها را مسخر شما نمود. وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ ۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ، خورشید و ماه را به تسخیر شما در آورد شب و روز را مسخر شما ساخت.
در حدیث قدسی آمده است؛ ای بنده ی من، من همه ی اشیاء را به خاطر تو خلق کردم تو را هم برای خودم آفریدم من دنیا را با احسان خود به تو بخشیدم آخرت را هم به وسیله ایمان به تو دادم . دنیا با همه چیزهایی که در درونش است برای ما، می گوید درست استفاده کن امّا اگر ایمان داشته باشی بیا آن جهان هم برای تو، جهان آخرت را هم به واسطه ایمانت به تو دادم، آخر دیگر ما چه می خواهیم، من نمی دانم، که اطاعت نکنیم، زوربگوییم ، قلدری کنیم. انسان در ذات خودش با خدای خودش آشناست و گرایش ذاتی به خدا دارد.
سوره روم آیه 30؛ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ، پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده دگرگونی در آفرینش الهی نیست این است آیین استوار ولی اکثر مردم نمی دانند.
سوره اعراف آیه 172؛ وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىشَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ، به خاطر بیاور زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم ذریه آنها را گرفت و آنها را گواه بر خویشتن ساخت فرمود آیا من پروردگار شما نیستم گفتند آری گواهی می دهیم.همه ی این ها را ما گفتیم.
امیرالمومنین علی (ع) در خطبه اول نهج البلاغه فرمود؛ پس خداوند رسولانش را برانگیخت پیامبرانش را به دنبال هم به سوی آنان گسیل داشت تا ادای عهد فطرت الهی را از مردم بخواهند.
صحبت از جمع: در حدیث قدسی است؛ ای احمد اگر تو نبودی جهان را نمی آفریدم اگر علی نبود تو را و اگر فاطمه نبود من شما دو نفر را نمی آفریدم.
استاد: ببین چه دنیایی عجیبی است آدم وقتی می خواهد سعی کند درک کند تازه می فهمد در چه دست اندازی می افتد به کلام ساده است، می خواهی ببینی آنها چه جایگاهی دارند؟ این همان نقطه نورانی های اولی در جهان ذرع هستند که وقتی افتادند بالاترین شعاع نور را داشتند.
ادامه صحبت از جمع : و خودم هم کجا بودم به نسبت آنها؟
استاد: آفرین، ببین چند سال داری است و تازه الان چه چیزهایی را طی و رد می کنی براساس آن، از آن بالا به پایین. من که هر وقت نگاه می کنم می بینم که همیشه روی زمین هستم، زیرزمین نیستم تلاش می کنم بالا بروم، بالا می روم یکی پیدا می شود کفرم را در می آورد دوباره پایین می آیم خب ناراحت می شوم دیگر. یک چیز برای من خیلی مهم است و خوب است شما هم بدانید، من از هیچ کس در این دنیا هیچ چیز نمی خواهم، بالاتر از همسر آدم کسی که نیست در همه سال هایی که زندگی کردم هرگز نشد به او بگویم که مثلا من فلان چیز را می خواهم، یا فلان کار را برای من بکن، حتی محبت نمی خواهم، چرا نمی خواهم؟ همه از محبت خوششان می آید ولی من خودم یک جوی کوچک و باریک محبت هستم همیشه راه افتادم جاری است اما یک چیزی را می خواهم؛ محبت نمی کنی، نکن، ولی بفهم که من به تو محبت دارم. فقط این کافی است. نمی خواهم به من محبت کنی، نیاز به محبت هیچ کس ندارم اما بفهم که من تو را دوست دارم، چرا این را می خواهم؟ برای اینکه می دانم این فهم، چقدر انسان ها را تغییر می دهد مسیر زندگی شان را عوض می کند وقتی می فهمند یکی دیگر بی هیچ چشم داشتی، بی هیچ ارتباطی ولی دوستشان دارد. محبت زندگی انسان ها را زیر و رو می کند برای همین هم هیچ وقت فکر نمی کنم آنهایی که آن بالا هستند من اینقدر هم بالا آمده باشم هرگز هنوز هم بر روی زمین هستم هنوز هم در حال جستجو هستم.
همه این هایی که شنیدید امانت الهی است تمام خصایص، تمام صفات که انسان ها دارند امانت الهی هستند، منتها آیا این امانت را خوب استفاده می کنیم، ضایع نمی کنیم ؟ به همدیگر بد می گوییم؟ ای بابا چقدر طول می کشد تا یک دوستی شکل بگیرد با یک کلمه حرف و یک حرکت زیرآبش را می زنی. من و دوستم 60 سال است که با هم هستیم ایشان در آمریکا است ولی از همدیگر به طور مرتب با خبر هستیم، من اینجا حالم بد می شود او آنجا می فهمد و برعکس. دوستی خیلی زیباست آن را ضایع نکنید خیلی زود بندش را نبُرید. دوستی ها ارزشمند هستند اگر خطا کردید بروید بگویید معذرت می خواهم ولی بگذار دوست بمانیم، بگذار همدیگر را دوست بداریم.

